منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 343
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 36

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 9
:: بازدید ماه : 61
:: بازدید سال : 269
:: بازدید کلی : 269
نویسنده : avpl
یکشنبه 23 شهریور 1393

خلاصه زندگینامه حضرت معصومه (س)

 

خلاصه زندگینامه حضرت معصومه (س)

 

  • نام حضرت معصومه علیها السلام « فاطمه کبری » بود ، زیرا امام موسی کاظم علیه السلام سه دختر به نام فاطمه داشتند و حضرت معصومه (س) بزرگترین آنها بود .
  • مادر آن حضرت ، بانوی بزرگواری به نام « نجمه » خاتون بود .
  • لقب  « معصومه » را امام رضا علیه السلام بر ایشان نهاد .
  • در شرافت نسب حضرت معصومه (س) همین بس که ایشان دختر امام ، خواهر امام و عمه امام  هستند و همگی این ائمه بعلاوه امام باقر و امام صادق علیهما السلام در جلالت شأن ایشان ، روایت دارند . آن حضرت از معدود امام زادگانی است که پنج معصوم در عظمت شأن او سخن گفته اند .
  • درست است که روایات متعدد و فراوانی در شأن شهر قم و اهالی آن وارد شده ، ولی به طور مسلم اهمیت و مقام حضرت معصومه (س) به این جهت نیست که در قم مدفون گردیده اند بلکه در میان فضائلی که قم دارد مهمترین فضیلت این است  که حضرت معصومه (س) را در خود جای داده است . تعداد 444 امامزاده بزرگوار در قم مدفونند حتی در جوار مرقد حضرت معصومه (س) دختران مکرمه امام جواد (ع) آرمیده اند .
  • با توجه به اینکه حضرت معصومه (س) در سال 201 هجری قمری رحلت کردند عمر شریف حضرت حدود 28 سال بود .
  • در میان حدود 37 فرزند حضرت کاظم (ع) فقط امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) از یک مادر ، آن هم بانوی بزرگواری چون نجمه خاتون متولد شدند .
  • امام رضا (ع) 25 سال بزرگتر از حضرت معصومه (س) بودند زیرا آن حضرت در سال 148 هجری قمری به دنیا آمدند و حضرت معصومه (س) در سال 173 هجری قمری .
  • حضرت معصومه (س) 21 سال تحت سرپرستی امام رضا (ع) بودند زیرا امام کاظم (ع) در سال 179 هجری قمری به دستور هارون زندانی گشت و حضرت معصومه (س) در آن زمان 6 ساله بودند و تا زمان هجرت امام رضا (ع) – سال 200 هجری قمری – تحت کفالت حضرت بودند .
  • امام رضا (ع) دو سال بعد از حضرت معصومه (س) شهید شدند .
  • حضرت معصومه (س) پس از ورود به قم در منزل موسی بن خزرج اقامت گزیدند . این منزل به همین دلیل از دیرزمان مورد توجه شیعیان قرار دارد و هم اکنون نیز با نام « ستیه » زیارتگاه مشتاقان آن حضرت می باشد . « ستیه » مخفف سیّده به معنای خانم است . نام دیگر این محل « بیت النور » است که برخی به اشتباه آن را « بیت التنور » نامیده اند . با این توجیه که ایشان در مدت اقامت در آنجا ، نان می پخته اند .اما با توجه به بیماری حضرت در مدت اقامت و مهمان نوازی قمی ها ، این توجیه پذیرفتنی نیست . این محل در خیابان انقلاب میدان میر ابتدای 45 متری عمار یاسر قرار دارد .
  • پس از وفات حضرت معصومه (س) پیکر مطهر ایشان را غسل داده ، کفن کردند و به محل حرم فعلی آوردند تا به خاک بسپارند . زمینی که هم اکنون مرقد مطهر حضرت معصومه (س) و صحن و سرای آن حضرت در آن جای دارد ، در  عصر ورود حضرت به قم به نام « باغ بابلان » خوانده می شد که از باغهای موسی بن خزرج بود . در آنجا اشعری  ها سردابی حفر کردند ولی نمی دانستند چه کسی باید حضرت معصومه (س) را در قبر بگذارد . ناگاه از جانب صحرا دو نفر سوار نقابدار پیدا شدند ، وقتی به نزدیک رسیدند از مرکب خود پیاده شده و بر جنازه حضرت نماز خواندند . سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند . آنگاه بیرون آمده و رفتند و کسی نفهمید آنها چه کسی بودند . این قضیه دلالت بر کرامت و شرافت حضرت دارد .

 


:: بازدید از این مطلب : 380
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
یکشنبه 23 شهریور 1393

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

نام، لقب و کنیه امام:
نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."
یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

پدر و مادر امام:
پدر بزرگوار ایشان امام موسی کاظم (علیه السلام) پیشوای هفتم شیعیان بودند که در سال 183 ﻫ.ق. به دست هارون عباسی به شهادت رسیدند و مادر گرامیشان "نجمه" نام داشت.

تولد امام:
حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل شده است که: "هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لااله‌الاالله" را از شکم خود می‌شنیدم، اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی بگوش نمی‌رسید. هنگامی‌که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می‌داد؛ گویی چیزی می‌گفت." نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.

زندگی امام در مدینه:
حضرت رضا (علیه السلام) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختند. مردم مدینه نیز بسیار امام را دوست می‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، با اینکه امام بیشتر سالهای عمرش را در مدینه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی پیروان بسیاری داشت که گوش به فرمان اوامر امام بودند.
 امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

امامت حضرت رضا (علیه السلام):
امامت و وصایت حضرت رضا (علیه السلام) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (صلی الله و علیه و اله) اعلام شده بود. به خصوص امام کاظم (علیه السلام) بارها در حضور مردم ایشان را به عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند که به نمونه‌ای از آنها اشاره می‌نماییم.
 یکی از یاران امام موسی کاظم (علیه السلام) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن‌جعفر به جمع ما وارد شد و دست فرزندش علی در دست او بود. فرمود: "آیا می‌دانید من کیستم؟" گفتم: "تو آقا و بزرگ ما هستی." فرمود: "نام و لقب من را بگویید." گفتم: "شما موسی بن جعفر بن محمد هستید." فرمود: "این که با من است کیست؟" گفتم: "علی بن موسی بن جعفر." فرمود: "پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من است و بعد از مرگ من وصی من می‌باشد."». در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم نقل می‌کند امام رضا (علیه السلام) به عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی شده‌اند. امام صادق (علیه السلام) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند که "عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو می‌باشد."

اوضاع سیاسی:
 مدت امامت امام هشتم در حدود بیست سال بود که می‌توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:
1- ده سال اول امامت آن حضرت، که همزمان بود با زمامداری هارون.
2-پنج سال بعد از‌ آن که مقارن با خلافت امین بود.
3- پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز بود.
 مدتی از روزگار زندگانی امام رضا (علیه السلام) همزمان با خلافت هارون الرشید بود. در این زمان است که مصیبت دردناک شهادت پدر بزرگوارشان و دیگر مصیبت‌های اسفبار برای علویان (سادات و نوادگان امیرالمؤمنین) واقع شده است. در آن زمان کوشش‌های فراوانی در تحریک هارون برای کشتن امام رضا (علیه السلام) می‌شد تا آنجا که در نهایت هارون تصمیم بر قتل امام گرفت؛ اما فرصت نیافت نقشه خود را عملی کند. بعد از وفات هارون فرزندش امین به خلافت رسید. در این زمان به علت مرگ هارون ضعف و تزلزل بر حکومت سایه افکنده بود و این تزلزل و غرق بودن امین در فساد و تباهی باعث شده بود که او و دستگاه حکومت، از توجه به سوی امام و پیگیری امر ایشان بازمانند. از این رو می‌توانیم این دوره را در زندگی امام دوران آرامش بنامیم.

اما سرانجام مأمون عباسی توانست برادر خود امین را شکست داده و او را به قتل برساند و لباس قدرت را به تن نماید و توانسته بود با سرکوب شورشیان فرمان خود را در اطراف و اکناف مملکت اسلامی جاری کند. وی حکومت ایالت عراق را به یکی از عمال خویش واگذار کرده بود و خود در مرو اقامت گزید و فضل ‌بن ‌سهل را که مردی بسیار سیاستمدار بود، وزیر و مشاور خویش قرار داد. اما خطری که حکومت او را تهدید می‌کرد علویان بودند که بعد از قرنی تحمل شکنجه و قتل و غارت، اکنون با استفاده از فرصت دو دستگی در خلافت، هر یک به عناوین مختلف در خفا و آشکار عَلم مخالفت با مأمون را برافراشته و خواهان براندازی حکومت عباسی بودند؛ به علاوه آنان در جلب توجه افکار عمومی مسلمین به سوی خود، و کسب حمایت آنها موفق گردیده بودند و دلیل آشکار بر این مدعا این است که هر جا علویان بر ضد حکومت عباسیان قیام و شورش می‌کردند، انبوه مردم از هر طبقه دعوت آنان را اجابت کرده و به یاری آنها بر می‌خواستند و این، بر اثر ستم‌ها و نارواییها و انواع شکنجه‌های دردناکی بود که مردم و بخصوص علویان از دستگاه حکومت عباسی دیده بودند. از این رو مأمون درصدد بر آمده بود تا موجبات برخورد با علویان را برطرف کند. بویژه که او تصمیم داشت تشنجات و بحران‌هایی را که موجب ضعف حکومت او شده بود از میان بردارد و برای استقرار پایه‌های قدرت خود، محیط را امن و آرام سازد. لذا با مشورت وزیر خود فضل بن سهل تصمیم گرفت تا دست به خدعه‌ای بزند. او تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد دهد و خود از خلافت به نفع امام کناره‌گیری کند، زیرا حساب می‌کرد نتیجه از دو حال بیرون نیست، یا امام می‌پذیرد و یا نمی‌پذیرد و در هر دو حال برای خود او و خلافت عباسیان، پیروزی است. زیرا اگر بپذیرد ناگزیر، بنابر شرطی که مأمون قرار می‌داد ولایت عهدی آن حضرت را خواهد داشت و همین امر مشروعیت خلافت او را پس از امام نزد تمامی گروه‌ها و فرقه‌های مسلمانان تضمین می‌کرد. بدیهی است برای مأمون آسان بود در مقام ولایتعهدی بدون این که کسی آگاه شود، امام را از میان بردارد تا حکومت به صورت شرعی و قانونی به او بازگردد. در این صورت علویان با خشنودی به حکومت می‌نگریستند و شیعیان خلافت او را شرعی تلقی می‌کردند و او را به عنوان جانشین امام می‌پذیرفتند. از طرف دیگر چون مردم حکومت را مورد تایید امام می‌دانستند لذا قیامهایی که بر ضد حکومت می‌شد جاذبه و مشروعیت خود را از دست می‌داد.
 او می‌اندیشید اگر امام خلافت را نپذیرد ایشان را به اجبار ولیعهد خود می‌کند که در اینصورت بازهم خلافت و حکومت او در میان مردم و شیعیان توجیه می‌گردد و دیگر اعتراضات و شورشهایی که به بهانه غصب خلافت و ستم، توسط عباسیان انجام می‌گرفت دلیل و توجیه خود را از دست می‌داد و با استقبال مردم و دوستداران امام مواجه نمی‌شد. از طرفی او می‌توانست امام را نزد خود ساکن کند و از نزدیک مراقب رفتار امام و پیروانش باشد و هر حرکتی از سوی امام و شیعیان ایشان را سرکوب کند. همچنین او گمان می‌کرد که از طرف دیگر شیعیان و پیروان امام، ایشان را به خاطر نپذیرفتن خلافت در معرض سئوال و انتقاد قرار خواهند داد و امام جایگاه خود را در میان دوستدارانش از دست می‌دهد.

سفر به سوی خراسان:
مأمون برای عملی کردن اهداف ذکر شده چند تن از مأموران مخصوص خود را به مدینه، خدمت حضرت رضا (علیه السلام) فرستاد تا حضرت را به اجبار به سوی خراسان روانه کنند. همچنین دستور داد حضرتش را از راهی که کمتر با شیعیان برخورد داشته باشد، بیاورند. مسیر اصلی در آن زمان راه کوفه، جبل، کرمانشاه و قم بوده است که نقاط شیعه‌نشین و مراکز قدرت شیعیان بود. مأمون احتمال می‌داد که ممکن است شیعیان با مشاهده امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می‌شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می‌دادند.

ولایت عهدی:
هنگامیکه حضرت رضا (علیه السلام) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: "همه بدانند من در آل عباس و آل علی (علیه السلام) هیچ کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی بن موسی رضا (علیه السلام) ندیدم." پس از آن به حضرت رو کرد و گفت: "تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع کنم و آن را به شما واگذار نمایم." حضرت فرمودند: "اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده جایز نیست که به دیگری ببخشی و اگر خلافت از آن تو نیست، تو چه اختیاری داری که به دیگری تفویض نمایی." مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید. اما امام فرمودند:‌ "هرگز قبول نخواهم کرد." وقتی مأمون مأیوس شد گفت: "پس ولایت عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید." این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: "از پدرانم شنیدم، من قبل از تو از دنیا خواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون ‌الرشید دفن خواهم شد." اما مأمون بر این امر پافشاری نمود تا آنجاکه مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: "اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم." مأمون با این شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: "خداوندا! تو می‌دانی که مرا به اکراه وادار نمودند و به اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی. خداوندا، عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه دارم. همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی."


:: بازدید از این مطلب : 689
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
یکشنبه 23 شهریور 1393
)

 

زندگی اجمالی امام هادی(ع)

حضرت علی بن محمد (علیه السلام) ملقب به «هادی»، دهمین امام شیعیان است كه تولد آن حضرت بنا به روایت كلینی، شیخ مفید و شیخ طوسی و نیز ابن اثیر، در نیمه ذی حجه سال 212 هجری[1] بوده است. در برخی از منابع، 27 ذی حجه،[2] و در منابعی دیگر در ماه رجب سال 214 ـ دوازدهم یا پنجم[3] یا سیزدهم ـ[4] یاد شده است.[5] مادر آن حضرت را سمانه[6] یا سوسن[7] نامیده‌اند.

 زندگی اجمالی امام هادی(ع)

شهادت آن حضرت در سال 254 بوده، هر چند در ماه و روز آن اختلاف فراوان وجود دارد. برخی از منابع آن را سوم رجب دانسته‌اند، [8]در حالی كه منابع دیگر، رحلت را در 25 یا 26 جمادی الثانی یاد كرده‌اند.[9]

آن حضرت و فرزند گرامیش امام حسن (علیه السلام) به عسكریین شهرت یافتند؛ [10]زیرا خلفای بنی عباس آنها را از سال 233 به سامرا (عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند.

القاب و کنیه های حضرت

امام هادی (علیه السلام) به لقبهای دیگری مانند: نقی، عالم، فقیه، امین و طیب شهرت داشت و كنیه مباركش ابوالحسن است. از آنجا كه كنیه امام موسی كاظم و امام رضا – علیهما السلام- نیز ابوالحسن بود، لذا برای اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم – علیه السلام- و ابوالحسن ثانی به امام رضا – علیه السلام- و ابوالحسن ثالث به حضرت هادی – علیه السلام- اختصاص یافته است.

نقش انگشتر امام هادی (علیه السلام) بنا به روایت ابن صباغ مالكی، «الله ربی و هو عصمتی من خلقه» بوده است.[11]


:: بازدید از این مطلب : 657
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
یکشنبه 23 شهریور 1393

خلاصه ای از زندگی پیامبر(ص)

 

نام:احمد،محمد
نام پدر:عبدالله
نام مادر: آمنه
شهرت:خاتم پیامبران،رسول خدا،امین
کنیه:ابوالقاسم
محل تولد:مکه
زمان تولد:به قول مشهور ۱۷ ربیع الاول سال ۵۷۱ میلادی
روز مبعث:۲۷ رجب
مدت نبوت:بیست و سه سال
مدت عمر:شصت و سه سال
تاریخ فوت:۲۸ ماه صفر یازدهم هجری
محل فوت:مدینه منوره
محل دفن:جنب مسجد پیامبر
دوران حیات:قبل از نبوت تا چهل سالگی زندگی عادی از چهل سالگی مبعوث به پیامبری
۱۳ سال بعد از بعثت زندگی در شهر مکه زادگاهش
۱۰ سال بعد از هجرت از مکه به مدینه و آغاز مبارزه و پیروزی و پیشرفت اسلام
تعداد فرزندان:۴ دختر به نام های:فاطمه،زینب،رقیه،ام کلثوم
و ۳ پسر به نام های:قاسم،عبد الله،ابراهیم

     


:: بازدید از این مطلب : 630
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
شنبه 22 شهریور 1393

آیا میدانید یک انسان 8 ثانیه پس از قطع کردن گردنش هنوز به هوش است؟آیا میدانید در هر دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض میشود ؟ آیا میدانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می کنند ؟آیا میدانید یک انسان در یک شبانه روز 33000بار نفس میکشد؟ 


:: بازدید از این مطلب : 436
|
امتیاز مطلب : 60
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
نویسنده : avpl
شنبه 22 شهریور 1393

آیا میدانید کم عمر ترین موجوداتی که در اطراف ما به وضوح زندگی میکنند کدامند :مگس خانگی ( چهار هفته ) زنبور کارگر ( پنج هفته ) مورچه کارگر (شش ماه ) مورچه ملکه (3سال) موش صحرایی (2 تا 3 سال )


:: بازدید از این مطلب : 456
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
شنبه 22 شهریور 1393

میلاد امام رضا (ع ) مبارک ...پیامبر اکرم (ص) فرمودند:پاره تن من دردر خراسان مدفون خواهد شد . هر مومنی که او را زیارت کند البته بهشت او را واجب گردد و بدنش بر آتش جهنم حرام شود . (منتهی الامال ج 2 ص 422)


:: بازدید از این مطلب : 717
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
پنج‌شنبه 06 شهریور 1393

:: بازدید از این مطلب : 574
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
پنج‌شنبه 06 شهریور 1393

:: بازدید از این مطلب : 571
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
دوشنبه 27 مرداد 1393

 

شرايط عضويت

 

1-   تكميل فرم رعايت مقررات  و فرم تقاضاي عضويت

2-  ارائه   2   قطعه عكس

3-   ارائه كارت ملي

4-   پرداخت حق عضويت سالانه

تذكر1: مدت اعتبار كارت عضويت يكسال از تاريخ صدور است.

تذكر2: استفاده از كارت عضويت فقط براي صاحب كارت  مجاز است.

تذكر3: استفاده از خدمات كتابخانه فقط با ارائه اصل كارت عضويت ميسر است.

تذكر4: كارت صادر شده در تمام كتابخانه هاي وابسته به نهاد كتابخانه هاي عمومي فعال در سطح استان معتبر مي باشد.


موارد تخفيف:

1-  جانبازان ،ايثارگران و فرزندان شهدا، اعضاي فعال بسيج با ارائه معرفي نامه : 100درصد (رايگان).    

2-  خردسالان : 100 درصد (رايگان).  

3-  كليه بازنشستگان دولت : 100درصد (رايگان).                      

4-  كليه كاركنان نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور به همراه همسر و فرزندان كاركنان : 100درصد (رايگان).

5-  كليه معلولان (نابينايان، كم بينايان، معلولين جسمي، حركتي) : 100درصد (رايگان).

6-  افراد تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) ، بهزيستي، مراكز خيريه و يا كساني كه به تشخيص مسئول كتابخانه توان پرداخت حق عضويت را ندارند : 100درصد (رايگان).

7-  كتابداران ساير سازمان­ها و دانشجويان رشته كتابداري : 50 درصد (نيم بهاء)

8-  اعضايي كه در طول يك دوره عضويت موفق به توليد علم (چاپ كتاب و يا مقالات علمي در مجلات معتبر) شده­اند : 50 درصد (نيم بهاء).


    
عضويت در هفته كتاب رايگان و در ميلاد 14معصوم واعيادتعطيل (روز قبل از عيد) نيم بها مي باشد.                        


:: بازدید از این مطلب : 513
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران