منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 343
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 36

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 8
:: بازدید ماه : 62
:: بازدید سال : 271
:: بازدید کلی : 271
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393
 

تحلیل حجاب از دیدگاه روانشناسی

روانشناسی مسأله پوشش را با مطالعه انسان پیوند می زند و با توجّه به اینکه انسان به طور ساختاری موجودی است که نیازهای خاصّی دارد بنابراین نظریات روانشناسان در مورد حجاب وپوشش بسیار متفاوت وگاه متناقض است . البته باید پذیرفت که این علم هنگامی به شناسایی انسان پرداخت که زمان و دوران خداکشی ودین کشی بود .

در شناخت مسأله حجاب و پوشش در بین مرد وزن این نکات ضروری است :

زن : از نظر روانشناسی به دو دسته تقسیم می شوند :

1- عدّه ای که حجاب را مانعی برای نشان دادن خود وزیبایی های شان ویا تفاوت وتبعیض بین زن ومرد می دانند .

2- عدّه ای که حجاب را موجب امنیّت زن و مرد می دانند و آن را مانعی برای رسیدن به اهداف شان نمی بینند والبته آن را عامل تبعیض هم نمی دانند چون این دسته از افراد پایبندی هایی هر چند کوچک با اخلاق و مذهب دارند که خواه ناخواه این مسأله برای گروه نوجوان و جوان که در حین تکامل شخصیّتی هستند کاملاً روشن و آشکار است . نو جوان در سنی قرار دارد که کم کم به هویّت وجودی خود آشنا می شود و برای نیازهای روزمره خود به دنبال پاسخ صحیح است که در این حوزه والدین با همکاری روشهای متناسب علمی آموزشی در مدارس بسیار مهم است و شخصیّت نوجوان را پخته       می کند . نوجوان براى درك بهتر خود و آشنايى با محيط پيرامون خويش , نيازبه راهنمايى و آگاهى دارد.او هـمـواره در حال رشد و نمو است و رشد جسمى اش بطور طبيعى , همراه با حالتها و هيجانهاى روحى و عاطفى است .

پوشش و دوران نوجوانی

دوران نوجوانی ، دوران بلوغ و رشد و دوران نقش پذیری  هویّت در ضمیر باطن انسان است . دورانی که انسان به شدّت در حال شناسایی خود و محیط اطرافش است . يـكـى از آگاهيهاى بسيار مهم در زندگى جوان , قبل از شناختن محيط و پديده هاى پيرامونش , آشنايی با خود است .توجه به خويشتن و آگاهى به خود يكى از شگفتيهاى نظام آفرينش است , زيرا انسان علاوه بر علم و آگاهى به اشيا و ديگران , درباره خود آگاهى و توجه حضورى دارد و در عين حال مى تواند تـوجـه خـود را بـه شـخصيت خويش متمركز سازد و رفتار و كردار خود را مورد ارزيابى و تحليل قـراردهـد . دوران بلوغ , كه يكى از مهمترين و حساسترين دوران زندگى است , مهمترين ويژگيهاى اين دوران , بروز تمايلات جنسى است و به تناسب آن خواسته های فطری وغریزی عواطف آدمی است ، چون در این دوره نوجوان که به شدّت به سمت جوانی می رود و رشد ونمو جسمی او همراه با رشد مولّفه های فکری او در مورد شناخت کلّی از جهان و محیط زندگی شکل می گیرد به صورت غریزی خواستار ارتباط با شخص مخالف جنسی است و در این رابطه پسران دارای یک استراتژی هستند که آن در همه موارد فکر و خیال کردن در مورد ارتباط با فرد مخالف است و گاه در اثر افراط در این اندیشیدن به مرحله خطرناک دوگانگی رفتاری و یا پناه بردن به شخصیّت پنهان و باطنی خود است که دارای دوست زیبایی است که در روی کره زمین نظیر ندارد . و از نظر دختران وجود حجاب به خودی خود مانعی برای تماس با افراد مخالف جنسی نیست . و این مقوله رابطه مستقیم با نحوه ارتباط مذهبی و دینی و اخلاقی در خانواده و مدرسه بر می گردد ولی به طور کلّی آنها از اینکه لباسهایی بپوشند که نظر جنس مخالف را به خود جلب کنند در یک وجه اشتراک قرار دارند .و این مقوله تنها برای آدمی نیست حتّی حیوانات هم برای اینکه نظر جنس مخالف را به خود جلب کنند تغییرات ساختاری از لحاظ فرم وقیافه به خود می دهند و یا آوازهای مخصوصی را می خوانند .

بنابراین باید برای قبول کردن این سن ومشکلات نوجوانان برنامه ریزی کرد و سلامت آینده فکری ومعنوی هر کشوری به تربیت صحیح دوران نوجوانی وجوانی باز می گردد که تنها وظیفه والدین نیست ، مربّیان هم باید مکمّل رفتارهای صحیح والدین وحتّی در پاره ای از موارد اصلاح کننده رفتارهای غلط والدین ونوجوانان باشند. باید به گونه ای برنامه ریزی کرد که نه وضع پوشش نوجوانان ما آسیب ببیند ونه نوجوانان پوشش را مانعی برای رشد و تکامل خود ویا تبعیضی علیه خود بدانند .

حجاب و هویّت

حجاب و هویّت یک مقوله جدانشدنی در دوران بلوغ و پس از آن هستند . حجاب یعنی حفظ حرمت وارزشهای وجودی خود وهویّت یعنی شناخت خود به عنوان یک موجود برتر که دارای اندیشه وتفکّر است و ماهیّت او این گونه است (یا پسر ویا دختر است ) و باید برای آینده برنامه داشته باشد و دوست دارد در آینده مشکلات مهم زندگی دیگران را مرتفع نماید و البته خود در خوشبختی تمام باشد هنگامی که مسیر درست تربیّت برای زندگی نوجوان پی ریزی شد و او به شناخت کلّی از خود رسید در این زمان متوجّه می شود که حجاب نیز یکی از مولّفه های هویّت اوست . چنانکه حجاب را هویّت زن مسلمان و بی حجابی را هویّت سست دینان و بی دینان می شناسند  . البته همانطور که گفته شد تنها در زمانی این تفکّر در اذهان روشن جوانان نقش خواهد بست که در دوران نوجوانی وجوانی از یک روش مناسب وعلمی و تجربی کارآمد پرورش روحی و اخلاقی بی نصیب نباشند .


:: بازدید از این مطلب : 215
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

آیات و روایات و بررسی موضوع حجاب و عفاف در ابتدا لازم می دانم معنای لغوی و مفهوم حجاب و عفاف را بدانیم. حجاب از لحاظ لغوی به معنای پرده می باشد. از لحاظ مفهومی نیز به : محدودیت پوشش تعریف می شود. یک نکته اشتباه در جامعه جا افتاده که می گوید : حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است. خوب این اشتباه است . حجاب در واقع موضوعی است برای محدود کردن پوشش انسان و همین محدودیت پوشش است که عامل مصونیت است. پس حجاب موضوعی است برای حد و حدود مشخص کردن برای لباس و پوشش انسانی . اما معنای لغوی و مفهوم عفاف و عفت ورزیدن : در عربی به گلی که در گلبرگهایش محفوظ است ( معفف ) گفته می شود اما عفاف از لحاظ مفهومی عبارت است از : خویشتن داری و محدود کردن نوع و میزان رابطه با دیگران ( تعریف از مرکز پرورش استعدادهای خلاق ) . که البته این حد و حدود به نسبت افراد مختلف متفاوت است. در این جا به عفاف بین زنان و مردان نامحرم در جامعه می پردازیم که یکی از مصادیق مفهوم مفاف است. عفاف در موضوع جنسی عبارت است از محدود شدن نوع و میزان روابط بین زنان و مردان نامحرم در جامعه. یعنی زنان و مردان در جامعه نباید لزوما هر نوع رفتاری را با هم داشته باشند و البته هر رفتاری را نیز نباید به هر میزان داشته باشند. البته این به معنای قطع ارتباط زنان و مردان در جامعه نیست. بلکه به معنای ایجاد حد و حدود منطقی و فطری است که اختلاط بین زن و مرد عامل تحریک شهوت جنسی در اجتماع نشود. از جمله لوازم عفاف جنسی ، حجاب است. اما اهمیت عفاف در چیست ؟ اهمیت عفاف در واقع ارزشمند شدن است . زیرا هر چبزی که محدود باشد ارزشمند می شود. بنابراین عفاف و ایجاد ارتباط بین دو جنس مخالف در واقع به معنای ارزشمند تر شدن ارتباط این دو است. پس در عفاف هم زن ارزشمند تر می شود و هم مرد. البته در عفاف وظیفه بیشتری متوجه زنان است. زیرا زنان از جذابیت و زیبایی و لطافت بیشتری در مقایسه با مردان بر خوردارند و همان گونه که قرآن فرموده ( زین لناس حب الشهوات من النسا و .... ). یعنی زن به طور کامل زینت محسوب می شود . ولی در مقابل مردان از خشونت و زبری بیشتری بر خوردارند. حال بایدبه سراغ کاربرد حجاب و عفاف برویم. کارکرد عفاف را در 3 دسته کلی می توان طبقه بندی کرد : 1) اولین کارکرد این فیضه در اصل به خود زن بر می گردد و او را از خطرات و انحرافات جنسی مردان ( اعم آنان که واقعا مریضند و چه آنان که بر اثر غلبه شهوت توانایی کنترل خود را ندارند.) محفوظ می دارد. حجاب بر خلاف ادعای جامعه روشنفکری غرب زده امروزی که آن را چندان برای مصونیت زنان موثر نمی دانند ، فوق العاده موثر است. با حفظ حجاب این پیام به مرد می رسد که : من برای خود ارزش قائلم و حاظر نیستم که بازیچه دست مردان منحرف شوم. و این پیام در طرف مقابل به خوبی گرفته خواهد شد که این خانم اهل بی عفتی نیست. حجاب باعث می شود زن از آذار کلامی ، نگاهی و ... مرد حفظ شود. 2) دومین کارکرد حجاب به مردان بر می گردد. با حفظ حجاب زن آرامش فکری و روانی مرد حفظ می شود و مانع از غلبه شهوت وی می شود. در جامعه ای که بانوان پوش نامناسب داشته باشند مردان سعی می کنند با تعقیب زنان ارضا شوند که این نه تنها عاملی برای کاهش شهوت نمی شود که آتش شهوت را زیاد تر می کند و عاملی می شود که عامل اصلی اقتصاد جامعه و مدیر خانواده ، تمرکز و توجه و دقت کافی بر اهداف و موضوعات مختلف نداشته باشد. 3) با حفظ حجاب و عفاف ، کانون خانواده مستحکم تر می شود و این پیوند آسمانی هم به نفع زن و مرد و هم به نفع نتیجه این خانواده که فرزندان هستند می باشد. در غیر این صورت نتایجی از جمله بی رغبت شدن به همسر پدید می آورد.از دیگرنتایج خطرناک این گناه ، ایجاد مسابقه در ارضا کردن شهوت بین زن ومرد است. زمانی که یکی از این دو ، دیگری را بی توجه نسبت به خود و دارای علاقه به دیگران می بیند ، طرف مقابل نیز چون با بی توجهی روبرو می شود سعی می کند بوسیله دیگران کمبود محبت خود را جبران کند. که در این میان پیوند آسمانی ازدواج که باید به سعادتمندی زن و مرد و فرزندان در دنیا و آخرت منجر شود عامل طلاق و ناهنجاری های اجتماعی و کدورت و مفاسد می شود. اما سابقه این فریضه تنها به زمان آمدن اسلام محدود نمی شود بلکه در ادیان ابراهیمی مسیحیت و یهودیت نیز بوده است. در ادیان دیگر نظیر زرتشت نیز حجاب و عفاف ، در ایران باستان تعریف شده بوده است. هم چنین است در ایران زمان هخامنشی. در کل حجاب موضوعی فطری است که بشریت باید سعی کند حق آن را به طور کامل ادا کند. آیات مربوط به این فریضه یکی از مهم ترین موضوعات عصر حاظر مسئله حجاب و عفاف است.از آنجا که باند های ثروت و قدرت که وابسته به شبکه خبیث صهونیستی هستند با حمایت های مالی و رسانه ای از مراکز فحشا و کاواره ها به دنبال انحراف انسان ها و به ویژه مسلمانان هستند،بر خود واجب می دانم که به این موضوع مهم، که مسلمان امروز به طور خاص و ویژه با آن روبروست بپردازم و آیات و روایات مربوط به حجاب و عفاف را در حد قابل توجهی بیان کنم. آیات قرآنی مریوط به حجاب: 1)ای فرزندان آدم! لباسی برای شما آفریدیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست.اما جامه پرهیزکاری بهتر است.اینها از آیات خداستشاید متذکر شوید.(26 اعراف) 2)همسران شما لباس شما هستند و شما لباس آنها.( 187 بقره) 3)ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت کرد و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنان نشان دهد.همانا او و طایفه اش شما را می بینند از جای که شما آنها را نمی بینید.ما شیطان را اولیای کسانی قرار می دهیم که ایمان نمی آورند.(27 اعراف) 4)سرانجام هر دو از آن خوردند و عورتشان آشکار گشت و از برگهای بهشتی برای پوشاندن خود جامه دوختند.(121 طه) 5)زنان ناپاک از آن مردان ناپاک اند و مردان ناپاک از آن زنان ناپاکند و زنان پاک از آن مردان پاکند و مردان پاک از آن زنان پاک. اینها از آنچه به آنها نسبت میدهند مبرا هستند و برای آنها آمرزش و روزی پر ارزشی است.(26 نور) 6)به مردان مومن بگو چشمهای خود (از نگاه ناروا به نامحرم)برگیرند و اندام خود را(از بی عفتی) حفظ کنند.این برای آنها پاکیزه تر است.خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.(30 نور) 7)به زنان مومن بگو چشمان خود را(از نگاه ناروا به نامحرم)برگیرند و اندام خود را از بی عفتی حفظ کنندو زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و روسری های خود را بر روی سینه خود افکنند(تا گردن و سینه با آن پوشیده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیششان یا بردگانشان(کنیزانشان) یا مردان سفیه وابسته که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاهی ندارند و(هم چنین به آنها بگو)پای خود را آنچنان به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود و ای مومنان همگی به درگاه خدا توبه کنید شاید رستگار شوید. (30 نور) 8)مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید.هم چنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را.اگر فقیر و تنگدست باشند،خداوند از فضل خویش آنان را بی نیاز می کند و خدا واسع و آگاه است.کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خویش آنها را بی نیاز کند.(32 و 33 نور) 9)همانا مومنین رستگار شدند ............. کسانی که اندام خود را حفظ می کنند جز در مورد همسرانشان و کنیزانشان که در بهره گیری از آنها ملامت نمی شوند و کسانی که غیر از این را طلب کنند ، آنان همان تجاوز کارانند.(1-7 نور) 10)سوره ایست که آن را نازل کردیم( = سوره نور) و آن را واجب ساختیم و در آن آیات روشنی است شاید متذکر شوید(1 نور) 11)ای زنان پیامبر ! شما همچون یکی از زنان نیشتید اگر تقوا پیشه کنید.پس به گونه هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند و سخن شایسته گویید.و در خانه هایتان قرار گیرید و هم چون دوران جاهلیت نستین خودنمایی نکنید و نماز را برپا دارید و زکات بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید.(33 و 34 احزاب) 12)ای کیانی که ایمان آورده اید.................هنگامی که چیزی را از وسایل زندگی را(به عنوان عاریت)از آنان (همسران پیامبر)می خواهید از پشت پرده بخواهید این کار برای پاکی دلهای شما و آنان بهتر است.(53 احزاب) 13)ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو :جلباب ها(روسری های بلند)ی خود را بر خویش فرواندازند(دو طرف روسری ها را به هم نزدیک کنند) این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و( اگر خطا و گناهی از آنان سر زده توبه کنند) خداوند آمرزنده و مهربان است.(59 احزاب) 14)زنان ازکار افتاده ای که امید به ازدواج ندارند گناهی بر آنها نیست که لباسهای (روئین= چادر) خود را بر زمین بگذارند به شرط این که با زینت خود آرایی نکنند و اگر عفت پیشه کنند(خود را بپوشانند) برای آنان بهتر است و خداوند شنوا و آگاه است.(60 نور) 15)نزدیک زنا نشوید همانا آن کار بسیار زشت و راه بدی است.(32 اسرا) 16)و هنگامی که ( موسی) به (چاه) آب مدین رسید گروهی از مردم را دید که(گوسفندان و دامهایشان را) آب می دادن و در کنار آنها دو زن را دید که( از چارپایانشان) مراقبت می کنند(و به چاه نزدیک نمی شوند ، موسی)به آنها گفت منظور شما از این کار چیست؟گفتند ما آنها را آب نمی دهیم تا چوپانها همگی خارج شوند و پدر ما پیرمرد کهنسالی است.(23 قصص) 17)ناگهان یکی از آن دو(زن) زن به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام بر می داشت.(25 قصص) 18) لوط را فرستادیم در حالی که به قوم خود گفت: شما عمل عمل فاحشه ای انجام می دهید که هیچ یک از جهانیان قبل از شما آن را انجام نداده اند. آیا شما به سراغ مردان می روید و راه ( بقای نسل) را قطع می کنید؟ و در مرکز اجتماعتان عمل منکر انجام می دهید؟(29 عنکبوت) 19)(لوط به قوم خود گفت:)آیا در میان عالمیان به سراغ جنس ذکور می روید ؟ و همسرانی را که خداوند برای شما آفریده رها می کنید؟حقا شما قوم تجاوز کاری هستید. 20)( لوط به قوم خود گفت:) ای قوم من این ها دختران منند که برای شما پاکیزه ترند(با آنها ازدواج کنید و از زشت کاری بپرهیزید).................. آیا در میان شما یک مرد فهمیده وجود ندارد؟ گفتند تو خود می دانی که ما تمایلی به دختران تو نداریم................ گفت کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا پناهگاه نیرومندی در اختیار من بود( 80 هود) 21)و مریم را در این کتاب یاد کن . آن هنگام که از خانواده اش در ناحیه شرقی( بیت المقدس) کناره گرفت.و میان خود و آنان حجابی افکند.در این هنگام ما روح( و فرشته مقرب را) خود را به سوی او فرستادیم. و او در شکل انسانی بی عیب و نقص بر مریم ظاهر شد. (مریم سخت نرسید و ) گفت : اگر خدا ترس هستی من از تو به خدای رحمان پناه می برم.گفت من تنها فرستاده پروردگاتر توام. ( آمده ام ) تا پسر پاکیزه به تو ببخشم. گفت چگونه ممکن است برای من پسری باشد در حالی کهتاکنون انسانی با من تماس نداشته و زن آلوده ای نبوده ام. گفت این گونه پروردگارت فرموده : این کار بر من آسان است.( و ما او را می آفرینیم ) ت او راا نشانه ای قرار دهیم .و رحمتی باشد از سوی ما و این امری است پایان یافته. (16 تا 21 مریم) 22)ای خواهر هارون نه پدرت مرد بدی بود و نه مادرت زن بد کاره ای. (28 مریم) 23)آن زن که یوسف در خانه او بود از او بود از او تمنای کامجویی کرد . در ها را بست و گفت بیا به سوی آنچه برای تو مهیاست. گفت پناه به خدا . او (= عزیز مصر) صاحب نعمت من است. مقام مرا گرامی داشته . به یقین ستمکاران رستگار نمی شوند.آن زن قصد او کرد و او نیز اگر برهان پروردگار را نمی دید قصد وی می کرد. این چنین کردیم تا بدی و فحشا را از وی دور سازیم. چرا که او از بندگان خالص شده ما بود. (23 و 24 یوسف) 24) هنگامی که ( عزیز مصر ) دید که پیراهن او ( یوسف) از پشت پاره شده گفت این از مکر و حیله شما زنان است( = عشوه گری و طنازی برای غیر شوهر ). که مکر و حیله شما زنان بسیار عظیم است. (28 یوسف) 25) (یوسف) گفت : پروردگارا ! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اینها ( زنان هوس باز ) مرا به آن می خوانند. و اگر مکر و حیله آنان را از من باز نگردانی ، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. پروردگار دعای او را اجابت کرد و مکر و حیله آنان را از او بازگرداند چرا که او شنوا و داناست. سپس با این که نشانه های ( پاکی یوسف ) را دیدند تصمیم گرفتند او را تا مدتی زندانی کنند. ( 33 تا 35 یوسف) روایات مربوط به این فریضه 1) فاطمه زهرا (س): بهترین عمل برای زنان آن است که مردان مامحرم او را نبینند و مردان نامحرم نیز آنان رانبینند. ( بحار الانوار ج 43 ، ص 54 ) 2) امام علی (ع) : به راستی زن بازیچه ایست ، هر کس او را ( به همسری) گرفت ، باید بپوشاندش. (غرر الحکم ، فصل 15 ، حرف الف ، لفظ انما ، حدیث 22 ) 3) پیامبر اکرم (ص) : نفرین خدا بر مردی که لباس زنان را بپوشد و زنی که لباس مردان را بپوشد . (کنز العمال ،ج 15 ، ص 323 ، ح 41235 ) 4) رسول خدا ( ص) : زن اندامی شهوت انگیز دارد ، اگر خود را نپوشاند همین که از خانه خارج شد ، شیطان او را احاطه می کند. ( وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 114) 5) پیامبر اسلام ( ص ) : هر زنی که برای غیر شوهرش روسری خود را کنار بزند ، هر آیه به حجاب خود بی حرمتی کرده است . ( مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 280 ) 6) رسول خدا ( ص ) : بهترین زنان شما زنی است که برای شوهرش آرایش و خود نمایی کند اما خود را از نامحرمان بپوشاند. ( بحار ، ج 103 ، ص 235 ) 7) رسول خدا ( ص ) : هر زنی که خود را بیاراید و خوشبو کند و از منزل خارج شود در حالی که شوهرش به این کار راضی باشد ، خداوند برای هر قدمی که زن بر می دارد برای شوهرش خانه ای در دوزخ بنا خواهد کرد . ( جامع الاخبار ص 158 ، بحار ، ج 103 ، ص 249 ) 8) رسول خدا ( ص ) : از کمی لباس برای نگهداری زنان کمک بگیرید ، زیرا وقتی زن لباس فراوان و زینت کامل داشته باشد مایل به بیرون رفتن است. ( نهج الفصاحه ، حدیث 282 ) 9) اما علی ( ع ) : امور این امت همیشه به خیر و نیکی خواهد بود تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشد و غذای آنان را نخورند و آن زمان که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نمودند ، خداوند آنها را خوار و ذلیل خواهد کرد . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 26 ) 10) مسعده پسر زراره می گوید : شنیدم از امام صادق ( ع ) درباره زینتی که زن می تواند آشکار کند ، سوال شد ، امام فرمود : چهره و دو دست تا مچ . ( قرب الاسناد ص 40 ) 11) عایشه همسر پیامبر ( ص ) می گوید : خواهرش اسما در حلی که لباس نازکی پوشیده بود نزد پیامبر آمد . آن حضرت روی از او بر گرداند و فرمود : ای اسماء ، وقتی زن به سن بلوغ رسید ، نباد از بدن او جز این و این ( در حالی که به دستش تا مچ و صورتش اشاره می کرد ) دیده شود . ( میزان الحکمه ، ویرایش سوم ، ج 11 ، ص 5294 ) 12) فضیل بن یسار می گوید : از امام صادق ( ع ) پرسیدم : آیا ساق دست های زن از زینتی است که خدا فرموده است باید آنها را آشکار نکنند .....؟ امام ( ع ) فرمود : آری ( ساق دست زن باید پوشیده شود ) و نیز آنچه روسری آن را می پوشاند ( مثل گردن ) و بالاتر از جای دستبند ( مثل ساق و آرنج و بازو ) نیز از زینت محسوب می شود ( که باید پوشیده شود ) ( وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 145 ) 13) اما صادق ( ع ) : سزاوار نیست که زن مسلمان ، ( زیباییهای خود را ) نزد زنان یهودی و نصرانی آشکار کند ، زیرا آنان ویژگی های جسمانی او را برای شوهرانشان بازگو می کنند . ( وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 133 ) 14) ابو حمزه ثمالی می گوید : از امام باقر ( ع ) درباره زن مسلمانی پرسیدم که شکستگی یا زخم یا جراحتی در جایی از بدنش به وجود آمده است که مرد نامحرم نباید به آن نگاه کند و ( از سوی دیگر ) طبیب مرد از زن های طبیب حاذق تر و آگاه تر است ، آیا (طبیب مرد) می تواند به بدن زن نگاه کند ؟ امام ( ع ) فرمود : در حال اظطرار و نیاز زن به معالجه ، بر زن و طبیب مرد مانعی نیست ( یعنی حرامی مرتکب نشده اند ) . ( وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 173 ) 15) مردی از امام صادق ( ع ) پرسید : آیا مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد ، می تواند به مو و زیبایی های آن زن ، نگاه کند ؟ امام صادق فرمود : اشکالی ندارد مشروط بر این که قصدش لذت بردن نباشد. ( وسائل الشیعه ، جلد 3 ، ص 11 ) 16) عبدالله حلبی می گوید : اما صادق ( ع ) پس از آنکه آیه شریفه ( ان یضعن ثیابهن ) را تلاوت کرد ، فرمود : منظور خمار و جلباب ( روسری و چارقد ) می باشد ( که زنان سالخورده می توانند کنار بزنند ) . ( حلبی می گوید : ) گفتم : جلوی هر کسی که بود ؟ فرمود : مقابل هر کس که باشد . به شرط این که با آرایش و خودنمایی نباشد. البته اگر ( همین زنان سالخورده) خود را بپوشانند ( همانگونه که زنان دیگر می پوشانند ) برای آنان بهتر است . ( فروع کافی ، ج 5 ، ص 522 ، وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 25 ) 17) امام صادق ( ع ) : نگاه کردن به موی زنان بادیه نشین ، دهاتی های اطراف و غیر اعراب بی سواد ، مانعی ندارد . زیرا هرگاه آنان را نهی کنند ، اثری ندارد . هم چنین زنان دیوانه ای که عقل ندارند. ( فروع کافی ج 5 ، ص 524 ، وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 26 ) 18) رسول خدا ( ص ) : حرام نیست که به موها و دست های زنان اهل کتاب نگاه شود . ( فروع کافی ، ج 5 ، ص 524 ، وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 26 ) 19) امام رضا ( ع ) : انگاه که پسر بچه به هفت سال رسید باید به نماز خواندن وادار شود ، اما تا وقتی بالغ نشده است ، بر زن واجب نیست موی خود را از او بپوشاند . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 29 ) 20) امام صادق ( ع ) : مصلحت زن مسلمان نیست که روسری و پیراهنش به گونه ای باشد که او را نپوشاند . ( وسائل الشیعه ، ج 3 ، ص 281 )


:: بازدید از این مطلب : 219
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

در قرآن کریم خداوند متعال عفت را از صفات مؤمنین شمرده است.(1) در قرآن چهار بار از ریشه «عفاف» استفاده شده است.
1ـ سوره بقره، آیه 273: «یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف» کسانی که از حال آن ها اطلاعی ندارند، به خاطر خویشتن داری و عفت نفس ایشان گمان می کنند که آن ها غنی و بی نیازند.(2 ) در این آیه شریفه،
کنش بزرگ منشانه، «مناعت طبع» عفاف است، یعنی: خویشتن داری، عزت نفس و امتناع از دست نیاز دراز کردن در مقابل دیگران، عفاف است.
2ـ سوره نساء، آیه 6: درباره شناخت زمان رشد و بلوغ یتیمان به سرپرستان سفارش می کند که از دست یازی به اموال یتیمان خودداری کنند و عفاف ورزند. این آیه نیز خویشتن داری را عفاف خوانده است.
3ـ سوره نور، آیه 32: «و لیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم اللّه من فضله» و کسانی که اسباب زناشوئی نمی یابند، پاکدامنی ورزند تا خداوند از بخشش خویش توانگرشان گرداند. در این آیه شریفه خویشتن داری(استعفاف) را به رام کردن قوه جنسی اطلاق فرموده است.
4ـ سوره نور، آیه 60: «و القواعد من النساء اللّاتی لایرجون نکاحاً فلیس علیهنّ جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرّجات بزینة و ان یستعففن خیرٌ لهنّ و اللّه سمیع علیم»؛و زنان یائسه ای که امید زناشویی ندارند گناهی نیست که جامه ها (چادرهایشان) را فروگذارند، به شرط آن که زینت نمائی نکنند و اگر پاکدامنی بورزند(و چادر را فرو نگذارند) بهتر است و خداوند، شنوای دانا است. (3)
در زبان پارسی، از خویشتن داری در امور جنسی و شره نبودن، به پاکدامنی تعبیر می کنند که بخشی از گستره معنای «عفاف» است، زیرا عفاف، مطلق خویشتن داری را گویند. همان گونه که در آیات یاد شده، از خویشتن داری در امور اقتصادی و مالی نیز با کلمه استعفاف و تعفف، یاد شده است.
در روایات نیز، از عفت و پاکدامنی، به بالاترین شرافتها، نتیجه عقل، برترین عبادت و از کمال نعمت و به معنای خویشتن داری در کردار و گفتار تعبیر شده است.
در کتاب «سفینة البحار» آمده است: «و یطلق فی الاخبار غالباً علی عفة الفرج و البطن و کفّها عن مشتهیاتهما المحرّمه»(4) در روایات، عفاف، بیشتر به معنای خویشتن داری نسبت به شکم و شهوت به کار می رود و بازداشتن این دو از فزون خواهی حرام. علی (علیه السّلام) فرمود: «العفاف زهاده»(5) عفاف، زهد ورزی و خویشتن داری است.
و «العفة تضعف الشهوه»(6) خویشتن داری شهوت را ناتوان می سازد.
از آن جا که موضوع عفت، «شهوت» است(7) و شهوت در نقطه افراط، به شره و در نقطه تفریط، به خمود می رسد و تنها در نقطه اعتدال است که عفت تحقق می یابد، شناسایی مرزهای عفاف و رابطه آن با شهوت، ضروری است، زیرا انحراف از این مرز، ورود به وادی تهتّک و بی پروایی (8) را در پی دارد که در این وادی، غیر از انسانیت، انتظار همه چیز می رود.

 


:: بازدید از این مطلب : 448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند طبق قانون آفرینش موجودات لطیف و آسیب پذیر را در حصار و حجابی قرار داده است تا مانع از فساد وطمع دیگران قرار بگیرند. مثلا مغز بادام و گردو و امثال اینها را در پوسته ای محکم قرار داده و یا جواهرات و گوهرهای گرانبها را در دل کوهها و در قعر دریاها پنهان ساخته است و طبیعی است اگر چیزی سهل الوصول شد طبعا در معرض طمع وتجاوز دیگران خواهد بود . از آنجا که حرمت و شخصیت زن بعنوان یک گوهر گرانبهاست لازم است در حرز و حفاظ محجوب بماند چرا که حساسیت و ضربه پذیری زن بلحاظ زینت های درونی وبیرونی که در اوست مورد طمع و آرزوهای پست بیماردلان قرا می گیرد، چون زن طبق روایات "المرئه ریحانه" همچون ریحان و یا شاخه گلی ظریف است که اگر باغبان او را پاس ندارد از دید و دست گلچین مصون نماند.                   

گر غنچه نهان شده در گل نچید         

    از بی حجابی گل است که عمر ش کم است

     حجاب حقی است الهی و از ضرویات دین اسلام است و منکر عمدی آن کافر است چرا که حجاب زن مربوط به خود او نیست تا از حق خود بگذرد و مربوط به مرد نیست تا بگوید راضی هستم و مال خانواده نیست تا رضایت خانواده کفایت کند، بلکه حجاب حقی است الهی ، خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعه ای  این درس رقت و عاطفه را ترک کند به دنبال غریزه شهوت می رود و در فساد و فحشا غوطه ور میشود مانند غرب ، بنابرین حجاب و عفت زن حق الله و خود امین امانت الهی است پس ای خواهرم حق الهی خود را به عنوان امانت حفظ کن.

آفرینش لباس و پوشش و روی آوردن فطری انسان به آن ، به خاطر ویژگیهای روحی و جسمی بشر یكی از نعمتهای و هدایای الهی محسوب می شود خداوند در قرآن در مورد آفرینش لباس چنین می فرماید.

ای فرزندان آدم ! برای شما لباس فرو فرستادیم كه اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست و لباس تقوی بهتر است این از آیات خداوند است كه متذكر شده، پند بگیرید.

حجاب در ادیان الهی

1-حجاب در آئین زرتشت

در كتاب پوشاك باستانی ایرانیان چنین امده است «كوروش به قول كزنفون لباس مادی را به خصوص از این جهت كه عیب پوش بوده اقتباس كرده است پس كوروش لباس كوتاهِ تن نما را نمی پسندید و لباس قومی او نیز همان لباس پارسی چین دار بوده است.»

در كتاب پوشاك زنان ایران آمده است «... چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افكنده اند و در زیر آن یك پیراهن دامن بلند و در زیر این یك پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است می پوشیدند »

 « لباس زنان اشكانی پیراهنی بلند تا روی زمین ،گشاد ، پرچین ، آستین دار و یخه راست بوده است پیراهن دیگری داشته اند كه روی اولی می پوشیدند و قد این یكی نسبت به اولی كوتاه و ضمناً یخه باز بوده است روی این دو پیراهن چادری سر می كردند»

حجاب از منظر قرآن

با توجه به اینكه حجاب در فطرت انسان ها بوده و تمام ادیان الهی بر روی حجاب پافشاری می كردنداسلام فقط حد و مرز حجاب را برای زنان معین و مشخص كرده است .

مراحل پنج گانه حد و مرزحجاب در اسلام

مرحله اول : نهی از تبرج و خود نمایی

«یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی...

ای همسران پیامبر شما همچون یكی از زنان معمولی نیستند اگر تقوی پیشه كنید بنابراین به گونه ای هوس انگیز سخن نگوئید كه بیمار دلان در شما طمع كنند و سخن شایسته بگوئید و در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت نخستین ظاهر نشوید...احزاب/32،33»

الف- خطاب به زنان پیامبر به خاطر انتسابشان به پیامبر از یك سو و فراگرفتن در كانون وحی است كه می تواند سرمشقی برای همه زنان باشند

ب- خانه پایگاه زن است و بدون حاجت از خانه خارج نشود.

ج- در هنگام سخن گفتن حالت تحریك آمیز توأم با ادا و اطوار نباشد

د-اندام و زینت های ظاهر و باطنی خود را در معرض دید نامحرم و انسان های بیماردل قرار ندهید و با آرایش و لباس های تزئین شده و كوتاه و نازك و بدن نما از خانه خارج نشوید كه با روح اسلام سازگاری ندارد.

مرحله دوم:پوشش چادر

« یا ایها النبی قل لازواجك و بناتك و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلك ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و كان الله غفوراًرحیماً.

ای پیامبر ! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو كه خویشتن را به چادر فرو پوشند این نزدیك تر است ، برای این كه شناخته و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است . احزاب/59»

الف- معنای جلباب : پوششی سراسری است كه از سر تا پای زن را می پوشاند بنابراین مانتو بلند و گشاد حجاب قرآنی نیست هر چند پوشش خوبی باشد .

آیه در مورد لزوم پوشش كل بدن است .

مرحله سوم: رعایت عفت (نور/ 31)

الف- تقوی در نگاه

« و غضوا من ابصارهن و یحفظوا فروجهن»بعنی به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند»

ب- تقوی در زینت

« و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها یعنی زینت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننماید»

 چون زیبائی زنان به زینت های ظاهری و باطنی است آیه می فرماید تمام زینتها اعم از آرایش ،محل طلا ، لباسهای زینتی را بپوشانند.

ج- تقوی در پوشش سر و گردن

« ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن یعنی و اطراف روسری خود بر سینه خود افكنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود»

طبق شأن نزول آیه 59 احزاب زنان مأمور پوشیدن چادر بودند اما چون چادرها جلوباز بود و آن را رها می كردند زینت های آنها پیدا بود و از آنجا كه رسم زنان عرب بر این بود كه روسریها را از بالای گوش و به پشت سر گره می زدند به صورتی كه موها پیدا نباشد ولی گوشها و زیر گلو و سینه ها نمایان بود بنابراین قرآن زنان را مورد خطاب قرار داده كه دو طرف روسریها را به پائین بیاندازند تا گوششها و گلو و سینه هم پوشیده باشد.

د- تقوی در كردار

« ولایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن یعنی آنها هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان دانسته شود و صدای خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد...»

از این دستور می توان فهمید كه هر چیزی كه موجب جلب توجه مردان می گردد مانند استعمال عطر های تند ، آرایش های جالب نظردر چهره و طریقه پوشیدن لباس ، مانتوها مخصوصاًكوتاه و تنگ و ... ممنوع است به طور كلی زن در معاشرت نباید كاری بكند كه موجب تحریك و تهییج و جلب توجه مردان نامحرم گردد.

مرحله چهارم:اجازه ورود در سه نوبت

« یا ایها الذین امنوا لیستأذنكم الذین ملكت ایمانكم و الذین لم یبلغوا الحلم منكم ثلاث مرات من قبل صلوة الفجر و حین تضعون ثیابكم من الظهیرة و من بعد صلوة العشاء ثلاث عورات لكم... ای كسانی كه ایمان آورده اید باید بردگان شما و همچنین كودكانتان كه به حد بلوغ نرسیده اند در سه وقت از شما اجازه بگیرد : قبل از نماز صبح ، و در نیمروز هنگامیكه لباسهای ( معمولی)خود را بیرون می آورد و بعد از نماز عشاء..نور/58،59 »

مرحله پنجم: پوشش حجاب زنان بازنشسته

«والقواعد من النساء اللاتی لایرجون نكاحاً فلیس جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و ان یستعففن خیر لهن والله سمیع علیم یعنی و زنان از كار افتاده ای كه امید از ازدواج ندارند گناهی بر آنها نیست كه لباسهای روئین(چادر و مقنعه) خود را بر زمین بگذارند به شرط اینكه در برابر نامحرم خود آرائی نكنند و اگر خود رابپوشاندبرای آنها بهتر است و خداوند شنوا و دانا است . نور/60»

عوامل بی حجابی از منظر روایات

1- ضعف ایمان

امیرالمومنین فرمودند : علیکم بالصفیق فان من رق ثوبه رق دینه.

     پوشیدن لباس ضخیم بر شما لازم است زیرا کسی که لباسش نازک و بدن نما باشد دینش نیز ضعیف و نازک است.(وسایل/ج5/ص29)

2- بی عفتی

  الف: در کلام ؛

  پیامبر اکرم ( ص) فرمودند:هر کس با زنی که حق محرمیت را با او نداردشوخی نماید به هرکلمه هزارسال خداوند او را حبس می نماید(وسایل/20/198)

   ب: در نگاه ؛

امیر المومنین ( ع )فرمودند:من اطلق طرفه کثر اسفه. ( کسی که چمشش را بی بند و بار بگذارد تاسف و اندوه او بسیار خواهد شد).(بحار/ج74/288)

3- بی حیایی

امیرالمومنین(ع)می فرمایند:اعقل الناس احیاهم ( عاقلترین انسانها باحیاترین آنهاست).(غرر/ح5440/53)

امام صادق ( ع ) می فرمایند:لاایمان لمن لا حیاء له.(کسی که حیا نداردایمان ندارد)(كافی/ج2/ص106)

4- بی غیرتی

امام صادق ( ع )فرمودند : خدای متعال غیور است و هر غیرتمند  را دوست دارد و به جهت غیرت خود حرام کرده فواحش  را.(كافی/ج5/ص536)

امام رضا ( ع )  فرمودند : پیامبر اکرم ( ص) هفت دسته را لعنت کرد از جمله " المتغافل علی  زوجته و هو الدیوث " مردی که در حفظ عفت همسرش مسامحه می کند و پوشش او را نادیده می گیرد چنین مردی دیوث است.(فقه الرضا/ص252/باب التجارات)

امیر المومنین خطاب به مردم کوفه فرمودند : به من خبر رسیده که زنان شما در مسیر راهها به مردان تنه می زنند آیا حیا نمی کنید خداوند لعنت کند کسی را غیرت نمی ورزد.(كافی/ج5/ص537)

5-تبرج و خودنمایی

 الف:نهی از خود نمایی

داخل شدیم جابر از پیامبر نقل می کند که آن بزرگوار فرمودند : بدترین زنها زنی است که در غیاب شوهرش تبرج و خودنمایی کند و در حضور شوهر حصانت ورزد.(كافی/ج5/ص324)

رسول اکرم ( ص) فرمودند : برای زن سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه اش لباسش را جمع و فشرده کند.(كافی/ج5/ص519)

رسول اکرم(ص)درگفتاری دودسته را اهل دوزخ خواندند و فرمودند حتی بوی بهشت به مشام آنها نخواهد رسید.1- ستمگران تازیانه به دست که با تازیانه خود مردم را میزنند 2-زنان بد حجاب وبرهنه ای که با زرق و برق خود را به مردم نشان داده وهوسهای آنها را به سوی خود جذب می کنند،موهای سرشان همچون کوهانهای شتر سبکسر عربی است(

 ب:نهی از تعطر و تزیّن

پیامبر اکرم( ص) نهی کردند زن ، خود را برای غیر شوهر آرایش نماید اگر چنین کند بر خداوند سزاوار است که او را در آتش دوزخ بسوزاند

رسول اکرم( ص) در ضمن گفتاری فرمودند : زنی که از خانه اش در حالی که خود را آراسته و بزک کرده و عطر زده خارج گردد و شوهرش به این کار راضی باشد برای هر گامی که آن زن در بیرون خانه برمی دارد خانه ای در دوزخ برای شوهر او ساخته می گردد.(بحار/ج100/ص249)

ج: نهی از پوشیدن لباس نازک

امیر المومنین( ع ) فرمودند : شوهری که از همسرش اطاعت کند خداوند او را از جانب صورت به طور واژگون وارد دوزخ گرداند . شخصی پرسید این اطاعت که موجب چنین مجازاتی است کدام اطاعت است  حضرت در پاسخ فرمودند : زن از او می خواهد که با لباس نازک به ( مراکز پر جمعیت مانند ) حمامها وعروسیها و مجالس ترحیم برود و شوهرش به او اجازه می دهد واز سخن او اطاعت می‌کند .(وسایل/ج2/ص50)

 د:نهی از پوشیدن لباس شهرت

پیامبر اکرم( ص) فرمودند : کسی که لباس شهرت بپوشد خداوند در روز قیامت از وی روی بگرداند.

6-ضعف اعتقاد به عقوبت اخروی

امیرالمومنین ( ع )  فرمودند : من و فاطمه بر رسول خدا ( ص) و ایشان را در حالیکه شدیداً گریه می کردند مشاهده نمودیم. به ایشان گفتیم : پدر ومادرم به فدایت یا رسول الله ! چه چیز شما را به گریه وا داشته است ؟ حضرت فرمودند : یا علی در شب معراج که به آسمان رفتم زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم و آنها را نشناختم،  لذا گریه کردم برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم بعد فرمودند:

1-     آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.

 

2-   اما آن زنی که گوشت بدنش را میخورد برای این بود که بدنش را برای مردم زینت می کرد.

3-    آن زنی بود که گوشت بدنش را با قیچی جدا می کردند برای این که خودش را بر مردان عرضه می کرد(عیون اخبار الرضا/2/11

حجاب در کلام شهیدان

 و تو ای خواهر دینی ام ؛ چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است از خون سرخ من کوبنده تر است . ( شهید عبدالله محمودی )

خواهرم ؛ محجوب باش و باتقوا ؛  شمایید که دشمن را با چادر سیاهتان  و تقوایتان می کشید.

حجاب تو سنگر تو است،  تو از داخل حجاب دشمن را میبینی ،  دشمن تو را نمی بیند. ( سردار شهید رحیم آنجفی )

 


:: بازدید از این مطلب : 230
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

وی سرزمین من...

 

333

برچسب‌ها: فرشته
نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 20:29 توسط خانم و اقای اسدنیا| نظر بدهيد |
 

نمــيدانــم در دلــت چــه ميــگــذرد
نمــي خواهــم بــدانم!
ولي احسنت
کــه بــا حــجابــت...
نه دل شــهيــدي را شکــانــدي
نه دل جــواني را لــرزانــدي
 


برچسب‌ها: حــجابــت
نوشته شده در جمعه دوم خرداد 1393ساعت 16:33 توسط خانم و اقای اسدنیا| يک نظر |
 

 
به گزارش «شیعه نیوز»، این برنامه با عنوان «راه رفتن با عفت» در روز ۱۴ اردیبهشت‌ماه برگزار می‌شود و در آن تلاش می‌شود تا تصورات نادرست در مورد حجاب تا حدی از اذهان مردم زدوده شود.فاطمه داهویی، رئیس گروه پیشاهنگان دختر مسلمان در جنوب‌شرقی میشیگان، که مسئولیت برگزاری این برنامه را بر عهده دارد، گفت: حیا و عفت یک مفهوم جهانی است، اما در هر جا برای ابراز آن شیوه متفاوتی به کار می‌رود.داهویی، رهبر گروه پیشاهنگی ۴۸۰۵۰ است که با حدود ۳۰۰ عضو از میان دختران مسلمان آمریکا، بزرگترین گروه پیشاهنگان دختر در این کشور محسوب می‌شود.

ایده برگزاری ماراتون پیاده‌روی برای معرفی حجاب هنگامی مطرح شد که اعضای این گروه پیشاهنگی ویدئویی را دیدند که بانوان مسلمان با هدف معرفی حجاب اسلامی، به غیرمسلمانان کمک می‌کردند تا حجاب را امتحان کنند.در این برنامه به دختران غیرمسلمان پیشنهاد خواهد شد که با برسرگذاشتن حجاب و شرکت در این ماراتون پیاده‌روی، یک روز خود را به جای بانوان مسلمان بگذارند.

هفته گذشته نیز دانشجویان مسلمان دانشگاه میشیگان مرکزی با برگزاری برنامه ویژه‌ای از دانشجویان دختر غیرمسلمان دعوت کردند که ضمن امتحان کردن حجاب، با نحوه پوشش بانوان مسلمان و فلسفه آن آشنا شوند.برنامه مشابهی نیز سال گذشته با نام «یک روز با حجاب» از سوی انجمن دانشجویان مسلمان در دانشگاه میشیگان شرقی برگزار شد.


برچسب‌ها: برگزاری ماراتن حجاب در آمریکا
نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 18:36 توسط خانم و اقای اسدنیا| نظر بدهيد |
 


برچسب‌ها: لباس ضخیم
نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 18:35 توسط خانم و اقای اسدنیا| يک نظر |
 

            

 

این جا مکه مکرمه است.. و امروز جمعه.. 20 جمادی الثانی..از سال هشتم قبل از هجرت.

شب در سحرگاهان پنهان شد.. و فجر صادق به سوی کرانه روزی زیبا روانه گشت.خانه نبوت در این روز فرخنده که روز آدینه و عید است و روز شادی منتظرمهمان است.. آن هم چه مهمانی! محمد و خدیجه هر دو، لحظه شماری می کنند که باردرخت نبوت را برگیرند.

ناگهان گل های وجود شکوفا شده به عطر افشانی می پردازند.......




برچسب‌ها: ولادت حضرت فاطمه زهرا, س, طلوع گل محمدی
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 19:39 توسط خانم و اقای اسدنیا| يک نظر |
 

اگر «ز» را از «زندگي» بگيري و «ن» را از «نجابت»، مي‌تواني بنويسي «زن». اگر تصويري از مهرباني‌ها و فداكاري‌ها و قهرمان‌سازي‌هاي تاريخ را در كنار هم بچيني، مي‌تواني بينديشي به «زن» و اگر نقّاش چيره‌دستي باشي و بخواهي وفا و صفا و صداقت را به تصوير كشي، به آنچه از قلم تو تراوش مي‌كند، مي‌گويند «زن».

«زن» مظهر اسماء جمال الهي است؛ زن امانتدار ناموس خداست. زن برگردۀ لطيف خود، يك تاريخ رشادت مردانه را كشيده و به امروز رسانده است.

خسته نباشي «زن»!

خسته نباشي از تمام اين خستگي‌هاي قرون و اعصار. از زنده به گورشدن‌ها، تحقير شدن‌ها، سوءاستفاده‌ها.

زنده باد نامت همواره به نام اسلام: دينِ فريادِ «بأي ذَنبٍ قُتِلَت». دينِ احياي حُرمت و حقّ انسانيّت، دينِ عدالت، و نه تساوي و تشابه. ديني كه تو را با تمام ابعاد ارزشمند وجودت شناخت و شكوفايي تمام توانايي‌هايت را خواست؛ آن‌گونه كه جامعۀ بشري از وجود پر بهاي تو، بهترين بهره‌ها را ببرد.

امّا اي تنديس مهر و عطوفت كه گوهر بي‌بديل وجودت را به صدف عفّت سپرده‌اي! گوارايت باد شهد دل‌انگيز پيروي ناب‌ترين مرواريد آفرينش! و فرخنده باد روزي كه تقويم‌ها نام تو را بر صفحۀ ميلاد آسماني‌اش حك كردند.

 


برچسب‌ها: روز زن
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 19:27 توسط خانم و اقای اسدنیا| نظر بدهيد |
 

QlL.jpeg

بــانــو!

جامـــــه ی تــــوســـت امــــا...

【 جــــامعـــــــه ی 】 مـــــا را مــــــی ســــازد...

جامـــــه ات را جمـــــع کــــن

【 جامعــــــه 】 در خطــــــر است!


برچسب‌ها: بــانــو
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 14:16 توسط خانم و اقای اسدنیا| يک نظر |
 

 


برچسب‌ها: از حجاب گرفته تا قبر حضرت فاطمه زهرا, س
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 18:49 توسط خانم و اقای اسدنیا| 2 نظر |
 

 
 


حجت الاسلام و المسلمین موسوی کاشانی از اعضای بیت رهبری می گوید:
خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر سابق پاكستان كه خدمت مقام عظیم الشان ولایت آمده بود ، ما نسبت به حجاب ایشان ایراد گرفتیم و حتی چادری برایشان پیدا كردیم و ایشان چادر به سر ، خدمت آقا رسید . آقا از همان اول در مقام نصیحت بر آمدند و فرمودند  : «دخترم تو فرزند اسلام هستی ، تو فرزند امیر المومنینی تو فرزند اهل بیتی تو فرزند قرآنی تو مسلمانی تو شیعه هستی ... . » همین طور ادامه دادند و كاری كردند كه خانم بی نظیر بوتو شروع به گریه و زاری كرد و در حالی كه گریه می كرد گفت : « یك خواهش دارم و آن این است كه روز قیامت مرا شفاعت كنید . » آقا بلافاصله فرمودند : « شفاعت مخصوص محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است و بهترین شفاعت در این دنیا این است كه شما مشی و مرامتان را با اهل بیت ( علیهم السلام ) هماهنگ كنید . از زی خودتان كه مسلمانید دست بر ندارید و از لباس دین خارج نشوید .»
روزنامه جمهوری اسلامی 1368/03/20
برگرفته از كتاب خورشید « سید علی بنی لوحی»


برچسب‌ها: امر به معروف
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 18:48 توسط خانم و اقای اسدنیا| يک نظر |
 

افسران - جواهر عفت
 
پیامبر اکرم(ص):
 
همانا فاطمه (س)، عفت خویش را پاس
 
 داشت و خداوند نسل او را بر آتش حرام گرداند.

 


:: بازدید از این مطلب : 257
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

به فکر نمازت باش، مثل شارژ موبایلت!

با صدای اذان بلند شو، مثل صدای موبایلت!

از انگشتانت برای اذکار استفاده کن، مثل صفحه کلید موبایلت!

قرآن را هم همیشه بخوان، مثل پیام‌های موبایلت و ...

 

متنی که پیش روی شماست، گزیده‌ای از بیانات آیت الله جاودان در باب اهمیت نماز و احترام به این فریضه الهی است.


نماز برای کسی که حق نمازش را ادا کند، دعا می‌کند. حق نمازش چیست؟ خیلی ساده است. یک نماز صحیح بخواند. این هم مکرر به جمع دوستان و غیر دوستان، عرض می‌کنم.

یک نماز صحیح بخواند، نماز صحیح چقدر زحمت دارد؟ شما حمد و سوره را صحیح کن، مسئله‌هایت را هم یاد بگیر. آدم چند تا مسئله بلد باشد نمازش صحیح می‌شود؟ چهل تا، پنجاه تا مسئله، که می‌شود مثلاً ده صفحه یک رساله. آدم ده صفحه یک رساله را مسئله بلد باشد، نمازش صحیح می‌شود. خیلی سخت نیست. ده صفحه، پانزده صفحه رساله را آدم بخواند، نمازش می‌شود درست.

یک حمد و سوره هم پیش یک معلم قرآن یا مثلاً کسی که تجوید بلد باشد، یاد بگیرد. به خصوص برای نوجوان‌ها به سرعت درست می‌شود، اگر سنش گذشته باشد، یک کم سخت می‌شود، اما برای نوجوان و جوان، خیلی زود حمد و سوره‌اش درست می‌شود. آنقدر هم که سخت نیست. خوب می‌شود نماز صحیح.

اگر کسی نماز درست بخواند، نماز صحیح بخواند، اول وقت بخواند، نماز دعایش می‌کند. دعای نماز قبول است. یک کسی که دعایش قبول است، روزی پنج بار شما را دارد دعا می‌کند.

یک وضو و غسل هم آدم یاد می‌گیرد. آن هم می‌شود پنج دقیقه. آدم دو تا پنج دقیقه مسئله‌های وضو و غسل را یاد می‌گیرد، بعدش نمازش صحیح می‌شود. دو تا پنچ دقیقه، آن هم ده یا پانزده صفحه، مثلاً یک ده دقیقه یا نیم ساعت هم پیش معلم، حمد و سوره می‌خواند، می‌شود نماز صحیح.

نماز صحیح هم همان اول وقت بخوان. این می‌شود نماز چی؟ نماز خوب، نماز درست. اگر کسی نماز درست بخواند، نماز صحیح بخواند، اول وقت بخواند، نماز دعایش می‌کند. دعای نماز قبول است. یک کسی که دعایش قبول است، روزی پنج بار شما را دارد دعا می‌کند. خدای نکرده اگر آدم، نمازش خراب باشد، نماز نفرین می‌کند. می‌گوید من را ضایع کردی، خدا ضایعت کند. خدا پیش نیاورد. اگر آدم نمازش را بی‌بند و بار بخواند، نماز می‌خواند، اما بی‌بند و بار می‌خواند. ارزش برای نمازش قائل نیست، سبک می‌شمارد. دیر می‌خواند، بد می‌خواند، آخر وقت می‌خواند.

 

دیشب با یک جوانی صحبت می‌کردیم، گفت: خوب، یک ساعت به آخر وقت می‌خوانیم. چه عیبی دارد؟

من گفتم: خوب، نماز اول وقت رضای خداست. دعای مستجاب هم که عرض کردیم در آن هست. آن وقت آخر وقتش، ممکن است خدای نکرده، خدای نکرده، نماز نفرین کند. گاهی فرد هم نماز را خراب می‌کند، هم آخر وقت ‌می‌خواند، بد می‌خواند، تند تند می‌خواند، به قدری تند که خراب می‌شود، یعنی آیات را به هم می‌چسباند، بعضی از آقایان مراجع اجازه نمی‌دهند. یک نفس بین دو تا آیه بکشید. چقدر فرقش است؟ نمازی که آن طوری تند و تند بخوانی، با این که یک کم بین دو تا آیه مکث کنی، فرقش چند ثانیه می‌شود؟ این می‌شود نماز خوب، نماز صحیح. اگر تند تند بخوانی، ممکن است مرجع تقلیدتان اجازه ندهد. خیلی از دوستان ما از آقای بهجت تقلید می‌کردند، ایشان می‌گویند: این فاصله را بدهید. بین دو تا آیه فاصله بدهید.

چه بسا بنده‌ای نماز می‌خواند ولی آن نماز را به صورتش می‌کوبند. می‌گویند: وَ اَحجُبُ اَنّی صوته، برای صدایش مانع می‌گذارم که به گوش من نرسد، اینکه صدا به گوش خدا نرسد که نیست، خدا هر صدایی را می‌شنود، می‌داند. یعنی به صدایش گوش نمی‌دهم. به حرفش اعتنا نمی‌کنم. در این روایت، خدای متعال با داوود(ع) صحبت می‌کرده است: ای داوود، می‌دانی چرا برای صدای آن فرد مانع می‌گذارم؟ برای اینکه این فرد به چشم خیانت، به چشم خیانت به ناموس مردمان، زیاد نگاه می‌کرده است. ذلک الَذی یُکِثرُ الالتفاتِ الی حُرم المُومِنین به عین الفِسق، به چشم خیانت، به ناموس مردم زیاد نگاه می‌کرده است. دوم: این فرد نقشه برای مردم داشته، برای مردم، برای مسلمان‌ها نقشه داشته، نقشه ظلم می‌کشیده. نماز هم بخواند، نمازش را می‌زنیم تو سرش. حالا اینجا فرمودند تو صورتش. این حدیث خیلی بلند است، حالا این قسمت به همه ما مربوط می‌شود، آن دو تا انشاء الله به ماها مربوط نیست. بعد فرمود: یا داود نُح عَلی خَطیئَتِکَ کَالمَرئَة الثَکلی عَلی وَلَدِها ای داود نوحه کن. ببینید، نوحه یعنی گریه با صدا، وقتی که آدم در خانه خدا می‌رود با صدا بر گناهانش گریه کند، مثل مادری که بچه‌اش را از دست داده، آن طور در خانه خدا برای گناهانت گریه کن.

عمل خوبی که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد، معلوم می‌شود که آن عمل، قوت و قدرت ندارد. نماز، نماز نیست. که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد. وگرنه عمل خوب، نماز خوب، جلوی عمل بد را می‌گیرد.

یک دومی را هم عرض کنیم. سلیمان بن خالد می‌گوید که من از حضرت صادق (ع) سوال کردم این آیه را: وَقَدِمنَا إِلَی مَا عَمِلوا مِنْ عَمَل فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا خدای متعال می‌فرمایند ما به نزد اعمالی که این‌ها کرده‌اند می‌آییم. قدرت ما بالاسر عمل این‌هاست. مأموران ما بالاسر عمل این‌ها هستند و این اعمال را گردی می‌کنیم که به باد رفته است.

چه جوری می‌شود؟ آدم عمل خیر کرده است، عملش به درگاه خدا می‌رود و عمل به باد فنا می‌نشیند! امام فرمودند که: «أما والله اِن کانَت اَعمالهُم اَشَدُ بَیاضا منَ القَباطی» این‌ها عمل زیاد دارند. مثلاً سالی دو بار کربلا رفته، حج و عمره می‌رود، خمس می‌دهد، کار خوب خیلی می‌کند، نماز جماعت می‌رود، این اعمال چطور می‌شود که به باد فنا برود؟

نماز

می‌گویند این مال آدمی است که، اعمال خوب دارد، هزار طور عمل خوب دارد، اما وقتی گناه پیش می‌آید، چهار دست و پا می‌افتد، نمی‌توانم توضیح بدهم. اصلاً گناه را رد نمی‌کند، از گناه نمی‌گذرد. آخر یک گناهانی هست که آدم را می‌سوزاند. آقا چطور می‌شود من حج می‌روم، عمره که بیش‌تر می‌شود رفت. حالا مثلاً کربلا که می‌شود رفت. صد جور کارهای خوب، چطور می‌شود که این کارها، هیچ‌گاه جلوی هیچ کار بد من را نمی‌گیرد، چطور می‌شود؟ من نماز جماعت می‌روم، هر روز نماز جماعت، مثلاً بعضی‌ها هستند که صبح هم نماز جماعت می‌روند، نماز اول وقت می‌خوانند، نماز جماعت می‌خوانند. چطور این نماز من، جلوی بدی اعمال من را نمی‌گیرد؟ عمل خوبی که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد، معلوم می‌شود که آن عمل، قوت و قدرت ندارد. نماز، نماز نیست. که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد. وگرنه عمل خوب، نماز خوب، جلوی عمل بد را می‌گیرد. پس این‌ها یک ظاهر خوب داشتند. اما یک جایی از کار خراب بوده. نماز جلوی کارهای بد را می‌گیرد.

مثالی که برای شما در مورد نماز خوب عرض کردم، نماز خوب را آنقدر سخت نگرفتیم. عرض کردم یک نماز صحیح اول وقت. باور کنید جلوی بدی را می‌گیرد، جلوی گناهان را می‌گیرد. این نماز خاصیت دارد. من اگر یک ذره نماز را احترام کنم، نماز خاصیت دارد. خاصیتش جلوی بدی را می‌گیرد. جلوی دهان من را می‌بندد، هر حرفی از دهان من در نمی‌آید. هر گناهی از دست من برنمی‌آید. نماز خاصیت دارد. اگر می‌بیند هیچ خاصیتی ندارد، نگاه کنیم، بررسی کنیم، بررسی کنیم  که کجای کارمان خرابی دارد. خرابی اصلی دارد. آن وقت این نمازها را روز قیامت می‌آورند، که خیلی هم زرق و برق دارد. باز که می‌کنی آن را، می‌بینی خاکستر است. به باد فنا می‌رود.


:: بازدید از این مطلب : 242
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

کجای قرآن آمده دوست دختر یا پسر ممنوع؟!

اخبار،سرگرمی,آشپزی,مد,روانشناسی,اینترنت

دوست دختر,دوست پسر,دوست دختر ودوست پسر

کجای قرآن آمده دوست دختر یا پسر ممنوع؟!

 در آیه‌ی 5 از سوره‌ی مائده ابتدا می‌فرماید «أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّبات‏»، یعنی آن چه پاک، طاهر، نیکو و مفید است را بر شما حلال نمودم. سپس به برخی از نیازهای ضروری مانند «خوردن» اشاره نموده و پس از بیان حکم آنها، به نیاز «مرد و زن» به یک‌ دیگر پرداخته است و پس از بیان ضرورت برقراری روابط و انحصار نیکو و حلال بودن آن به شکل ازدواج (نکاح)، ‌تأکید می‌فرماید: «غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏»، یعنی این رابطه نباید به شکل رفیق‌گیری [همان دوست دختر و پسر] و زناکاری باشد.
خداوندی که انسان را خلق نموده و راه‌های رسیدن به کمال و سعادت دنیا و آخرت را به نشان داده و با بیان چگونگی روابط انسان با هر شخص، جامعه یا موضوعی به گونه‌ای که هم رفع نیازش را نماید و سبب کمالش گردد قوانینی وضع نموده است، نه تنها خود بهتر از هر کس دیگری می‌داند که انسان [اعم از مذکر یا مۆنث] به جنس مخالف نیاز دارد، بلکه می‌فرماید: خودم در قوانین تکوینی خلقتم، و بر اساس علم و حکمتم این غریزه و محبت را به شما داده‌ام. هم چنان که نیاز و محبت چیزهای دیگری را نیز بر شما قرار داده‌ام.
اما اگر انسان برای رفع هر نیازش بدون هیچ قانونی که منتج به فایده‌ی او شود عمل کند، از تعقل و اراده‌ی خود که وجه متمایز او با حیوانات است، هیچ بهره‌ای نمی‌برد و لذا چون حیوانات و بلکه پست‌تر می‌گردد [کالانعام بل هم اضل]. لذا برای هر فعلی قانونی وضع نمود و در این قانون بهترین‌ها را حلال و مضرات را حرام نمود. یا به تعبیری دیگر، اصل‌ها را حلال و بدل‌های تقلبی را حرام نمود.
در آیه‌ی 5 از سوره‌ی مائده ابتدا می‌فرماید «أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّبات‏»، یعنی آن چه پاک، طاهر، نیکو و مفید است را بر شما حلال نمودم. سپس به برخی از نیازهای ضروری مانند «خوردن» اشاره نموده و پس از بیان حکم آنها، به نیاز «مرد و زن» به یک‌ دیگر پرداخته است و پس از بیان ضرورت برقراری روابط و انحصار نیکو و حلال بودن آن به شکل ازدواج (نکاح) ‌تأکید می‌فرماید: «غَیْرَ مُسافِحینَ وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏»، یعنی این رابطه نباید به شکل رفیق‌گیری [همان دوست دختر و پسر] و زناکاری باشد.
البته اگر دقت فرمایید در ادامه نیز می فرماید: هر کس کافر شود، یعنی ایمان و قوانین اسلامی را بپوشاند،‌ یا به تعبیر عمل نکند، «حَبِطَ عَمَلُه‏» - عملش تباه می‌شود. یعنی تلاشش به جایی نمی‌رسد و فایده‌ای نمی‌برد و در نتیجه در آخرت نیز «مِنَ الْخاسِرین‏» - یعنی از زیانکاران خواهد بود. و ما امروز در سرتاسر عالم و در جامعه‌ی خودمان نیز شاهدیم که روابط زن و مرد به شکل دوست، هیچ‌گاه سرانجام نیکویی برای طرفین نداشته است.
 چه عواملی منجر به رابطه نادرست در ارتباط دختر و پسر می شود؟
در زمینه چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات این است که در ایجاد و شکل گیری رابطه ای نادرست مجموعه عواملی موثر است که می توان از میان آنها به نگاه نا مناسب و خود آرایی اشاره کرد .
1- طنازی در سخن
یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطیف كنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی كه در دل بیمار است به طمع بیفتد . منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است، آن نیرویی كه آدمی را از میل به سوی شهوات باز می دارد. (المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 16، ص. 461)
قرآن كریم برای جلوگیری از روابط ناسالم میان زنان و مردان می فرماید: "نازك و نرم با مردان سخن مگوئید مبادا آنكه دلش بیمار است به طمع افتد بلكه درست و نیكو سخن بگویید."(احزاب. 32) تاثیر كلام به قدری است كه مولای متقیان از سلام كردن به زنان جوان خودداری می كند و می فرماید: "می ترسم از این كه صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم كاسته شود."( شیخ حر عاملی، آداب معاشرت، ص. 67)
سخن معمولی و مستقیم بگویید، سخنی كه شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را بپسندد و آن سخنی است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اینكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنید .
2- تأخیر در ازدواج
زن و مرد، مكمل نیازهای روحی و روانی یكدیگرند و هر یك بدون دیگری احساس فقر و نیاز می نماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است كه تنها ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص. 148) و به قول ویل دورانت: زن فقط وقتی زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مایه حیات اوست. (ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141) و مرد نیازمند كسی است كه قلبش برای او بتپد و با گرمی نگاه و كلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملایمات زندگی امید بخشد و خلاصه اینكه "هر یك از ما، در جدایی فقط نیمه ای از انسان است و همیشه نگران آن نیم دیگر است"تا زمانی كه دختر و پسر جوان این نیاز فطری را از راه ازدواج تأمین نكرده و به آرامش روانی نرسیده باشند در معرض خطر هستند. لذا رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نیمی از دینش را حفظ كرده است." (میزان الحكمه، ج 4، ص 272، حدیث. 7807)
3- بستر اجتماعی
یك عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنین افكاری رایج شود كه داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه كه داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیداكردن دوست برای یكدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد. برای رهایی از این زمینه فساد یکی از راهکار های آن را می توان در دقت در انتخاب همنشین جستجو کرد .
باید راه های صحیح دوست یابی را آموزش داد تا جوانان با دید باز و اندیشمندانه همنشین و دوست خود را انتخاب نمایند.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می فرمایند: "دین و منش هر شخصی، متناسب با دوست و همراه است." (میزان الحكمه ، ج 5، ص 297، حدیث. 10221)
دین
4- عدم تقید خانواده به مسائل دینی
جوانان اولین برخوردها و معاشرت های ناسالم و مختلط را در خانه تجربه می كنند.فرهنگ خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان می آموزد.
لذا قرآن كریم می فرماید: "ای مومنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاه دارید."(تحریم. 6) یعنی خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید و ادب نمایید. (الدر المنثور، ج 6، ص. 244) و در نگهداری خانواده همین بس كه به آنها امر كنید بدان چه كه خدا امر كرده و نهی كنید از آنچه خدا نهی كرده است. (كافی، ج 5، ص. 62)
اگر خانواده ها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نكنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی می توان داشت .
5- بی توجهی به نیازهای جوانان در خانه
جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی كه شور و نشاط آنان را حفظ كند، نیازمند هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نكنند، خود آنان دست به كار می شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل می كنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام می كنند. نكته دیگری كه باید به آن توجه داشت، پرهیز از بیكاری است.
خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) توصیه می فرماید: "هنگامی كه از كار مهمی فارغ شدی خود را به كار دیگری مشغول كن"(انشراح. 7) والدین باید برای اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند.
فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی علاوه بر اینكه آنها را از بسیاری از فسادها حفظ می كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدین در برخورد با جوانان باید طریق اعتدال را پیش بگیرند و از هرگونه افراط، تفریط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذیر خودداری كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهای آنان، شخصیت و حریم خصوصی آنان راحفظ نمایند زیرا اگر شخصیت او از بین برود و عزت و كرامتی نداشته باشد، هیچ امید خیری در او نیست. (شرح غرر و درر، آمدی، ج 1، ص. 394) و از سرزنش و ملامت نیز پرهیز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر می كند. (میزان الحكمه ، ج 8، ص 485، حدیث. 17831)
 در اینجا این سۆال پیش می آید که کسی که قصد انتخاب همسر دارد از کجا بفهمد که قبلا آن شخص ارتباط نامشروع داشته یا نه؟ یا شایسته همسری هست یا نه؟
قرآن در جواب می گوید:(ألخبیثاتُ للخبیثین والخبیثونَ للخبیثات والطّیباتُ للطیبین والطیبونَ للطیبات)سوره نور آیه 26  
زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشت کار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصفند و بالعکس زنان پاکیزه لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه اند.
پس آدمی باید به خودش بنگرد که گذشته و جوانی خود را چگونه سپری کرده؛ آیا مصداق پاکان برای پاکان است یا خدای نکرده...
دوست دختر نگیرید
سوره 5: المائدة - جزء 6
الْیَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُۆْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَكْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ .
امروز چیزهاى پاكیزه براى شما حلال شده و طعام كسانى كه اهل كتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاكدامن از مسلمان و زنان پاكدامن از كسانى كه پیش از شما كتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنكه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى كه خود پاكدامن باشید نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانى دوست ‏خود بگیرید و هر كس در ایمان خود شك كند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانكاران است.
 دوست پسر نداشته باشید
سوره 4: النساء - جزء 5
وَ مَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن یَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُۆْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُم مِّن فَتَیَاتِكُمُ الْمُۆْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.
و هر كس از شما از نظر مالى نمى‏تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما كه مالك آنان هستید [ازدواج كند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یكدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویى با كنیزان] براى كسى از شماست كه از آلایش گناه بیم دارد و صبر كردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است.


:: بازدید از این مطلب : 232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393
آيا حديثي مبني بر حرام بودن روابط دختر و پسر هست؟

روايات متعددي در زمينه حرمت نظر به زنان وهمچنين پيرامون خلوت کردن با آنان وارد شده است ورابطه داشتن بادختر خالي از اين دوموضوع نيست.وسائل الشيعه ج14ص133و138.
در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است:
1. ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است.(رويكرد ليبراليستي)به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است. فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد. راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68)
2. ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد. اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است. برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند. در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)
3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است. ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.
بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:
اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند حتّى الامكان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متكبّرانه داشته باشند نه رفتارى صميمانه. اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلاً صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتى براى او دارد.
ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشكالى ندارد. امّا با اين حال، حتى‏الامكان لازم است در كلاس‏ها به گونه‏اى باشند كه كمترين اختلاط پديد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان على نفسه بصيره؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست»،; (قيامت ، آيه 14).
روابط بين زن و مرد چند صورت دارد: 1. رابطه زن و شوهري، 2. رابطه علمي، 3. رابطه حرفه اي و شغلي، 4.
رابطه دوستانه.
الف - رابطه زن و شوهري:
اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازين شرعي و عقد رسمي تحقق پيدا مي کند مورد تأکيد قرار داده و ده ها آيه و صدها روايت از معصوم در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويي شاهد بر مدعاست و مهمترين کانون و نهاد اجتماعي خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل مي گيرد بنابراين از نظر اسلام اين نوع رابطه اجتماعي مشروع و مورد تأکيد است و زن و مرد هر دو در شکل گيري آن سهيم اند.
ب - رابطه علمي بين زن و مرد:
اين نوع رابطه با حفظ موازين شرعي و رعايت حدود الهي از ناحيه زن و مرد مجاز است و بهترين مصداق بارز آن رابطه بين استاد و شاگرد است اعم از اين که استاد زن باشد و شاگرد مرد، يا شاگرد زن باشد و استاد مرد. آنچه مهم است رعايت موازين شرعي است، اگر احکام الهي مراعات شود اين نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأکيد اسلام است و اگر حدود الهي مراعات نشود و حريم هاي بين محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از اين رابطه ناخشنود است و آن را نهي مي کند زيرا به ضرر زن و مردم و جامعه است.
ج - رابطه شغلي و حرفه اي:
فعاليت هاي شغلي موجود در جامعه به سه دسته تقسيم مي شود: 1. شغل هايي که الزاما به عهده زنان است و با وجود زنان مردان جايز نيست آن شغل هايي را انتخاب کنند مثل شغل مامايي و کارهايي که جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد اسلام تأکيد دارد که شغل هاي حساس و مهمي که مربوط به بانوان مي شود خودشان به عهده گيرند. طبعا نوع رابطه شغلي در اينجا بين زنان است و مردان حق ورود به اين مشاغل را ندارند مگر در شرايط ضروري. 2. شغل هايي که به مردان اختصاص دارد مثل کارهاي شاق و سختي که با فيزيک بدن زن و روحيات او سازگار نيست طبعا پذيرفتن کارهاي شاق و طاقت فرسا که براي زن يا جنين او در شکم ضرر داشته باشد جايز نيست. 3. شغل هايي که مشترک بين زنان و مردان است که اکثر موارد و بيشتر کارها تقريبا بين زن و مرد مشترک است. در اينگونه کارها اگر زن و مرد ضوابط شرعي را رعايت کنند و مرتکب عمل حرامي نشوند مي توانند هم زنان و هم مردان مشارکت فعال داشته باشند مانند بسياري از کارها از جمله نمايندگي مجلس، معلمي و صدها کار ديگر.
د - رابطه دوستي بين دختر و پسر:
اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستي بين دختر و پسر و اينگونه روابط نهي کرده است زيرا عفت عمومي جامعه با اينگونه روابط آسيب جدي مي بيند پايه هاي ازدواج و خانواده سست مي شود و صدها مفسده اخلاقي براي دختر و پسر و جامعه دارد. بدون ترديد اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهي کرده اند اينطور نيست که اين نهي کلي و مطلق باشد بلکه سيره عملي آنها به اين امر مطلق تخصيص مي زند و نشان مي دهد که منظور ائمه اين نيست که زنان مطلقا نبايد در امور اجتماعي مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها اين است که زنان اولا، بدون دليل موجه نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند. ثانيا، در صورت لزوم بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نيست چه اين که مفسده هاي زيادي مي تواند داشته باشد.
نکته ديگري که بايد به آن توجه نمود اين است که اجتماعي بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعي مست


:: بازدید از این مطلب : 235
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

آیا دوستی پسر و دختر در قرآن حرام اعلام شده است؟

 دوستی پسر و دختر در قرآن

قرآن، در ابعاد مختلف به مسأله روابط زن و مرد پرداخته كه با دقت در هر کدام متوجه حرمت دوستی دختر و پسر خواهیم شد:
ـ احكام نگاه كردن زن و مرد نامحرم به یكدیگر
ـ سفارش به رعایت حیا و عفت و پاكدامنی
ـ لزوم حفظ حجاب
ـ نشان ندادن زینتها به نامحرم
و صریح تر از همه نهی از دوستی های پنهان

در سوره نور، دستور به حفظ پاکدامنی، پائین انداختن چشم، عدم آشکار کردن زینت ها برای زنان، لزوم پوشاندن سر برای زنان، و حتی عدم به صدا درآوردن زیور آلات زنان صریحا ذکر شده است:
«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ * وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ ...  وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[نور/۳۱-۳۰] به مردان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند. این برایشان پاكیزه‏تر است. زیرا خدا به كارهایى كه مى‏كنند آگاه است. * و به زنان مؤمن بگو كه چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار كه پیداست آشكار نكنند و مقنعه‏هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشكار نكنند، جز براى شوهر خود یا ... و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت كه پنهان كرده‏اند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنید، باشد كه رستگار گردید.»

در سوره احزاب حتی نسبت به نوع سخن گفتن در مقابل نامحرم نیز هشدار داده است:
«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً؛[احزاب/۳۲] به گونه ‏اى هوس ‏انگیز سخن نگویید كه بیماردلان در شما طمع كنند، و سخن شایسته بگویید.»
در سوره نساء از دوست پنهانی گرفتن نهی کرده است:
«وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ؛[نساء/۲۵] نه دوست پنهانى بگیرند.»

بنابر این با این بیانات روشن است که اسلام نسبت به حیاء و عفت بسیار تاکید دارد و در مقابل غریزه جنسی و تمایل به جنس مخالف، راه را در ازدواج می داند. که امری آشکار و علنی است.


:: بازدید از این مطلب : 241
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

 قرآن و روابط دختر و پسر( پیرامون دوست دختر داشتن پسران ؛  و دوست پسر داشتن دختران )

شرط روابط دختر و پسر چیست؟    جواب: باحفظ حیاو متانت

وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ كَبیرٌ (23قصص)   (حضرت موسی علیه السلام ) و هنگامى كه به (چاه) آب مدین رسید، گروهى از مردم را در آنجا دید كه چهارپایان خود را سیراب مىكنند؛ و در كنار آنان دو زن را دید كه مراقب گوسفندان خویشند (و به چاه نزدیك نمىشوند؛ موسى) به آن دو گفت: «كار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمىدهید؟!)» گفتند: «ما آنها را آب نمىدهیم تا چوپانها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پیرمرد كهنسالى است (و قادر بر این كارها نیست.)!»

روابط دختر و پسر: نباید با هم قاطى باشند. در قرآن داریم: حضرت موسى (ع) تحت تعقیب یاران فرعون بود. موسى (ع) هم در دستگاه عامل نفوذى داشت. آمد و به او گفت: «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَهِ یَسْعى قالَ یا مُوسى إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِكَ لِیَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّى لَكَ مِنَ النَّاصِحینَ» قصص/ 20 گفت: مردان فرعون مىخواهند تو را به قتل برسانند. حضرت موسى (ع) هم فرار كرد، در راه عدهاى چوپان را دید كه گوسفندانشان را آب مىدادند و دو دختر هم كنار ایستادهاند. به آنها گفت: «ما خَطْبُكُما» اینجا چه مىكنید؟ گفتند: «قالَتا لا نَسْقى حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ كَبیرٌ» قصص/ 23 ما منتظر هستیم كه این مردان بزغالههایشان را آب بدهند، بعد ما برویم و به گوسفندهایمان آب بدهیم. از این مىفهمیم كه زنها هم مىتوانند در جامعه بیرون بیایند. اینها دختران حضرت شعیب (ع) بودند و مىفهمیم كه زنها هم مىتوانند كار كنند، چون آنها چوپانى مىكردند. زن و مرد با هم باشند ولى وقتى مرد هست زنها باید حریم بگیرند. گفتند: ما به این حیوانها آب نمىدهیم تا اینها كنار بروند. پس كار و تلاش و بیرون آمدن زن اشكال ندارد و فقط مخلوط شدنش با مردان اشكال دارد.

فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا : ناگهان یكى از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالى كه با نهایت حیا گام برمىداشت، گفت: «پدرم از تو دعوت مىكند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را كه براى ما انجام دادى به تو بپردازد.»قصص/ 25.

چرا در اسلام داشتن دوست دختر اشکال دارد؟

چرا ما نمی بایست دوست دختر داشته باشیم؟

گاهى آدم به یك كسى نگاه مىكند خوشش مىآید. روابط دختر و پسر چطورى است؟ میشه گفت ! حرام است. چون یا از اول حرام است. یا به حرام كشیده مىشود جز اینكه طرف یوسف باشد. جوانها مىگویند: رابطهى دختر و پسر چطور است؟ مىگویم: اگر یوسفى طورى نیست. مىگوید: من یوسف نیستم. مىگویم: پس احتیاط كن. صرف اینكه خواهر و برادر هستیم كه مشكل حل نمىشود. یا با اسم های دیگر روش الکی گذاشتن که حلال نمیکند، مىگویند: یك جگر فروش جگر را روى منقل گذاشت و شروع به باد زدن كرد. گربهها دور جگر آمدند. یك مرتبه گفت: بلاله بلال! مثلًا فكر كرد اگر به جگر بگوید: بلال، گربهها مىروند. مىگوییم: طلا بر مرد حرام است. مىگوید: نامزدى است. خوب اگر گفتى: نامزدى است حرام خدا حلال مىشود؟

در اسلام باید رابطه بین پسر و دختر در چارچوب شرع باشد، اسلام نمی فرماید که پسر نباید به دختر علاقه پیدا کند و یا با او ارتباط برقرار نماید، چرا که این غریزه (علاقه به جنس مخالف) هم همچون غرایز دیگر مثل گرسنگی و ... آفریده ی خداست و خدا هم چیزی را بدون حکمت نمی آفریند و لذا باید ارضاء گردد تا عوارضی همچون عدم تعادل روحی و یا اضطراب و عدم آرامش روحی، دامنگیر انسان نشود.

و از طرف دیگر بی بند و باری و ارضای غیر معقولانه این غریزه هم مفاسدی را بدنبال دارد که سعادت او را در دنیا و آخرت، خدشه دار می کند

.

اسلام نه رهبانیت را می پسندد که بدنبال سرکوبی غریزه جنسی است و نه حیوانیت را که در ارضای غریزه جنسی خود، حد و مرزی و چارچوبی را نمی شناسد ولذا هم ازدواج را تشویق نموده است و هم فرموده است هر نوع ارتباط جنسی باید در چارچوب ازدواج دائم یا موقت، باشد

.

و البته لازم است که ذکر گردد، ممکن است در جامعه یا عصری در اثر تعلیمات غلط، فطرت در نطفه خفه گردد و ندای او به گوش جان انسانها نرسد، و اینجاست که مفاسد روابط نامشروع باید برای مردم تبیین گردد که ما در ذیل به مواردی اشاره می کنیم

:

در این شیوه زندگی گرچه غریزه جنسی تا حدودی ارضا شده است

منتهی چون انسان موجودی است که هیچگاه سیر نمی گردد و همیشه بدنبال لذت جدیدتر و بیشتر است و این هم بخاطر تنوع طلبی اوست، اگر پایبند به اصل و قانونی نباشد که او را محدود کند، همیشه بدنبال لذت جدیدتری است و این موجب می شود که تمام وقت و امکانات انسان، صرف همینگونه کارها شود و در نتیجه استعدادهای دیگرش شکوفا نگردد مثلا انسان اگر بخواهد در زمینه علمی به جایی برسد، نباید ذهن خود را مشغول اینگونه کارها کند و...

 

داشتن دوست دختر باعث می گردد تا بنیان و نظام خانواده سست گردد و شوهر به زنش بی رغبت گردد و این مفسده ای است غیر قابل جبران چون نیاز انسانها، تنها در مسائل جنسی خلاصه نمی گردد، انسان علاوه بر نیاز جنسی، نیاز به همدمی دارد که با او از مشکلاتش بگوید و در کنارش آرامش پیدا کند و این آرامش در جایی غیر از کانون خانواده، دست یافتنی نیست.

داشتن دوست دختر خود عاملی است برای کم رنگ شدن محبت شوهر به زن و در نتیجه طلاق و ارضا نشدن نیازهای دیگر انسان. در کانون خانواده است که فرزندان مهر پدر و مادر را تجربه می کنند و در پرتو این محبتهاست که استعداد فرزندان شکوفا می گردد

.

آمار نشان می دهد که درصد زیادی از بزهکاران از کانون گرم خانواده بی بهره بوده اند پس می توان نتیجه گرفت که در اثر روابط نامشروع سلامت روحی زن و شوهر و کودکان به خطر می افتد

.

از هم گسیخته شدن نسل انسانها و انتشار بیماریهای گوناگون تناسلی همچون ایدز و... هم از مفاسدی است که بر داشتن دوست دختر مترتب است

.

و مفاسد دیگر که بیان همه آنها مجال دیگری را می طلبد و شما می توانید در این رابطه به کتابهای مذهبی مراجعه بفرمائید

.


  


:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران