منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 343
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 36

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 8
:: بازدید ماه : 62
:: بازدید سال : 271
:: بازدید کلی : 271
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

روابط دختر و پسر در اسلام

مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین سیف الله مداحی


سوال : لطفا بفرمائید روابط دختر و پسر در اسلام چگونه تعریف شده است ؟

جواب : سوال شما سوالیست کلی و اینکه گفته شود نظر اسلام درباره روابط دختر و پسر چیست به نظر من صحیح نمی باشد . لطفا جزئیات سوال را مشخص بفرمائید .

سوال : آیا از منظر اسلام یک دختر و پسر می توانند با یکدیگر صحبت داشته و یا همکار یکدیگر در یک محیط کاری باشند ؟

جواب : اصولا روابط دو فرد نامحرم در اسلام با حدود خاصی تعریف شده است .یک زن یا مرد و یا یک دختر و پسر تا حدودی اجازه دارند در کنار یکدیگر بوده و با یکدیگر صحبت نمایند اما این حدود خاص در اسلام چیست ، باید آشکارا بیان شود . به تحقیق اگر دو فرد نامحرم بخواهند در کنار یکدیگر کار نمایند همانطور که در محیط های اداری ما دیده می شود ، اگر فسادی در محیط کاری ایجاد نشود اشکال نخواهد داشت اما باید دید مصادق فساد چیست ؟

مصادیق فساد در روابط دو نامحرم :

در باب مصادیق مفسده در روابط دو فرد نامحرم باید ابتدا به حدیثی از حضرت موسی اشاره نمایم . این حدیث خیلی قابل دقت است .باید در آن تامل کرد . روزی شیطان به نزد موسی علیه السلام آمد . موسی از او پرسید چگونه بر فرزندان آدم تسلط پیدا می کنی ؟

شیطان گفت : من برای تسلط بر فرزندان آدم راهکارهای مختلفی دارم . اما سه چیز است که کمر انسانها را می شکند و من راحت بر آنها تسلط پیدا می کنم .

اول آنکه : کارهای نیک کوچک خود را بزرگ بشمارند

دوم آنکه : گناهانشان در نظرشان کوچک باشد

سوم آنکه : از خود و اعمالشان راضی باشند

موسی علیه السلام از اوپرسید :

چگونه نمی توانی بر یک انسان مسلط شوی ؟

شیطان گفت : قویترین حربه ی من برای مبارزه با فرزندان آدم یک چیز است و آن نگاه به نامحرم است . اگر بتواند با آن مبارزه کند دیگر من تسلطی بر او نخواهم داشت .

خب ببینید اولین چیزی که از حربه های شیطان علیه جوانان است همین نگاه به نامحرم است در یک محیط کاری اولین مقدمه شروع کار با نگاه شروع می شود .

وقتی یک زن و مرد نامحرم در کنار یکدیگر قرار می گیرند خیلی کم پیش می آید که آنها به یکدیگر نگاه نکنند . مسلما این نگاه ها چه برای پیر چه برای جوان، چه برای مرد و چه برای زن، چه با قصد و چه بی قصد آثار و تبعاتی را به همراه خواهد داشت .

یک نگاه به قول رسول اکرم تیریست زهرآلود از جانب شیطان . و این نگاه ها قلب آدمی را مریض می سازد .پس اگر بخواهیم نظر اسلام را درباره روابط کاری زن و مرد و یا دختر و پسر بدانیم باید بگوئیم محیط کاری ایده آل همان محیطیست که زنان در کنار هم و جدا از مردان و مردان کنار هم جدا اززنان باشند .

یکی از مسائلی که به نظر من اینقدر فساد در جامعه زیاد شده است همین دلیل است که زنان و مردان جوان در یک محیط در کنار هم به کار مشول می شوند . شاید بگوئید این مسئله را افراد امَل می گویند ولی باید بگویم که کار کردن زن و مرد در کنار یکدیگر خالی از اشکال نیست . باید محیطی توسط دولتمردان ایجاد شود تا جوانان بیکار در کنار هم جمع شوند و مشغول کار شوند نه اینکه یک پسر یا دختر بخاطر اینکه کار ندارد بیاید در کنار جنس مخالف خود مجبور به کار شود .باید محیطهای جداگانه برای کار دختران و پسران فراهم شود . و این وظیفه ی دولت است . شش سال پیش طرحی به آقای خاتمی ارجاع داده شد که صورت آن طرح را من دیدم و در آن ظرف مدت یکسال مشکل بیکاری جوانان با بودجه ی خودشان حل میشد اما دریغ از ذره ای بذل توجه آقای خاتمی به این طرح .شاید هم اصلا طرح به دست ایشان نرسیده بود.ولی به هر حال اینهم انتقادی که به دولت ایشان وارد است . میلیونها جوان بیکار دختر و پسر داریم که مجبورند برای درآوردن نان در یک محیط مشغول کار شوند . بگذریم .

در کنار هم بودن دختر و پسر در محیط کاری خالی از اشکال نیست و چه بسا همین نگاههای کاری به انحراف کشیده شود . چه بسیار دیده می شود که در محیط های کاری چقدر جوانان دختر و پسر با یکدیگر به بهانه ی کار دوست می شوند . سپس عاشق می شوند و بعد هم ازدواج می کنند و دست آخر مدتی پس از ازدواج کارشان به طلاق کشیده می شود . چرا که عشقشان از روی شناخت نیست بلکه دقت به ظاهر فرد است .

نمی خواهم مثال بزنم اما بد نیست که اشاره ای به یکی از این محیط های کاری خوب داشته باشم . یکی از محیط های کاری خوبی که من سراغ دارم که بسیار به این مسئله اهمیت داده می شود کانون فرهنگی آموزش است . محیط کاری خانم ها و اقایان اخیرا کاملا جدا شده و به صورت جدا از هم فعالیت می کنند و این جای تقدیر و تشکر دارد از چند جهت :

اول : اینکه فرصت شغلی زیادی برای جوانان اعم از دختر و پسر ایجاد شد

دوم اینکه: محیط کاری زنان و مردان کاملا از هم جدا شد .

خب این خیلی خوب است باید از مدیریت کانون تشکر کرد اما هنوز هم دیده می شود که با این همه پیگیری مدیران برخی دختران ، پسرانی هستند که مجرد بوده و ... و هنوز به بهانه های کاری روابط غیر کاری در آنها دیده می شود . خب باید انتقاد کرد .آقای قلم چی باید بداند که هنوز با نام پشتیبان و پشتیبانی در کانون مفسده ایجاد می شود . جلوی این مفسده را باید گرفت . مدیران کاملا ، زن و مرد و پسر و دختر باید از هم جدا شوند .

در میان بحث، کانون فرهنگی را مثال زدم که بگویم اینها با این همه مراعات بازهم وقتی دختر و پسر را در کنار هم قرارا می دهند نمی توانند کنترل کنند حال شما ببینید وضعیت در شرکت های خصوصی چگونه است . ؟ به زن به دید یک کالا نگاه می کنند و وقتی استخدام می کنند بعد از یکی دوماه می بینند که طرف محجبه است عذرش را می خواهند .

وای بر این افراد ! خدا می داند چه عذابی در انتظار آنهاست و من همه ی فریادم را سر دولت می زنم که آقای خاتمی ! چرا چنین محیط کاری سالمی برای زنان و مردان ایجاد نشد . ؟ در روز قیامت در درگاه الهی مسول هستید و باید پاسخگو باشید .

یک نظریه ی شخصی دارم درباره اینکه چرا در طول مدت ریاست جمهوری آقای خاتمی اینهمه فساد زیاد شد ؟

خیلی ها می گویند : ماهواره ، آزادی و ... اما من چیز دیگری می گویم

گرچه ماهواره و دم از آزادی زدن و ...بی اثر نیود اما عمده دلیل اینهمه فساد به نظر من چیز دیگریست.

دلیل عمده فساد و عدم پذیرش نصیحت در جوانا ن ، استفاده از مال شبهه ناک و یا مال حرام است . پولی که با مقدمه فساد و نگاه لذت آمیز با نامحرم بدست آید مسلما حرام بوده و خوردن آن نیز قلب را قسی می کند و باعث گناهان فراوان می شود . همین را گفته باشم و بگذرم . در خانه اگر کس است یک حرف بس است .

یکی دیگر از مصادیق فساد در روابط نامحرم به انحراف کشیده شدن رابطه می باشد چه بسا در بسیاری از محیط های اداری این به فساد کشده شدن رابطه را دیدم و دیدم که زن شوهر دار با مرد زن دار رابطه ایجاد کردند و هردو پس از طلاق از همسران خویش با یکدیگر ازدواج کردند و وقتی از آن مرد سوال کردم چرا همسرت را طلاق دادی و با این زن که 7 سال از تو بزرگتر است ازدواج کردی گفت : عاشق نگاههای معصومانه و لبخند دلربای این زن شدم .

تا در محیط کاری،زن و مرد مختلط نباشد و ... هیچوقت چنین مفسده هائی بوجود نخواهد آمد.

vd f آری باید به حدیث فوق بسیار دقت کرد . اگر شیطان از طریق ارتباط با نامحرم بر شما تسلط پیدا نکند، دیگر سخت خواهد توانست تسلط پیدا کند . مواظب باید بود . چشمها را باید حفظ کرد . اگر دستورات اسلام را درست اجرا کنیم جامعه ما آباد خواهد شد . هر عیب که هست زمسلمانی ماست

سوال : ببینید حاج آقا اینگونه که شما صحبت می کنید خیلی از جوانان ما نمی پذیرند .

جواب : خیلی از اخوند نماها سر جوانان ما را کلاه کذاشته اند . جوان باید بداند

در قبال عملی که انجام می دهد چه عقوبت دنیائی و اخروی در انتظار اوست .

مگر باید به جوان دروغ گفت ؟ باید بگوئیم ارتباط با نامحرم مشکلی ندارد ؟ نه آقا جان چنین نیست که شما می گوئید .

سوال : بسیاری از روانشناسان میگویند : لازمه ی سنین بلوغ تا قبل از از دواج اینست که یک پسر با یک دختردر ارتباط باشد تا از اضطرابهای درونی جوان کاسته شود . سنین بلوغ برای جوانان سنین حساس و پر اضطرابیست که ارتباط با یک جنس مخالف می تواند از این اضطراب درونی بکاهد . رابطه یک پسر با یک دختر می تواند اضطرابهای هر دو طرف را کم کرده و جامعه را از فساد بازدارد که فقط یک پسر با یک دختر در ارتباط بوده و دنبال شخص دیگری نباشد .

جواب : قسمتی از حرف شما تا حدی درست و قسمت دیگر آن کاملا اشتباه است . اما قسمته نیمه درست آن :

وقتی یک جوان که کوهی از انرژی است با دختری آشنا شود ، این آشنائی تا حدی می تواند از اضطراب درونی او بکاهد اما این آرامش دائمی نخواهد بود و بسیار زود هنگام پایان خواهد یافت . برای روشن تر شدن مطلب بیان مثالی را لازم میدانم :

شما سر درد می گیرید . بسیار این درد شما را آزار می دهد . سعی می کنید که درد را آرام کنید . یک قرص استامینفون مصرف می کنید . ساعتی بعد درد سر شما آرامش پیدا می کند . اما همین قرص عوارض جانبی فراوانی به همراه خواهد داشت . رابطه ی دخترو پسر نامحرم به همین گونه است . ممکن است در بدو آشنائی از اضطرابهای درونی هردو طرف کاسته شود اما بعدها همین رابطه اثرات مخربی خوهد داشت بهترین نوع اشباع این رابطه از طریق ازدواج است و تمام این رابطه ها به انحراف کشیده خواهد شد.

ور در اینجا یک پیشنهاد برای پدر و مادر ها :

اگر می بینید که می توانید فرزندانتان را برای ازدواج و اداره زندگی کمک نمائید و آنها از لحاظ فکری به این رشد و بلوغ رسیده اند که بتوانند زندگی را اداره کنند هر چه زودتر مقدمات ازدواج آنها را فراهم آورید . دام برای جوانان ما بسیار است . باید مواظب بود که عزیزانمان به آغوش بیگانه نروند.که اگر بروند وای بر ما که مقدمات این مفسده را فراهم کرده ایم .بازهم دولت در فراهم کردن مقدمات ازدواج برای جوانان نقش بسزائی خواهد داشت اما حیف و صد افسوس ....

اما در باره قسمت کاملا اشتباه سوال شما : انجائی که می فرمائید: آآآ « . رابطه یک پسر با یک دختر می تواند اضطرابهای هر دو طرف را کم کرده و جامعه را از فساد بازدارد که فقط یک پسر با یک دختر در ارتباط بوده و دنبال شخص دیگری نباشد .»

این سخن کاملا اشتباه است . اگر چنین اتفاقی بیفتد و دختری با پسری در ارتباط باشد که این رابطه با مقدمه حرام شروع شود مسلما و به تحقیق پایدار نخواهد بود و هم دختر به انحراف کشیده خواهد شد و هم پسر . اگر پسر و دختر به یکدیگر به چشم همسر نگاه نکنند این رابطه پایدار نخواهد بود و روابط بعدی را رابطه های قبلی سهل الوصول می کند.

سوال : پس به نظر شما دختر و پسر نباید با هم رابطه داشته باشند ؟

جواب : نمی دانم چرا این سوالها را از من آمدید و پرسیدید ؟! شاید به این خاطر که فکر می کردید من آخوندی روشنفکر هستم و یا اینکه روابط من با مراجعین دختر و پسر بسیار مهربانانه است ؟! نمی دانم ولی این را قاطعانه عرض می کنم . دلیلی برای روابط دوستانه بین دختر و پسر وجود ندارد تا قبل از ازدواج . و حس دوست داشتن و عشق باید بعد از ازدواج بوجود بیاید .

خیلی از جوان ها را دیده ام که می گویند : من باید عاشق همسرم بشوم و بعد با او ازدواج کنم و همین دلیل باعث دوستی وی با دختر یا پسر نا محرمی می شود . ولی برادرانه به همه ی جوانان این مرزو بوم عرض کنم :

عشق حقیقی به همسر پس از ازدواج بوجود می آید و تمام عشق های قبل از ازدواج که از طریق دوستی ایجاد شده پایدار نخواهد بود .

برادر عزیزم ! خواهر بزرگوارم !

این جمله را از برادر کوچکت قبول کن که : اگر پسری آمد و گفت من از شما خوشم آمده ، بدان که دروغ می گوید . اگر می خواهی ادعای اورا ثابت کنی بگو: اسلام برای هر چیزی راه حلی قرار داده ، اگرخوشت می اید و قصدت سوء استفاده نیست با پدر و مادرت بیا بنشینیم تا صحبت کنیم و اگر لایق و هم سطح هم بودیم ازدواج خواهیم نمود .

و در پایان عرایض هم یک تذکر به همه آنان که ارزشهای جامعه را زیر پا نهاده اند :

تو که آرامش جامعه برایت مهم نیست !

تو که برای لذت نفس خود دست به هر کاری می زنی !

تو که ناموست برایت اهمیتی ندارد !

تو که هر روز چشمانت دنبال نا محرم است !

بدان ! خدا اینهمه نعمت به تو داده و تو آنها ار با گناه کفران می کنی ؛ اگر روزی خدا هم در صدد جبران اینهمه ناشکری تو برآمد و پس از سالها که ازدواج کردی و ... اگر فرزندی معلول خدا بتو داد ؛ آیا توان نگهداری آنرا خواهی داشت ؟؟!. یک روز به آسایشگاه معلولین برو و عقب مانده های ذهنی راببین و اگر دیدی تحمل نگه داری یک فرزند چنین را دارای به اعمال زشتت ادامه بده.

اصلا می دانی می خواهی جواز گناه کردن را برایت بگویم ؟

که راحت باشی و هر چه می خواهی گناه کنی ؟

سه کار انجام بده وهر چه می خواهی گناه کن

1 – برو به جائی که خدا ترا نبیند

2 – روزی خدا را استفاده نکن

3 – به جائی برو که ملک خدا نباشد.

و سوال آخر : آیا ختر و پسر می توانند با یکدیگر صیغه محرمیت بخوانند تا از گناه هم در امان باشند ؟

جواب : دختر فقط و فقط با اجازه ی پدر(یا ولی دختر ) می تواند با پسر نامحرم صیغه ی محرمیت بخواند در غیر اینصورت( عدمرضایت ولی ) دختر با پسر نمی توانند صیغه محرمیت بخوانند . اما اگر پدر دختر اجازه داد که دخترش با فرد نامحرمی صیغه ی محرمیت بخوانند آنوقت اشکال ندارد . بازهم تاکید می کنم برای محرمیت بین دختر و پسر حتما رضایت ولی دختر که پدر یا پدر بزرگ و ... هستند ؛ شرط می باشد



:: بازدید از این مطلب : 212
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

وابط دختر و پسر در ایران;نقش خانواده درکاهش روابط دختر و پسر

 

مصاحبه شونده: سبحان امامی

 

چکیده: روابط دختر وپسر در شهرهای بزرگ به دلیل کنترل کم‌تر، بیشتر است. هر چه از روستاها و شهرستان‌ها به سمت شهرهای بزرگ می‌رویم، آمار دوستی‌ها سیر صعودی طی می‌کند و با گذشت سال‌ها، این سیر رو به فزونی رفته است. اما این بدان معنا نیست که همه دخترها و پسرها دوستانی دارند؛ البته مراتب هم فرق می‌کند. عوامل رفاهی، مانند تلفن همراه و کلاس‌های مختلف در افزایش این روابط بسیار مؤثر است. طی گفت و گویی از نظر دکتر محسن ایمانی در مورد روابط دختر و پسر در ایران و چگونگی ان آگاه می شویم.

دکتر محسن ایمانی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس است. از وی مقالات و همچنین کتاب‌هایی با عناوین «بررسی ابعاد تربیتی و روانشناختی دوران عقد»، «شیوه‌های شناخت و گزینش همسر»، «آسیب شناسی مطالعه»، «کلاس‌اولی‌ها» و «تربیت عقلانی» به چاپ رسیده است.
             واقعیت جامعة امروز ایران درخصوص روابط دختر و پسر چیست؟
این روابط، در شهرهای بزرگ به دلیل کنترل کم‌تر، بیشتر است. هر چه از روستاها و شهرستان‌ها به سمت شهرهای بزرگ می‌رویم، آمار دوستی‌ها سیر صعودی طی می‌کند و با گذشت سال‌ها، این سیر رو به فزونی رفته است. اما این بدان معنا نیست که همه دخترها و پسرها دوستانی دارند؛ البته مراتب هم فرق می‌کند. عوامل رفاهی، مانند تلفن همراه و کلاس‌های مختلف در افزایش این روابط بسیار مؤثر است.
 آیا منظور شما این است که این رویداد در فضای مدرن بیشتر مشاهده می‌شود؟
البته تنها مربوط به فضای مدرن نیست، کم و بیش و با شدت و ضعف در همه جا وجود دارد. جایی که رفاه بیشتر است این پدیده نیز بیشتر مشاهده می‌شود. برای مثال کامپیوتر، امکان چت کردن و ایمیل کردن را ایجاد می‌کند که چنین امکاناتی زمینه را برای ظهور این روابط آماده‌تر می‌نماید.
 آیا روابط دختر و پسر واقعیتی است که در همة جوامع اتفاق می‌افتد، یا یک سیر می‌باشد؟
ارتباط دختر و پسر در همة جوامع وجود دارد، اما در هر فرهنگ و جامعه‌ای به نحوی خاص ظهور می‌کند. در مالزی ارتباط‌ها چندان پیشرفته نیست. در بعضی مناطق حریم‌ها بازتر است و در بعضی مناطق که سنتی‌تر هستند، این روابط محدودتر می‌باشد. درامریکا، مسیحی‌ها به نسبت افراد دیگر که دیندار نیستند، بیشتر خود را کنترل می‌کنند و البته مسیحیان کاتولیک مقیدترند. خانواده‌های یهودی نیز سعی می‌کنند کنترل‌ بیشتری داشته باشند. در واقع این دو با هم رابطه عکس دارند، هرچه فرآیند مذهب قوی‌تر می‌شود، ارتباط‌ها نیز رنگ می‌بازند‌ و هر چه اندیشة مذهبی افول می‌کند، این روابط بیشتر می‌شوند. این دو با هم رابطة عکس دارند. هر چه فضا مذهبی‌تر باشد روابط کمتر و بالعکس است.
در ترکیه نیز میزان کنترل خانواده، حساسیت‌ها و اخلاقیات تأثیرگذار بوده است. هر چه بافت این کشور به سمت اروپا می‌رود، حجاب ضعیف‌تر می‌شود، دخترها و پسرها آزادتر هستند؛ و همچنین هر چه کنترل خانواده بیشتر بوده، این روابط کم‌تر دیده شده است.
در شکل‌گیری این روابط و میزان آن‌ها،‌ عوامل مختلفی دخیل هستند. یکی از این عوامل، مذهب می‌باشد. شأن، منزلت و جایگاه خانوادگی نیز عامل مهمی است. در خانواده‌هایی که شأن  بالایی دارند، روابط دختر و پسر پیشرفته نیست و همچنین آگاهانه و بدون اغفال می‌باشد. اما در خانواده‌هایی که آگاهی کم‌تری دارند، اغفال دختران و پسران بیشتر اتفاق می‌افتد و روابط آن‌ها  پیشرفته‌تر است.
جایگاه این موضوع در ذهن افراد جامعه هم تفاوت دارد. برای مثال تا 30 سال پیش در امریکا اگر دختر و پسری می‌خواستند با هم بیرون بروند، یک نفر با آنها می‌رفت. آن‌ زمان اخلاقیات در جامعه قوی‌تر بود. هرچه به سمت گذشته می‌رویم، دوستی‌ها کم‌تر است، اما هر چه به سمت زندگی مدرنیته پیش می‌آییم، این روابط نیز بیشتر می‌شود.
 آیا در اجتماع بشری، روابط دختر و پسر امری طبیعی است یا فرآیندی می‌باشد که این عامل مسبب آن هستند؟
از منظر علم روان‌شناسی، جهت‌گیری خاصی با هم ندارند. اما دو جنس به هم نیاز دارند.  روان‌شناسی و علم جنبه ارزشی ندارند. کار علم بررسی رابطه متغیرها است که اگر این ارتباط‌ها باشد، چه می‌شود یا چه نمی‌شود. در وهلة بعد که به موضوع با نگاهی ارزشی می‌نگریم، به دین و فلسفه محتاجیم. علم می‌گوید این دو جنس به هم نیاز دارند، اما دین می‌گوید این نیاز چگونه باید تأمین و کانالیزه شود.
 قبل از این‌که بخواهیم ارزش‌‌گذاری کنیم، لطفاً موضوع را تحلیل بفرمایید و از نظر تاریخی نیز آن را بررسی کنید؛ ایده‌های کمونیستی که درصدد ساختن آرمان‌شهر و حذف خانواده بودند، این تئوری را داشتند که همه با هم ارتباط داشته باشند؛ در این شرایط فرزندان  بیرون از خانواده رشد می‌کردند. نظر شما چیست؟
 در اندیشة افلاطون نیز بحث اشتراک زن وجود دارد. البته منتقدین زیادی  نظر افلاطون را نقد کرده‌اند، زیرا او فیلسوفی اخلاقی بود، و نباید چنین نظری می‌‌داشت. انگلس هم در کتاب «منشأ خانواده» از اشتراک زن سخن گفته بود. اما یافته‌های علمی بعدها ثابت کرد که این ایده‌ها به شکست خواهد انجامید. همان‌گونه که مبانی نظری و تئوری کمونیسم با شکست مواجه شد، این تئوری هم شکست خورد و در عمل‌ هیچ جامعه‌ای به آن سمت نرفت.
به دلیل شکست این تئوری‌ها، چنین روابطی را در داخل خانواده تعریف کرده‌اند.
بله؛ البته شکل خانواده، الزاماً مانند خانوادة ایرانی نیست. ممکن است در فرهنگ غربی، خانواده‌ای وجود داشته باشد که در آن چند مرد و چند زن با هم زندگی کنند؛ در همین نگاه پوزیتیویستی که در آن ارزش‌ها جایگاهی ندارند، تعدد روابط، مشکل ایجاد می‌کند؛ برای مثال بیماری‌های مقاربتی مانند ایدز و هپاتیت در چنین جوامعی رشد داشته است. براین اساس غربی‌هایی که با یافته‌های علمی سروکار دارند، در آموزش‌‌های خود تأکید می‌کنند رابطه باید با یک نفر باشد و این همان چیزی است که تعهد ایجاد می‌کند و در آموزه‌های دینی نیز به شخص سفارش می‌شود که به دنبال روابط بیش از حد نرود و رفتارهای خارج از عرف انجام ندهد. بشر بعد از سال‌ها  فراز و نشیب، با بررسی‌های خود، و با توجه به بررسی یافته‌های علمی، به این نتیجه رسیده است، در حالی که خداوند قبلاً این آموزه‌ها را ابلاغ فرموده است. بشر برای رسیدن به این یافته‌ها، ممکن است بسیاری از سعادت‌ها را از دست بدهد، اما دین قبل از همه‌،‌ این دستورات را به بشر ابلاغ کرده بود تا سعادت او را تأمین کند. ادیان الهی که از جانب خداوند و بر اساس علم او هستند، سعادت بشر را تضمین می‌کنند، بنابراین در خانواده‌هایی که دیندار هستند، ‌این مشکلات کمتر وجود دارد، و حتی روابط زوجین هم بهتر است.
 درایران نیز این روابط در میان خانواده‌های مذهبی، یا وجود ندارد، یا اگر هست در راستای ارزش‌های خانواده می‌باشد. البته امروز در کشور ما روابط دختر و پسر روند فزاینده‌ای دارد.
در میان صحبت‌هایتان به عواملی که باعث نزول روابط دختر و پسر بود اشاره کردید؛ از جمله دین، اخلاق،‌ کنترل خانوادگی و اجتماعی،‌ شأن و جایگاه خانواده و علم؛ این موارد،‌ عواملی سلبی هستند که باعث کنترل این روابط می‌شود. برایم جالب بود که در یک تحقیق علمی، دختران باکره دانشگاه میشیگان در رشته‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. در رشته هنر 98 درصد دختران، باکره نبودند، اما در رشته ریاضی همه دختران باکره بودند. این مسئله به مذهب،‌ خانواده و اخلاق ربطی ندارد، زیرا از هر خانواده‌‌ای در این رشته‌ها وجود دارند. بنابراین غیر از عوامل سلبی، ‌عوامل دیگری هست شاید به قول فرمایش شما منزلت اجتماعی در رشته‌ای خاص، علت این امر باشد. درباره عوامل کاهش میزان روابط دختر و پسر چه نظری دارید؟
     البته این آمار نمی‌تواند کاملاً‌ درست باشد. البته هنر شاخه‌های مختلفی دارد و در معانی مختلفی استفاده می‌شود؛ برای مثال مذهبی‌ها کمتر وارد رشته هنرهای نمایشی می‌شوند. بسیاری ازخانواده‌های مذهبی در امریکا به فرزندانشان اجازه نمی‌دهند وارد هنرهای مبتذل شوند؛ اما رشته ریاضی را اجازه می‌دهند. لذا مذهب می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.
گزارشی را مطالعه می‌کردم که در آن کلیفانو، وزیر بهداشت امریکا، که در تحقیقی روی دو گروه کار ‌کرده بود، اذعان می‌داشت 95 درصد مردم به خدا معتقدند، هر چند ایمان در افراد مختلف شدت و ضعف دارد؛ اما فقط 35 درصد درمان‌گرها چنین باوری دارند. بنابراین نمی‌توان گفت مذهب در اندیشه ریاضی‌خوانان یا در هنرمندان وجود ندارد.
    شما عوامل سلبی را بیشتر مؤثر می‌دانید یا عوامل ایجابی را؟
    مذهب هم جنبه‌ ایجابی دارد و هم جنبه سلبی، اما آموختن مذهب جنبه ایجابی دارد. پس ما چه کنیم که بچه‌ها گرفتار این مسائل نشوند؟ بدون ذکر این پیامدها، نمی‌توانیم آن‌ها را منع کنیم. ما باید رابطه را از ارتباط متمایز نماییم. اگر دختر نوجوانی از پسر نوجوانی آدرس بپرسد، چون این ارتباط بدون قصد لذت است و در دیانت هم مشکلی ایجاد نمی‌شود، اشکالی ندارد. اگر ارتباط بر اساس چارچوب اخلاقی و دینی رفتار باشد، اشکالی ندارد. اما آنجا که این ارتباط به رابطه تبدیل می‌شود، مشکل‌ساز است. قصد لذت هر چند به روابط جنسی هم نینجامد خارج از مرز دیانت است. من با برخی از این دختر و پسرها ارتباط دارم؛ آن‌ها غالباً روابط پیشرفته‌ای ندارند.
   آنچه در جامعه ما بعد از انقلاب اتفاق افتاد، این بود که تا بیش از یک دهه، آنچه از نگاه کارشناسان، خانواده و اجتماع مذمت می‌شد، همان ارتباط بود؛ بعد از جنگ، رابطه بین دختر و پسر مطرح شد. شاید یکی از علت‌های آن این بود که سن ازدواج بالا رفته، و رابطه دختر و پسر را نیز باید زیر 30 سال تعریف کرد و نه زیر 25 سال.
برنامه کلان دولت‌های قبل در مسائل کلان بود؛ برای مثال به مسائل کلان اقتصادی وسیاسی می‌پرداختند، اما طرح امنیت اجتماعی یکی از فعالیت‌های دولت نهم است. به نظرشما آیا دولت باید در این زمینه‌ها برنامه‌ داشته باشد و دخالت کند؟
     وقتی بحث دولت اسلامی را مطرح می‌کنیم، انتظار داریم در امور عمومی و اجتماعی حساس باشد؛ اما دخالت در رابطه خصوصی افراد، در حیطه وظایف دولت نیست. وقتی یک موضوع، حالت اپیدمی پیدا می‌کند و گسترش می‌باید، دولت قطعاً باید نسبت به آن واکنش نشان دهد و طرح و برنامه داشته باشد. اگرجامعه‌شناسانه برخورد کنیم، باید بگوییم آنجا که افراد از هنجارهای اجتماعی فاصله می‌گیرند، دولت باید با کجروی‌ها برخورد کند؛ اما برخورد دولت، باید برخوردی فرهنگی باشد. برای مثال از طریق آموزش و پرورش و رسانه‌ها، جوانان را از آسیب‌های این روابط آگاه نماید. از این جهت آموزش و پرورش که ارگانی دولتی است، دخالت می‌کند. به نظر من باید  تفاوت ارتباط و رابطه برای نوجوانان روشن شود، و بیان این مطالب خوب است. از طرفی خانواده‌ها نیز وقتی نوجوانانشان با مشکل برخورد می‌کنند، نگران می‌شوند.
دولت وظیفه دارد امنیت در معنای کلان را در جامعه برقرار کند. لذا باید تدابیر مناسبی اتخاذ نماید تا افراد از این روش‌ها استقبال کنند. برای مثال  به خانواده‌ها از طریق مشاوره آگاهی دهد. رسانه‌ها هم می‌تـوانند از طریق آگاهی، آموزش و حتی فیلم‌ها مؤثر باشند و موارد تحریک‌کننده را حذف نمایند. سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد که وجوه دیگری از دولت هستند نیز می‌توانند بسیار مؤثر عمل کنند. به نظر من دولت می‌تواند در این زمینه نقش بسیار قوی داشته باشد؛ اما طرح امنیت اجتماعی آخرین مرحله است. باید با کسانی که در ملأ عام هنجارشکنی‌های غیر متعارف انجام می‌دهند،  برخورد شود؛ البته  مراکز فرهنگی سهم بیشتری دارند.
اگر تهیه امکانات فرهنگی و ورزشی، و پرکردن اوقات فراغت، وظیفه دولت است، باید تعداد باشگاه‌ها به میزان کافی باشد. تنوع کتاب‌ها برای نوجوانان کم است و کتاب‌ها به زبان بزرگسالان است. مخاطب فیلم‌ها، بیشتر بزرگسالان هستند، نه نوجوانان؛ اغلب هنرپیشه‌ها نیز بزرگسال هستند. بنابراین برخوردها باید متعادل و متناسب بوده، به قصد اصلاح باشد و فرد نیز احساس کند که از این طریق آگاه شده است.
   اگر دولت بخواهد در راستای سیاستگذاری‌های کلان فعالیت کند، چه پارامترهایی را باید در نظر بگیرد؟ برای مثال قانون کلانی در مجلس وجود دارد که بر مبنای آن نباید هیچ یک از مصوبات به ضرر خانواده باشند. این یک سیاستگذاری کلی است. در این راستا برنامه‌های فرهنگی نیز باید در روند توسعه سنت‌ها قرار گیرد نه مدرنیته؛ ما در خصوص روابط دختر و پسر به چه سیاست‌های کلانی نیاز داریم؟
  در مواجهه با این موارد علاوه بر سیاست‌های کلان، به سیاست‌های خرد هم نیازمندیم. برای مثال برخوردهای پلیس  نسبت به افراد مختلف، تفاوت دارد.
 یکی از مسائل کلانی که باید مد نظر قرار گیرد، بحث ازدواج است. در جامعه ما سن ازدواج بالا رفته است و باید برای حل این بحران، بیندیشیم. به هر حال دختران در نه سالگی و پسران در 15 سالگی بالغ می‌شوند. پسران در 18 سالگی به رشد فکری می‌رسند، اما آیا کار، درآمد و مسکن دارند؟ لذا در سیاستگذاری‌ها باید به این‌گونه نیازها توجه شود.
 در جامعه ما جوانان زیادی در سن ازدواج هستند، اما آمادگی ازدواج ندارند. برای مثال در مجلس مصوب شد که اگر پسری در زمان خدمت سربازی ازدواج کرده باشد سعی شود که در شهر خود خدمت کند. اما مشکل ازدواج فقط بحث سربازی نیست. جوانی که در سن ازدواج است؛ اما نمی‌تواند ازدواج کند چگونه می‌‌تواند غریزه جنسی را مهار کند؟ یا باید میل جنسی را سرکوب نماید، یا خود ارضایی می‌کند، و یا به نوامیس دیگران تجاوز می‌نماید، که هیچ کدام از این‌ها، راه حل مناسبی نیستند؛ قرآن می‌فرماید کسانی که امکان ازدواج ندارند، عفت پیشه کنند که خداوند از فضل خویش آنها را بهره‌مند می‌کند. اما این غنا،‌ غنای فردی است. دولت باید اقداماتی انجام داده، و مردم را تشویق کند تا برای ازدواج سرمایه‌گذاری کنند، و جلب مشارکت‌های مردمی، مساعدت خیرین و حمایت NGOهایی که در این زمنیه کار می‌کنند را دریافت نماید. باید با فعالیت‌های فرهنگی، هدف ازدواج و ضرورت‌ آن در سن پایین را تبیین نمود.
 
آیا دولت می‌تواند به عنوان راه‌کار جلوگیری از روابط دختر و پسر،‌ بحث ازدواج را مطرح کند زیرا هر جا ازدواج صورت گیرد، روابط دختر و پسر کم‌تر است. غیر از کاهش سن ازدواج،  قوت بخشیدن به بنیادهای فکری و مذهبی نوجوانان بسیار مهم است. اگر می‌بینیم که این روابط در حال گسترش است، به دلیل شکل نگرفتن بنیادهای مذهبی است. مذهب یک مهار درونی است و نمی‌توان تنها با برخوردهای بیرونی فرد را کنترل کرد.
اگر بخواهیم فکر نوجوان انسجام یابد، باید از جلسات مذهبی استفاده کنیم، چنین نباشد که این مجالس، منحصر به روضه‌خوانی و مداحی باشد. در جلسات مذهبی باید، بحث اندیشه‌ای و تفکر پررنگ‌تر باشد تا معرفت نوجوان رشد کند.
 روش‌های بیان پیامد دوستی‌‌ها بسیار مهم هستند. این پیامدها باید تبیین شود؛ البته نه فقط از طریق نصیحت، بلکه لازم است یک کار تطبیقی میان جوان‌های اوایل انقلاب با جوانان امروز صورت گیرد و زندگی‌ها را بررسی کند؛ یا مقایسه‌ای میان ایران و کشوهای غربی انجام شود و یا حتی میان گروه‌هایی که چنین روابطی دارند و گروهی که این روابط را ندارند، تحقیق گسترده‌ای انجام شود تا نشان دهد کدام موفق‌تر بوده و آرامش بیشتری داشته‌اند. کسانی‌که عاقلانه زندگی می‌کنند، کمتر دغدغه فکری دارند. بسیاری از افسردگی‌ها و اضطراب‌ها، از همین روابط ناشی می‌شود. باید بازخورد و نتیجه چنین روابطی را به جوان‌ها و والدین آنها نشان داد. والدین نیز باید نسبت به ازدواج جوانان حساس باشند. یکی از حقوقی که فرزند بر گردن پدر دارد، فراهم کردن امکان ازدواج اوست.
توسعه بحث پوشش و آگاهی‌دهی در مورد آسیب‌های آرایش و خودنمایی هم می‌تواند از جمله اقدامات باشد. البته نیاز به خودنمایی و جلب توجه در ذات دختران وجود دارد، اما بعضی با آرایش و نوع لباس، خودنمایی‌ می‌کنند و برخی دیگر با تحصیلات ابراز وجود می‌نمایند. باید به خودنمایی دختران جهت داد و اصالت پوشش را برای آنان تبیین نمود تا بدانند که ما فرهنگی غنی داریم.
باید فرهنگ پوشش را با فرهنگ برهنگی مقایسه کرد. فیلم‌هایی وجود دارند  که روابط آزاد و فرهنگ برهنگی را نشان می‌دهند و این صنعت بسیار هم پردرآمد است. چنین فیلم‌هایی نوجوانان را درگیر می‌کنند. گاهی نوجوان با دیدگاهی متضاد مواجه می‌شود برای مثال یک روانشناس خود ارضایی را مجاز می‌داند و روانشناس مقید آن را منع می‌کند. بنابراین باید با راه‌کارها و سیاست‌های همگون، نوجوان را هدایت کرد. حتی بزرگ‌ترها هم باید گفتمان واحدی داشته باشند.
   با توجه به آنچه فرمودید، فعالیت‌های  نظام را در خصوص روابط دختر و پسر چگونه ارزیابی می‌کنید؟
  به نظر من برنامه‌های دولت کافی نیست. سرمایه‌گذاری‌ها با وسعت مشکل تطابق ندارد. به نظر من صاحبنظران باید بیشتر با هم گفتگو و تعامل داشته باشند مراکزی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد اسلامی باید بیشتر سرمایه‌گذاری کنند.
    ارتباط دولت در همین بخش خاص، با نهادهای علمی و دانشگاه‌ها به چه میزان است؟
   کارهای علمی شبیه پایان‌نامه‌ها در دانشگاه‌ها انجام شده است که دولت نیز از آنها حمایت می‌کند، اما وسعت نیاز جامعه با محصولات تولید شده متناسب نیست و دستگاه‌های سرمایه‌گذاری و دانشگاه‌ها نیز باید برای تولید این آثار بیشتر تلاش کنند. و آثار را تبلیغ نمایند. جایی مانند سازمان ملی جوانان که آثار تولیدی با این موضوعات و عناوین دارد برون رفت زیاد ندارد و یا اگر برون رفتی وجود دارد، اطلاع‌رسانی از چگونگی و زمان برنامه‌ها کم است. باید اطلاعات در مورد جوان‌ها و سیاست‌های موجود، و نیز روند فعالیت‌های انجام شده را  در اختیار کسانی که با جوانان سروکار دارند،‌ قرار دهند.
    از نظر روانشناسی، سیاست‌های موجود در مورد روابط دختر و پسر، بیشتر باید متوجه دختران باشد یا پسران؟
  در برخی مواقع دختران و در مواقع دیگر پسران؛ برای مثال خودنمایی دختران، پسران را جذب می‌کند. پسران به نیازها و مسائل اولیه و دختران به مسائل ثانویه می‌اندیشند. پسرها ابتدا برای دوستی با دخترها اقدام می‌کنند و یا در ازدواج نیز پسرها به خواستگاری دخترها می‌روند. ما باید به دختران و پسران آگاهی دهیم و دوستی را  نیز به طور مطلق رد نکنیم، بلکه آن را مشروط به ازدواج کنیم. ما باید به ایجاد این شرایط کمک کنیم؛ برای مثال زمینه‌ی اشتغال را برای آنها فراهم نماییم. از سیاست‌های مهمی که به نظر من باید روی آن کار شود، اولویت اشتغال است. راننده لوکوموتیو معمولاً مرد است و یا دبیر مدرسه دخترانه،‌ زن است. پس تفکیک شغلی اهمیت دارد. باید زمینه اشتغال برای زنان سرپرست خانوار فراهم شود. یا باید از زنان نخبه و توانمند در زمینه شعر، رمان و ادبیات، در سطح جامعه استفاده کرد اما به علت محدودیت شغلی در جامعه، وقتی یک شغل و یک فعالیت، هم از عهده زنان برمی‌آید و هم ازعهده مردان، اولویت باید به مردان داده، شود، نه به خاطر دیدگاه مرد نگر، بلکه به دلیل صلاحیت اجتماعی؛ چون زن شاغل حاضر نیست همسر مرد بیکارشود؛ و یا اگر زنی با تحصیلات عالی شاغل نباشد، مشکلی برای او ایجاد نمی‌شود، اما مرد نمی‌تواند بیکار بماند. از سوی دیگر،  زن بیکار در منزل برای خود مشغولیت ایجاد می‌کند مثلاً گلدوزی می‌کند، یا مقاله می‌نویسد، اما مرد بیکار ممکن است به اعتیاد روی آورد. بنابراین چون در این برهه از‌ زمان فرصت‌های شغلی کم‌اند، ‌بهتر است اولویت شغلی در کارهای علی‌السویه را به مردان بدهیم که یکی از نتایج این کار، تحقق ازدواج است.
    تا اینجا بیشتر در مورد روابط دختران و پسران بحث کردیم، اما شما روابط زنان و مردان متأهل که نیازهایشان هم برطرف می‌شود را چگونه تحلیل می‌کنید؟
   در خانواده‌هایی که زن و مرد با افرادی غیر از همسران خود ارتباط دارند نیازها برطرف نمی‌شود. برای مثال خانم‌هایی که اظهار می‌کنند همسرشان نیازهای عاطفی‌شان را برطرف نمی‌کند، به این ارتباطات روی می‌آورند. یا وقتی نیازهای جنسی هر کدام از طرفین به دلایل مختلف مانند آشنایی و آگاهی نداشتن از چگونگی ایجاد روابط زناشویی صحیح، می‌تواند منجر به ایجاد چنین ارتباطاتی ‌شود. فاصله‌های سنی زیاد بین زن و مرد می‌تواند مشکل‌آفرین باشد. عوامل اجتماعی دیگر مانند مهمانی‌های آزاد با حضور تعداد زیادی از زنان و مردان و پوشش نامناسب زنان بسیار تأثیرگذار است. بی‌احترامی به زنان در خانواده از عوامل مهم است؛ اگر مرد به زنش فحاشی کند  یا او را مورد آزار و اذیت قرار ‌دهد و حتی کتک بزند، باعث می‌شود زن به ارتباط دیگری روی آورد.
البته گاهی مردان نیز در ایجاد این روابط مؤثرند. برای مثال مردی  به هر دلیل ارتباط دیگری با زنی برقرار می‌کند و این موضوع را در محیط خانواده مطرح می‌نماید و با این کار حس انتقام را در همسرش ایجاد می‌کند و باعث می‌شود که زن نیز به چنین ارتباطی روی آورد؛ و یا بعضی مردان به دوستان خود و یا مردهای غریبه بیش از حد اعتماد می‌کنند و با وارد کردن آن‌ها به محیط خانواده، مقدمات این انحراف را ایجاد می‌نمایند. برخی هم در حضور همسرشان با زنان دیگر رابطه عاطفی قوی ایجاد می‌کنند. اما افرادی هم هستند که به خاطر اعتقاداتشان، هر چند شرایط بدی دارند، به بیراهه نرفته‌اند. پس کاهش اعتقادات نیز فاکتور مؤثری است.
 در تحقیقاتی که دانشجویان انجام داده‌اند، عواملی مانند بی‌محبتی و یا نابسامانی خانواده را مؤثر دانسته‌اند. در تحقیقی دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که افراد با هوش عاطفی زیاد کم‌‌تر به این‌گونه روابط روی می‌آورند، و از عوامل مؤثر در جلوگیری از ایجاد چنین روابطی را آگاهی خانواده‌ها دانسته‌اند.


:: بازدید از این مطلب : 242
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393
ــ پیشنهاد رابطه جنسی به دوست دختر از سوی دوست پسر چاپ

 

 

پیشنهاد رابطه جنسی به دوست دختر از سوی دوست پسر

اکثر قریب به اتفاق دخترانی که رابطه دوستی طولانی مدت با پسران دارند در آغاز رابطه دوستی علی رغم تصورشان درگیر روابط جنسی خواسته یا عمدتا ناخواسته می شوند.

بر اساس نتایج یک پژوهش که در شمال شهر تهران انجام شده است اکثر دختران طی ۲ سال اول رابطه خود باجنس مخالف، درگیر روابط جنسی می شوند.

این در حالی است که تقریبا همه دختران مورد مطالعه در ابتدای برقراری رابطه دوستی تصور می کرده اند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند.

در بخش دیگری از این مطالعه آمده است اکثر قریب به اتفاق آنها در آغاز روابط دوستی با پسران بر این باور بودند که آنها خیلی زرنگ تر از آن هستند که دوستشان بتواند از آنها سوء استفاده جنسی کند.

در بخش تحلیلی این پژوهش یکی از علل درگیر شدن دختران در روابط جنسی برداشت نادرست آنها از روابط دوستی با پسران عنوان شده است.به عنوان مثال انگیزه و هدف اکثر دختران از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف جلب حمایت و عاطفه گزارش شده است،در حالی که در پسران، برقراری روابط جنسی انگیزه و هدف اصلی رابطه دوستی بوده است.

منبع: سایت خبری تابناک

****************

مشکلاتی که معمولا برای دختران در ارتباط با دوست پسرشان به وجود می آید

 

قبل از خواندن مقاله ی زیر به دو نکته توجه کنید:

1. هر چند اکثر مطالب مقاله ی زیر مورد تأیید این سایت می باشد اما به معنای تأیید صد در صد آن نیست. طبیعی است که از نظر شرعی، تنها راه ارضای این نیازها فقط ازدواج است و رابطه ی دوستانه و جنسی بین دوست دختر و و دوست پسر مردود است هدف این مقاله بیان مشکلاتی است که در این نوع رابطه ی غیر شرعی برای دختران بوجود می آید.

2. دوست عزیز نظر خود در مورد مطالب زیر را در قسمت افزودن نظر(در پایین همین صفحه) بنویسید تا دیگران نیز از آن استفاده کنند با تشکر

 

یکی از ترفندهایی که معمولا پسرها برای دستیابی به یک دختر بکار میگیرند بازگو کردن جملات زیر است:

ـ دوست دختر قبلی من بهم خیانت کرد، با من صادق نبود

- تو با بقیه دخترها فرق داری، تو دختر پاکی هستی و من به خاطر پاکی تو رو انتخاب کردم.

 

اگر شما به عنوان یک دختر از این پسر بپرسی چرا شما را دوست دارد جوابهای زیر را خواهید شنید:

- دوست داشتن که دلیل نمی خواد،

- نمیدونم چرا اینقدر دوست دارم، چون تو با بقیه دخترا فرق داری و …

 

مدتی کم از رابطه به اصطلاح شناخت برای ازدواج می گذرد ادعای دوست داشتن دو طرف به میان می آید و پسر از دختر درخواست رابطه جنسی دارد. دلایلی که به میان می آورند عبارتند از:

- تو اگر من رو واقعا دوست داری باید این رابطه رو با من داشته باشی،

- تو منو درک نمیکنی من پسرم بهم فشار میاد اگر منو درک میکردی نیازهایم هم برات مهم بود،

- من و تو متعلق به هم هستیم حتما که نباید اسممون تو شناسنامه هم باشه که بتونیم رابطه جنسی پیدا کنیم،

- قبل از ازدواج باید با هم رابطه جنسی داشته باشیم که بفهمیم میتونیم پاسخگوی نیازهای جنسی هم باشیم یا نه،

- تو حتما منو دوست ندرای که پیشنهاد رابطه جنسیم رو رد میکنی.

 

این شرایطی است که متاسفانه دیر یا زود اکثر دختران در روابط دوستی با آن مواجه می شوند

 

نکاتی که باید دختران به آن زیاد توجه کنند:

نکته اول:

یک پسر چرا شما را برای ازدواج انتخاب کرده: مسلما اکثر پسرها فردی را برای ازدواج انتخاب میکنند که طبق گفته خودشان دختر پاکی باشد این موضوع را بارها به دختر بازگو می کنند که «تو با بقیه دخترا فرق داری تو دختر پاکی هستی» حال سوال اینجاست به نظر شما آیا اگر پسری به پاکی شما ایمان داشته باشد به خود اجازه میدهد تا بواسطه لحظاتی لذت این پاکی زیر پا گذاشته شود؟

 

نکته دوم:

پسرها عموما در پیشنهادات رابطه جنسی خود به دخترها می گویند «اگر من رو دوست داری باید به نیازم پاسخ دهی و اگر این کار را نکنی یعنی من رو دوست نداری.» سوال اینجاست چرا یک دختر باید با زیر پا گذاشتن عفاف و پاکی خود، دوست داشتن خود را به اثبات برساند؟ چرا یک پسر با خویشتن داری و جلوگیری از شهوت و هوس خود، دوست داشتن خود را نشان ندهد؟ مگر نه اینکه ادعای دوست داشتن دارد و آیا به این فکر کرده اید که چطور میشود به یک پسر که قادر نیست جلوی نفس خو د را بگیرد برای زندگی تکیه کرد؟

 

نکته سوم:

اکثر روابطی که قبل از ازدواج در آن رابطه جنسی بوجود می آید ازدواج صورت نمیگیرد. آری اکثر پسرها پسران هرگز راضی نمی شوند با کسی که رابطه جنسی به صورت کامل داشته اند ازدواج کنند. زیرا بسیاری از این پسرها با خود می گویند دختری که حاضر شده بدون ازدواج، رابطه ی جنسی با من داشته باشد چه تضمینی هست که بعد از ازدواج با من، با یک مرد غریبه ی دیگر نیز رابطه برقرار نکند؟! گرایشهای احساسی پسران پس از رابطه جنسی جای خود را به گرایش جنسی میدهد و فقط بعد از اولین رابطه جنسی رابطه دوستی شما بواسطه انجام رابطه جنسی ادامه می یابد. یک پسر (در مورد ازدواج)جذب دختری می شود که دیرتر به او راه دهد نه اینکه خود را کامل در اختیار او قرار دهد

و اکثر روابطی که در آن رابطه جنسی بوجود می آید سرانجامی در پی ندارد. این، دست هیچ مردی نیست؛ این در ناخودآگاه پسران نهفته است و غالبا آن دسته از روابطی هم که در آن رابطه جنسی بوجود می آید و به ازدواج ختم می شود به دلایلی همچون (باردار شدن، جلوگیری از آبرو ریزی و…) و حتی اگر چنین هم نباشد در زندگی زناشویی دچار مشکل می شوند. شاید شما فکر کنید دوست پسر شما متفاوت باشد اما مسلما اگر تجربه کنید پی به محتویات این مقاله خواهید برد و آن موقع دیگر فائده ای ندارد!

 

نکته چهارم:

هیچ اشکالی ندارد برای شناخت بیشتر جهت ازدواج ارتباط سالمی وجود داشته باشد اما باید فراموش نکنیم که این رابطه با رابطه دوستی تفاوت دارد و قوانین خاص خود را دارد اولا باید با اطلاع پدر و مادر و از طربق خواستگاری باشد

و دوما با گفتگوی تلفنی زیاد با ارتباط از طریق چت نمی توان به شناختهای اولیه دست یافت و متاسفانه احساساتی که بر دو طرف حاکم می شود هر دو را از شناخت درست منحرف میکند. برای همین به این فکر کنید که پس از این دو ماه ممکن است به این نتیجه برسید که معیارهای یکدیگر را ندارید. نظر اسلام این است که برای ازدواج ابتدا باید بین دو طرف، گفتگوی عاقلانه باشد و بعد از ازدواج این رابطه به صورت عاشقانه و جنسی در بیاید برخلاف رابطه های دوستی بین دختر و پسر که معمولا ابتدا عاشقانه (یا جنسی) است که باعث می شود قدرت تصمیم گیری صحیح از طرفین گرفته شود.

نکته پنجم:

شهوت در وجود هر مردی پر رنگ است و در وجود زنان هم وجود دارد اما در مردان غریزه جنسی جلو تر از احساسات و در زنان بالعکس است به همین دلیل معمولا دختران در صورتی رابطه جنسی برقرار میکنند که واقعا حس کنند از روی دوست داشتن است اما معمولا پسران اینگونه نیستند. از اینرو غریزه جنسی میتواند یکی از دلایل پر رنگ ازدواج مردان باشد که گاها خود از آن بی اطلاعند اما امریست طبیعی.

در رابطه ای که برای شناخت است صحبت راجع به مسایل جنسی مناسب نیست،

 

نکته ششم:

اینکه سعی نکنید موقعیت و وجه اجتماعی طرف مقابل شما باعث بشود تا هویت فردی وی را نادیده بگیرید شما در زندگی با هویت فردی آن طرف روبرو هستید نه وجهه و موقیعت اجتماعی طرف مقابل (هر انسان دو شخصیت اجتماعی و فردی دارد که متاسفانه در اکثر آدمها تفاوت رفتاری و گفتاری بین این دو هویت زیاد است بعنوان مثال یک استاد دانشگاه، یک دکتر، یک شخصیت برتر اجتماعی دارای وجه اجتماعی مناسبی است شاید رفتارهای مودبانه و با کلاسی در اجتماع از خود نشان دهد اما در منزل یا در حین عصبانیت هویت فردی آن باعث بشود تا الفاظ یا رفتارهای نامناسبی از خود نشان دهد).

 

نکته هفتم:

اگر هدف یک پسر ازدواج باشد هر چه زودتر خانواده را در جریان میگذارد حتی اگر شرایط آن مهیا نبود مسلما قرار نیست آدم منتظر بماند تا همه شرایط ایده آل برایش فراهم شود چون اگر منتظر این زمان بماند شاید چند سالی به طول بینجامد و هیچکس انتظار ندارد که از همان اول زندگی هر پسر صاحب خانه صاحب اتومبیل دارای مدرک و شغل مناسب و … باشد. ادامه رابطه شناخت باید با اطلاع خانواده ها باشند چرا که خانواده نقش مهمی دارد.

 


:: بازدید از این مطلب : 243
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393
نویسنده : محمد ابراهیم پور - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳٩٠
 

باتوجه به سوال درباره دلایل حرمت روابط دختر و پسر نامحرم نکاتی ذکر می‌شود:
1. اسلام زن و مرد نامحرم را از صحبت کردن با هم و برخوردهایی که لازمه رسیدگی به کارهای روزمرّه است منع ننموده است البته در صورتی که بدون هیچ شائبه‌ای بوده و به مسائل دیگر آلوده نباشد.
2. حریم نگه داشتن میان زن و مرد نامحرم در متون روایی و در سیره معصومین ـ علیهم السّلام ـ ذکر شده است، سنّت جاری مسلمین از زمان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همین بوده و زنانی از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی‌شده‌اند ولی همواره اصل «حریم» رعایت می‌شده و در مساجد و مجامع حتی در کوچه و معبر زن و مرد مختلط نبودهو درب ورودی زنان در مسجدالنبی ـ صلی الله علیه و آله ـ جدا بوده است.


3. اسلام می‌خواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوس‌آلود و سرشار از کار و فعّالیت باشد و زن و مرد فارغ از دغدغه‌های شهوانی به تحصیل و سایر کارهای زندگی برسند لذا زن و مرد از اختلاط بی‌حدّ و مرز از زیر پاگذاشتن حریم‌های عفاف و شرم و حیا باز داشته تا سلامت فرد و جامعه تأمین گردد.
4. اگر حساسیتی نسبت به صحبت نمودن و برخوردهای مستمّرِ دختر و پسر وجود داشته باشد، به روحیّات و سن و شرایط ویژه آن دو بستگی دارد، دختر و پسر پس از بلوغ سرشار از غرایز و عواطف بوده و تأثیرپذیری بسیاری دارند، در این سن حکومت و سلطة غرایز جنسی فراگیر می‌شود و بر اعمال و رفتار و اندیشه‌ی جوان سایه می‌افکند. احساس نیازی که در جوانان نسبت به جنس مخالف وجود دارد باعث می‌شود که آنان هر لحظه به دنبال پاسخی برای ارضای آن و جبران کمبود روحی ـ روانی خود باشند.
در بسیاری از برخوردها، دختر و پسر هر چند به بهانه‌های گوناگون با هم آشنا می‌شوند امّا اندک اندک براساس تسلّط طبیعی غرایز نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته و چه بسا بعد از مدتی به یکباره متوجه می‌شوند عواطف و احساسات و عفت و طهارت آنان بازیچة هوس شده است.
اسلام به نیاز طبیعی زن و مرد توجه کرده و ازدواج را بهترین پاسخ برای نیازهای جسمی و روانی قرار داده است.
و خواهان آن است که هرگونه ارتباط تحت ضابطه و در کادر رسمی آن باشد در سایه ازدواج از هرج و مرج جنسی و بی‌بند و باری ـ که امروزه جوامع غربی شاهد آن است ـ جلوگیری شده و به نیاز طبیعی نیز پاسخ داده شود. اشباع غرایز و سرکوب نکردن آن یک مطلب است و آزادی و رفع مقررات و موازین اخلاقی مطلب دیگری است.[4] اسلام اصرار فراوانی دارد که مسائل جنسی منحصر در خانه و محیط خصوصی باشد و افراد با خروج از خانه دغدغه‌ای جز فعالیت و تلاش از کار و تحصیل نداشته باشند و محیط اجتماع عاری از هر نوع کامیابی جنسی باشد، فلسفه تحریم نظر بازیو تمتعات جنسی غیر قانونی و حرمت خودآراییبرای بیگانه از اینجا نشأت می‌گیرد.
5. در داستان حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ در قرآن به خوبی در می‌یابیم انسان در زمینه مسائل جنسی در خطر است و اگر رعایت جوانب احتیاط را نکرده و به خدا پناه نبرد طعمه شیطان می‌گردد. در قرآن می‌خوانیم «آن زن قصد یوسف نمود و یوسف نیز اگر برهان پروردگار را نمی‌دید قصد وی نمود»آیه می‌گوید ایمان حضرت یوسف سبب نجات او شد و در غیر این صورت به طور طبیعی او نیز در این راه به خطا می‌رفت پس برخورد میان زن مرد از لغزش‌گاه او می‌باشد و در داستان حضرت موسی و دختران شعیب می‌خوانیم هنگامی که دختر از طرف پدرش شعیب موسی را دعوت نمود حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ گفت: «من جلو می‌روم و تو پشت سر من راه بیا من از قومی هستم که پشت زنان نگاه نمی‌کنیم».
در حدیثی آمده حضرت علی ـ علیه السّلام ـ کراهت داشت تا به زنان جوان آغاز به سلام کند، و پیرامون حکمت آن فرمود: «ترس از آن دارم که تحت تأثیر صدای او واقع شوم و ضرر آن از ثوابی که از سلام می‌برم بیشتر شود».
و در حدیث دیگری پیرامون شوخی و مزه‌پرانی زن و مرد نامحرم آمده است: «ابوبصیر می‌گوید: به زنی در روخوانی قرآن می‌دادم کمی با او شوخی کردم؛ وقتی خدمت امام باقر ـ علیه السّلام ـ رسیدم به من فرمود: چه چیزی به زن گفتی. رنگم پرید و خجالت کشیدم. بعد فرمود: دیگر به طرف آن زن مرو و درس مده».
همچنین احادیثی درباره عذاب کسانی آمده که با زنان نامحرم شوخی و خوش طبعی می‌کنند.
با توجه به آیات و احادیث فوق به خوبی حکم اختلاط و همدوشی‌ها و روابط بی‌حدّ و مرزی که متأسفانه دارد در سطح جامعه رواج پیدا می‌کند و حتی به اسم روشنفکری به آن دامن زده می‌شود مشخص می‌شود که برخلاف نص صریح معارف اسلامی و آموزه‌های دینی است.


:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

روابط دختر و پسر
آیه الله محی الدین حائری شیرازی به عنوان میهمان ویژه "الف"، به سوالات رسیده درباره روابط دختر و پسر از منظر شرع مقدس اسلام پاسخ می دهند. با توجه به بی پاسخ ماندن سوالات بسیاری از جوانان درباره ماهیت و ابعاد روابط دختر و پسر از منظر شرع و حاد شدن این مساله برای بسیاری از جوانان و خانواده ها، جامعه تحلیلی خبری "الف"، از یکی از برجسته ترین صاحبنطران دینی در این زمینه دعوت کرد به سوالات بینندگان درباره روابط دختر و پسر از نظر شرع پاسخ دهند. آیت الله حائری شیرازی از معدود علمای طراز اول جهان تشیع هستند که در سال های اخیر با جرات وصراحت، نظر کامل دین اسلام درباره روابط دختر و پسر را بیان کرده و برای حل این معضل اجتماعی، راه کار دینی عرضه کرده اند.
به چه علت رابطه دختر و پسر اشکال دارد؟
باتوجه به سوال درباره دلایل حرمت روابط دختر و پسر نامحرم نکاتی ذکر می‌شود: 1. اسلام زن ومرد نامحرم را از صحبت کردن با هم و برخوردهایی که لازمه رسیدگی به کارهای روزمرّه است منع ننموده است البته در صورتی که بدون هیچ شائبه‌ای بوده و به مسائل دیگر آلوده نباشد.[1] 2. حریم نگه داشتن میان زن و مرد نامحرم در متون روایی و در سیره معصومین ـ علیهم السّلام ـ ذکر شده است، سنّت جاری مسلمین از زمان رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ همین بوده و زنانی از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی‌شده‌اند ولی همواره اصل «حریم» رعایت می‌شده و در مساجد و مجامع حتی در کوچه و معبر زن و مرد مختلط نبوده[2] و درب ورودی زنان در مسجدالنبی ـ صلی الله علیه و آله ـ جدا بوده است. 3. اسلام می‌خواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوس‌آلود و سرشار از کار و فعّالیت باشد و زن و مرد فارغ از دغدغه‌های شهوانی به تحصیل و سایر کارهای زندگی برسند لذا زن و مرد از اختلاط بی‌حدّ و مرز از زیر پاگذاشتن حریم‌های عفاف و شرم و حیا باز داشته تا سلامت فرد و جامعه تأمین گردد.[3] 4. اگر حساسیتی نسبت به صحبت نمودن و برخوردهای مستمّرِ دختر و پسر وجود داشته باشد، به روحیّات و سن و شرایط ویژه آن دو بستگی دارد، دختر و پسر پس از بلوغ سرشار از غرایز و عواطف بوده و تأثیرپذیری بسیاری دارند، در این سن حکومت و سلطة غرایز جنسی فراگیر می‌شود و بر اعمال و رفتار و اندیشه‌ی جوان سایه می‌افکند. احساس نیازی که در جوانان نسبت به جنس مخالف وجود دارد باعث می‌شود که آنان هر لحظه به دنبال پاسخی برای ارضای آن و جبران کمبود روحی ـ روانی خود باشند. در بسیاری از برخوردها، دختر و پسر هر چند به بهانه‌های گوناگون با هم آشنا می‌شوند امّا اندک اندک براساس تسلّط طبیعی غرایز نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته و چه بسا بعد از مدتی به یکباره متوجه می‌شوند عواطف و احساسات و عفت و طهارت آنان بازیچة هوس شده است. اسلام به نیاز طبیعی زن و مرد توجه کرده و ازدواج را بهترین پاسخ برای نیازهای جسمی و روانی قرار داده است. و خواهان آن است که هرگونه ارتباط تحت ضابطه و در کادر رسمی آن باشد در سایه ازدواج از هرج و مرج جنسی و بی‌بند و باری ـ که امروزه جوامع غربی شاهد آن است ـ جلوگیری شده و به نیاز طبیعی نیز پاسخ داده شود. اشباع غرایز و سرکوب نکردن آن یک مطلب است و آزادی و رفع مقررات و موازین اخلاقی مطلب دیگری است.[4] اسلام اصرار فراوانی دارد که مسائل جنسی منحصر در خانه و محیط خصوصی باشد و افراد با خروج از خانه دغدغه‌ای جز فعالیت و تلاش از کار و تحصیل نداشته باشند و محیط اجتماع عاری از هر نوع کامیابی جنسی باشد، فلسفه تحریم نظر بازی[5] و تمتعات جنسی غیر قانونی و حرمت خودآرایی[6] برای بیگانه از اینجا نشأت می‌گیرد. 5. در داستان حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ در قرآن به خوبی در می‌یابیم انسان در زمینه مسائل جنسی در خطر است و اگر رعایت جوانب احتیاط را نکرده و به خدا پناه نبرد طعمه شیطان می‌گردد. در قرآن می‌خوانیم «آن زن قصد یوسف نمود و یوسف نیز اگر برهان پروردگار را نمی‌دید قصد وی نمود»[7] آیه می‌گوید ایمان حضرت یوسف سبب نجات او شد و در غیر این صورت به طور طبیعی او نیز در این راه به خطا می‌رفت پس برخورد میان زن مرد از لغزش‌گاه او می‌باشد و در داستان حضرت موسی و دختران شیب می‌خوانیم هنگامی که دختر از طرف پدرش شعیب موسی را دعوت نمود حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ گفت: «من جلو می‌روم و تو پشت سر من راه بیا من از قومی هستم که پشت زنان نگاه نمی‌کنیم».[8] در حدیثی آمده حضرت علی ـ علیه السّلام ـ کراهت داشت تا به زنان جوان آغاز به سلام کند، و پیرامون حکمت آن فرمود: «ترس از آن دارم که تحت تأثیر صدای او واقع شوم و ضرر آن از ثوابی که از سلام می‌برم بیشتر شود».[9] و در حدیث دیگری پیرامون شوخی و مزه‌پرانی زن و مرد نامحرم آمده است: «ابوبصیر می‌گوید: به زنی در روخوانی قرآن می‌دادم کمی با او شوخی کردم؛ وقتی خدمت امام باقر ـ علیه السّلام ـ رسیدم به من فرمود: چه چیزی به زن گفتی. رنگم پرید و خجالت کشیدم. بعد فرمود: دیگر به طرف آن زن مرو و درس مده».[10] همچنین احادیثی درباره عذاب کسانی آمده که با زنان نامحرم شوخی و خوش طبعی می‌کنند.[11] با توجه به آیات و احادیث فوق به خوبی حکم اختلاط و همدوشی‌ها و روابط بی‌حدّ و مرزی که متأسفانه دارد در سطح جامعه رواج پیدا می‌کند و حتی به اسم روشنفکری به آن دامن زده می‌شود مشخص می‌شود که برخلاف نص صریح معارف اسلامی و آموزه‌های دینی است.
..................


:: بازدید از این مطلب : 232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

پاسخ به سئوال های ارتباط دختر و پسر

پاسخ به سئوال های ارتباط دختر و پسر

روابط دختران و پسران بخش پایانی

قبل از هر سخن، لازم است از همه عزیزانی که با کمال اخلاص و صداقت و با ارائه نقطه نظرات خود ما را در تکمیل و توسعه رویکرد و پردازش مطالب مورد نظر یاری فرمودند تشکر و قدردانی نموده و درخواست کنم ما را تا پایان این مقال یاری و همراهی کنند.

اگر چه پاسخگویی به تک تک نقد و نظرها، بطور جداگانه و ذیل پیام ها از جهاتی جالب و جذاب می نمود، امّا بدون شک طرح و تبین آنچه که از نظرات کاربران گرامی و ایمانی دریافت کردیم و پاسخگویی تجمیع شده در یک مقال مجمل موجب تسهیل در تدوین و ارائه مطالب ناگفته از یک سو و پرهیز از تکرار مطالب برای هر یک مخاطبان گرامی، در نتیجه صرفه جویی در وقت (به عنوان گرانبهاترین گوهر زندگی) از سوی دیگر خواهد شد.

 

چند نکته مهم

1- برخی از کاربران محترم به مطالعه و مرور تنها یک مقاله (از سه مقاله گذشته) اکتفا نموده و در همانجا سئوال ها و شبهاتی را طرح کرده اند، که با کمی حوصله و مطالعه همه بخش های ارائه شده به پاسخ سئوال ها و شبهات خود خواهند رسید.

2- تعداد قابل توجهی از عزیزان مقالات را بسیار مفید و مؤثر دانسته و خواهان ادامه مطالبی از این دست شده اند که امید است با یاری شما خوبان و صاحبان قلم، این مهم با رویکردهای متفاوت بازکاوی و به علاقمندان ارائه شود.

3- بدیهی است آنچه در این مقالات تقدیم کاربران محترم می شود تنها بخشی از مطالبات و نیازهای نسل جوان و علاقمندان به موضوع مورد بحث را پاسخ داده و راقم این سطور مشتاقانه چشم به راه ارائه پیشنهادها و توصیه های مفید و کاربردی خواهد بود.

4- علاوه بر سئوالات شما کاربران محترم، دختران و پسران دانشگاهی و دبیرستانی همه روزه با راقم این سطور (به عنوان مشاور خانواده و ازدواج) تماس گرفته و سئوالاتی را مطرح می کنند که مهمترین آنها را با هم مرور نموده و پاسخ می دهیم.

بلوغ دینی – یعنی رسیدن به مقامی که لااقل به عنوان یک جوان مسلمان واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهیزد، کسی که قانون قرآن را و خواست خدا را زیر پا بگذار، حتماً همسر و خواسته های او را نیز زیر پا لِه خواهد کرد. یکی از علائم روشن بلوغ دینی رعایت حریم محرم و نامحرم و عدم ارتباط عاطفی، پنهانی، شخصی و تحریک آمیز با نامحرم است.

5- خالی از لطف و اثر نیست که علاقمندان برای اطلاعات بیشتر و دریافت پاسخ های تفصیلی به کتابهایی که در این خصوص در دسترس همگان می باشد مراجعه کنند. باری نمونه:

- تحلیلی بر روابط دختر و پسر در ایران، علی اصغر احمدی

- روابط دختران و پسران – اسدالله محمدی نیا

- دوستی های قبل از ازدواج – مجتبی حورایی

- نگاه و پوشش – سید مجتبی حسینی

- روابط پسر و دختر – محمدرضا احمدی با همکاری جمعی از محققان

- روابط دختر و پسر (2 جلد)- جمعی از پژوهشگران قرآنی – زیر نظر دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی

- چرا پسران آزادتر از دختران هستند؟ احمد رزاقی

 

پاسخ به چند پرسش مهم

 

س: آیا ارتباط با قصد ازدواج هم اشکال دارد؟

پاسخ به سئوال های ارتباط دختر و پسر

ج: ساده و روان و خلاصه اینکه اگر بپذیریم که دختر ریحانه است و پسر پروانه، که در تعبیرات روایی چنین آمده است که زن در برابر نامحرم مثل گلی با وقار ریشه دار در باغ زندگی است که با زیبایی ها و جذابیت های معنوی؛ معرفتی و عفاف و حجاب، همسر آینده خود را پروانه وار به گرد و گرمای زندگی مشترک فرا می خواند.

لذا به شما دختران و کسانی که خواهان زندگی زناشویی پایدار و ماندگارید، توصیه می شود که اگر از طریق ایجاد رابطه می خواهید همسری وفادار بیابید؛ مطمئن باشید بدین مقام و موقعیت نخواهید رسید. باید شرایط ازدواج را بدست بیاورید. همه شما مثل ماهی داخل آکواریوم از هر زاویه ای زیر نظرید. از طریق خویشان، دوستان، همسایگان، و … اگر خوب باشید خوبان شما را در خواهند یافت و به همسری انتخاب خواهند کرد. آنان که بدنبال همسرانی پاکدامن و باوقارند، از همان شیوه ها و راههای مورد تأیید دین و عرف و اخلاق، شما را به همسری برخواهند گزید. علاوه بر این از کجا معلوم فرآیند ارتباط با فرد مورد نظر به ازدواج منجر شود؟ ارتباط هر چه بیشتر، علاقه و وابستگی بیشتر، و جدایی در صورت حادث شدن موانع احتمالی غیر ممکن تر. لذا حسرت و اندوه دوری هم دردناک تر.

 

س: منظور از شرایط ازدواج چیست؟

ج: بدیهی است، هر دختر و پسری که شرایط ازدواج را نداشته باشد پاگذاشتن در بستر ارتباط و ازدواج، وارد شدن در میدان پر تنش بعد از ازدواج و گرفتار شدن در گرداب پر تلاطم و طلاق عاطفی است. شرایط ازدواج اینهاست:

1- بلوغ دینی – یعنی رسیدن به مقامی که لااقل به عنوان یک جوان مسلمان واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهیزد، کسی که قانون قرآن را و خواست خدا را زیر پا بگذار، حتماً همسر و خواسته های او را نیز زیر پا لِه خواهد کرد. یکی از علائم روشن بلوغ دینی رعایت حریم محرم و نامحرم و عدم ارتباط عاطفی، پنهانی، شخصی و تحریک آمیز با نامحرم است.

آموزه های دینی مبتنی بر قرآن و حدیث، آموزه هایی مبتنی بر فطرت انسانی است و مذهبی و غیرمذهبی را تحت پوشش قرار می دهد. مگر اینکه طالب راه فطری نباشند.

در مقاله روابط دختر و پسر از نگاه قرآن، آیات و روایاتی را مورد اشاره قرار دادیم که در اینجا از تکرار آنها امتناع می شود.

پاسخ به سئوال های ارتباط دختر و پسر

2- بلوغ اجتماعی – دختر و پسر جوان و مسلمان باید در تعاملات و روابط اجتماعی به مرتبه ای از رشد رسیده باشد که بتواند به عنوان مدیران نهاد مهم خانواده عمل نموده و در برابر اختلافات تضادها و کاستی ها و ناراستی های اجتماعی دوام بیاورند. یکی از علائم رشد اجتماعی – موفقیت فرد در ارتباط سالم با والدین و اعضای خانواده یعنی تواضع و فروتنی در برابر پدر و مادر و مساعدت خواهر و برادر کوچکتر و ادب در برابر خواهر و برادر بزرگتر است. کسی که امروز در برابر والدین خود ناسازگاری و پرخاشگری می کند. فردا در برابر همسر و خانواده همسرش ناسازگارتر و پرخاشگرتر خواهد بود.

3- رشد و بلوغ فرهنگی، یعنی توان مقابله با آداب و عادات غلط و غیرمنطقی. نظیر مهریه های سنگین، تجمل گرایی، مصرف زدگی، خودنمایی ها و … .

4- استفاده از مشاوره و مطالعه در تصمیم گیریها، بویژه در انتخاب همسر.

5- توان تأمین نفقه و معیشت همسر (از سوی پسر) در حد قناعت و ساده زیستی. یکی از نشانه های بارز این امر، داشتن شغل و حرفه و هنر و توان علمی مناسب و در حد مقدور و ممکن است. فراموش نکنید که 85% بیکاران ما فاقد هر نوع مهارتی می باشند.

6- رعایت اصل همسنگی و کفویت در سطوح مختلف اعتقادی، طبقاتی و تحصیلی، هوشی و فرهنگی(آداب و رسوم).

7- بهره گیری از رابطی با تجربه و متعهد برای شناخت خصوصیات کلی همسر(که قبلاً توضیح داده شد) رابط، کسی است که خود ازدواج کرده و ازدواجی موفق داشته و تجربه خوبی در شناخت همسر آینده شما دارد. لذا بدون اینکه تحت تأثیر احساسات و عواطف و القائات دیگران قرار بگیرد با شیوه هایی مناسب و مشروع از دوستان، محل تحصیل، بستگان و اقوام، محل مسکونی، مسجد محله، چگونگی گذران اوقات فراغت، محل کار و … اطلاعاتی را در کمترین زمان و کمترین هزینه بدست می آورد که دختر و پسر ازدواج نکرده هرگز نمی توانند آن اطلاعات پنهان را بدست آورند.

 

س: دختر جوانی 22 ساله به نام مریم سئوال کرده، اگر نباید ارتباط داشته باشیم؛ پس چطور ازدواج کنیم، خواستگار نمی آید.

ج: پاسخ این سئوال در مقاله اول از مجموعه مقالات حاضر طرح و تبیین شد. در اینجا به اجمال به این مقدار اکتفا می شود که: دخترانی که از طریق ارتباط و متأسفانه گاهی از طریق خودآرایی و بدحجابی در پی جلب نظر جنس مخالف و یا بنا به گفته نامبرده برای پیدا کردن خواستگار تلاش می کنند، مطمئن باشند با تأکید به تجربیات بیشمار از این طریق، اولاً، خواستگارهای سلیم النفس و وفادار به زندگی زناشویی جذب نمی شوند بلکه به راحتی دفع می شوند. ثانیاً، پسرانی که با اینگونه دختران ارتباط برقرار می کنند بیشتر برای سرگرمی و نه ازدواج وارد فرآیند معیوب فوق شده و به یک نفر هم اکتفا نمی کنند و تلخ تر از همه اینکه به دختری که به عنوان دوست بر می گزینند هرگز اعتماد نمی کنند.

پس همانطور که گفته شده اگر شرایط ازدواج را داشته باشید و با واقعیت ها زندگی کنید و تکیه بر ارزشهای ماندگار داشته باشید، خواستگاری وفادار و نه دوستی ناپایدار، پروانه وار به سوی شما پرواز خواهد کرد.

یکی از علائم رشد اجتماعی – موفقیت فرد در ارتباط سالم با والدین و اعضای خانواده یعنی تواضع و فروتنی در برابر پدر و مادر و مساعدت خواهر و برادر کوچکتر و ادب در برابر خواهر و برادر بزرگتر است. کسی که امروز در برابر والدین خود ناسازگاری و پرخاشگری می کند. فردا در برابر همسر و خانواده همسرش ناسازگارتر و پرخاشگرتر خواهد بود.

س: غرب مشکل رابطه دختر و پسر را حل کرده، چرا ما نمی توانیم؟

ج: تحقیقات و اعترافات محققان و جامعه شناسان و جرم شناسان غربی بهترین سندی است که به صراحت این واقعیت را اعلان می کند: نهاد خانواده در غرب به دلیل همین روابط آزاد، متزلزل شده و روابط انسانی به روابطی مکانیکی و ماشینی تبدیل شده و اصالت لذت و ثروت به عنوان اصلی ترین معیار روابط تلقی می شود. کتابهای زیادی در این خصوص منتشر شده که در صورت لزوم در این سایت فهرست خواهد شد.

امّا علل اصلی پیچیده شدن روابط گروههای غیرهمجنس در جامعه ما، عدم رعایت قواعد و موازین دینی اولاً، گسترش همان فرهنگ غرب و تقلید ناشیانه از آداب و عادات مغرب زمینی ثالثاً، و سخت گیریها و عدم تعریف روابط سالم بین گروههای غیر همجنس می باشد.

پاسخ به سئوال های ارتباط دختر و پسر

س: روابط سالم چگونه روابطی است؟

ج: به این سئوال در مقاله روابط دختر و پسر از نگاه قرآن پاسخ داده شد. کوتاه سخن اینکه روابط سالم، روابطی است که مبنا و خروجی آن رشد و تعالی فکری، فرهنگی، علمی و آموزشی باشد.

روابطی که منجر به ورود به حوزه مسائل شخصی، عاطفی، فردی و پنهانی و غریزی نشود. اصلی ترین نشانه آن رعایت حجاب و عفاف در روابط فی ما بین است. رابطه با افراد انسانی، زمانی سالم خواهد بود که قبل از آن رابطه مان با خود، با خدا و با والدینمان سالم و صحیح باشد. برای مطالعه عمیق و دقیق در این زمینه به کتاب بسیار ارزشمند آئین مهرورزی نوشته محمدرضا کاشفی و نیز کتاب گراسنگ رساله حقوق امام سجاد(علیه السلام) نوشته علی محمد حیدری نراقی مراجعه کنید.

 

س: تا کی می خواهید ارتباط دانشگاهی و اینترنتی را منع کنید و همه را حرام بدانید. تکلیف چیست؟ چشم ها را ببندیم؟ چرا فکر نمی کنید طرف قصد ازدواج دارد؟

ج: اگر چه پاسخ این سئوال داده شد. امّا به عنوان عرض ادب به این دوست گرامی تاکید می شود که : همه روابط را حرام نمی دانیم در سئوال قبلی به اجمال گفته شد که مرز و ممیزه ی روابط سالم و ناسالم چیست؟ قرار نیست چشم ها را ببندیم. قرار است چشم را شست و جور دیگر نگریست. با مطالعه و مشاوره همسر انتخاب کنیم. همانطور که برای مسکن و مرکب و مدرک و حتی خوراک و پوشاک از تجربه دیگران بهره می گیریم. مشاور املاک و مشاور حقوقی و مشاور پزشکی داریم امّا مشاور خانواده و ازدواج نداریم. همین ها باعث بسته شدن چشممان شده و ارتباطات را زیاد و اطلاعات را کم نموده و آمار طلاق را افزایش داده است.

اگر شرایط ازدواج را داشته باشید و با واقعیت ها زندگی کنید و تکیه بر ارزشهای ماندگار داشته باشید، خواستگاری وفادار و نه دوستی ناپایدار، پروانه وار به سوی شما پرواز خواهد کرد.

س: افراد مذهبی به تبیان سر می زنند، برای دیگران چه راه حلی دارید؟

ج: افراد مذهبی برای پاسداشت و حراست از ارزش ها بیش از سایرین می بایست بر آگاهی و علم و بنیه مذهبی خود بیفزایند. تا جانانه و آگاهانه مدافع ارزش ها شوند. چرا که آنان که عاشقانه، امّا کورکورانه و ناآگاهانه شمشیر را بالای سر می گردانند و می چرخانند قطعاً و حتماً معشوق خود را در بین مقتولین خواهند یافت.

ضمناً آموزه های دینی مبتنی بر قرآن و حدیث، آموزه هایی مبتنی بر فطرت انسانی است و مذهبی و غیرمذهبی را تحت پوشش قرار می دهد. مگر اینکه طالب راه فطری نباشند.

 

س: یکی از کاربران محترم اذعان داشته است: رابطه موسی(ع) با دختران شعیب که در مطالب قبلی مورد اشاره واقع شد، جواز قرآنی رابطه با جنس مخالف است.

ج:در اینباره ذکر این نکته مهم ضروری است که حضرت موسی(ع) حتی نه به قصد ارتباط بلکه حتی به قصد ازدواج هم با دختران شعیب سخن نگفت. بلکه همانطور که در جای خود طرح شد؛ اولاً در جمع بود و یک دختر را مخاطب قرار نداد بلکه هر دو خواهر را مورد خطاب قرار دهد. ثانیاً، صحبت بسیار کوتاه و مختصر و کاری بود نه شخصی و فردی ثالثاً، از همه مهمتر در این سو پیامبر (حضرت موسی(ع)) و در آن سو دختران پیامبر(حضرت شعیب) و هدف جلب رضایت خدا بود. لذا اگر به مقام بالا و والای انسانی و قرآنی برسیم، ارتباط را از خدا شروع می کنیم و به معصومین(علیهم السلام) و بعد به خوبان و نیکان و در رأس آنها والدین و بعد با شهروندان و هم نوعان می رسیم.

 

دست را بر اژدها آن کس زند              که عصا را دستش اژدرها کند

در تو نمردوی است در آتش مرو        رفت خواهی اول ابراهیم شو


:: بازدید از این مطلب : 297
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

دلایل عاشـق شدن

چرا ما انسان ها عاشق می شویم ؟

عشق مساله ای که از دیرباز بوده هست و خواهد بود . در این مطلب به بررسی علت بوجود آمدن عشق در مغز دختران و پسران می پردازیم .چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست…

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

عشق 3 مرحله دارد:

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله اول عشق : شهوت

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله دوم عشق : مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین.

آدرنالین

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.

دوپامین

یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.

سروتونین

و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.

عشق نیاز به ناپیدایی دارد

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

مرحله سوم عشق : تعلق

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.

اکسیتوسین – هورمون نوازش

اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.

یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

واسوپرسین

واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین – همانند انسانها – رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
و در نهایت…

چگونه عاشق شویم ؟

شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.


:: بازدید از این مطلب : 258
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج و ۸۰ درصد عدم ازدواج

طبق پژوهشهای به دست امده حدودا بیش از ۸۰ درصد آقایان با فردی که قبل از ازدواج رابطه جنسی برقرار نموده اند ازدواج نخواهند کرد این رفتار دلایل عمده ای بهمراه دارد که بخشی از آن ارادی و بخشی دیگر غیر ارادی و بواسطه فعل و انفعالات هورمونی در مردان میباشد دلیل بر هم خوردن اکثر روابط دوستی که در ان رابطه جنسی بوجود می آید همین عامل میباشد .این در حالیست که اکثر خانمها نسبت به فردی که با آن رابطه جنسی برقرار میکنند وابستگی احساسی پیدا میکنند .
شناسایی هورمونی که در دختران باعث وابستگی میشود

A X I T O S I N هورمون مشترک بین زنان و مردان میباشد که این هورمون باعث وابستگی و تعلق زیاد احساسی در هر دو جنس مذکر و مونث می شود اما در مردان به علت هورمون دیگری تحت عنوان T E S T A S T R O N این وابستگی تقریبا خنثی می شود به عبارتی هورمون تستاسترون در مردان نسبت به هورمون آکسیتوسین قالب تر میباشد و این در وجود همه مردان قرار دارد از این رو اکثر مردان بعد از انجام رابطه جنسی حالت سردی وجودشان را فرا می گیرد اما خانمها دقیقا پس از رابطه جنسی احساس نیاز بیشتری پیدا میکنند البته موارد استثنا نیز وجود دارد از این جهت مردانی که وابستگی کامل به طرف مقابلشان دارند ( مردان متاهل ) نسبت به همسر خود به علت وابستگی کامل چنین حالتی کمتر دست خواهد داد اما در مردان مجرد که صرفا وابستگی احساسی وجود دارد پس از رابطه جنسی از وابستگی احساسی آنها کم شده و این وابستگی تبدیل به وابستگی جنسی می شود یعنی از آن زمان به بعد رابطه آنها بر پایه انجام رابطه جنسی ادامه دارد و این آن چیزیست که خانمها تمایل ندارند .
تقریبا در بیش از ۸۰ درصد از مقالات این سایت صراحتا درج شده که سعی کنید رابطه جنسی را پیش از ازدواج تجربه نکنید چرا که باعث از هم پاشیدن رابطه می شود همچنین به زوجهای جوانی که در دوران عقد طی می کنند توصیه می شود رابطه جنسی کامل را تجربه نککنند و تنها به معاشقه اکتفا کنند .
مسئله مهم تر اینکه به خانمها توصیه می شود اگر فردی که در زندگیشان هست را دوست دارند سعی در برطرف کردن عطش جنسی آن نداشته باشند چرا که اگر مردان پیش از ازدواج عطش جنسیشان برطرف شود تا حدود زیادی از ازدواج منصرف می شوند این در وجود هر مردی قرار داده شده و امریست غیر ارادی و خیلی از مردان از آن بی اطلاع هستند .


:: بازدید از این مطلب : 226
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 15 مهر 1393

لایل روابط دختر و پسر
دلایلی همچون تحصیل و دادو ستد های علمی ، نیاز به طرح پرسش و پاسخ ، کمک گرفتن جزوات و منابع درسی ، جهات شغلی و فعالیت های مادی ، همکار شدن دختر و پسر و … باعث می شود که نتوان به طور کلی به عدم ارتباط کاری و سازمانی یا تحصیل زن و مرد و دختر و پسر حکم داد. البته این مدعا به معنای وجود هر گونه ارتباط لجام گسیخته در محل تحصیل ، دانشگاه و محیط کار نیست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصادیقی که به هویت انسانی بر می گردد ، در جهان امروز یک ضرورت است و در دفاع از آن می توان اقامه دلیل نمود. ارتباطی که با آفت زدایی و آسیب شناسی لازم ، حدود و ثغور آن از کارتحصیلی ، به صورت قانونی و حقوق ، مدون و مضبوط شود.
اما حداقل دلیل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسیدن به نهاد خانواده از مجرای ازدواج است و این ارتباط البته مربوط به حوزه های هویت جنسی است. پس برای آسیب شناسی این روابط در حیطه های هویت جنسی، چند نکته قابل توجه اند:
اول: ارتباط دختر و پسر برای ازدواج، در صورتی که شرایط ازدواج فراهم نباشد، از سویی باعث هدر رفتن انرژی دو فرد و مانع تحقق آرمان های بلند یک جوان می شود و از سوی دیگر مساله ساز بوده و ممکن است پس از پاسخ منفی یک طرف برای ازدواج، طرف دیگر دچار بحران روحی و فکری شود.
دوم: گر چه ازدواج امری لازم و ضروری است، اما به طی شدن مراحل عادی، شفاف و روشن ( نه ارتباطات مخفیانه و پنهانی) نیاز دارد، در غیر این صورت گاهی دختر و پسر فقط در دامی که از سوی دیگری پهن گردیده می افتد. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگرانی و خطر، چیزی برای او در پی ندارد.
سوم : ارتباط دختر و پسر حتی در حوزه های جنسی، ضرورت و لازم است و حداقل توجیه آن بقای نسل است، اما نکته اساسی آن است که ارتباط و تلذذ جسمی دو جنس مخالف از هم ، فقط به یک فرد و یک جنس مخالف منحصر می گردد و نگارنده با مبنای عشق بین زوجین، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است ( رجوع شود به کتاب مساله زن، اسلام و فمینیسم، ص ۱۸۴-۹ ).
اگر شرایط ازدواج برای دختر و پسری فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حیطه های جسمی، نگاه های مریض، حرف های نابجا و… باعث می شود اینگونه افراد حتی پس از ازدواج نیز به این عادات غلط و حرکات نامعقول ادامه دهند، خود و دیگران را دچار خطر و بحران سازند.
چهارم : از جمله دلایل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غریزه شهوت در آدمیان است. اما از تفاوت های انسان از حیوانات آن است که انسان علاوه بر غرایز، دارای عقل، اراده، انتخاب، ‌اختیار و… است و این قابلیت را دارد که غرایزش را تعدیل کند، کنترل نماید و جهت دهد. پس گر چه در حیطه هویت جنسی نیز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفی نمی گردد، ولی به ارتباط بسیار محدود و حساب شده می رسیم که بهترین مجرای آن در جامعه ما، نهاد خانواده است که از مسیر ازدواج میسر می گردد. البته برای چنین اقدامی، دلیل نیز اقامه می کنیم. چنین ارتباطی نیاز بشری و غریزی و درونی است، شرط بقای نسل است، از نیازهای اساسی است و …


:: بازدید از این مطلب : 243
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
دوشنبه 07 مهر 1393

ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
برای کاربرد تاریخی، ایران بزرگ را ببینید.

مختصات: ۳۲° شمالی ۵۴° شرقی

جمهوری اسلامی ایران
ایران
پرچم نشان ملی
استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
سرود ملیسرود ملی جمهوری اسلامی ایران
 
فهرست
 
0:00
 
 
پایتخت
(و بزرگترین شهر)
تهران
۳۵°۴۱′ شمالی ۵۱°۲۵′ شرقی
زبان رسمی فارسی
نوع حکومت جمهوری اسلامی
نام حاکمان 
 • رهبر
 • رئیس جمهور
 • معاون اول رئیس جمهور
 • رئیس مجلس
 • رئیس قوه قضائیه
 • رئیس مجمع تشخیص
 • رئیس مجلس خبرگان رهبری

سید علی خامنه‌ای
حسن روحانی
اسحاق جهانگیری

علی لاریجانی
صادق لاریجانی
علی اکبر هاشمی

محمدرضا مهدوی کنی 
موارد منجر به تشکیل
اولین تمدن های ایرانی شناخته‌شده (تمدن نیا-عیلام،کاسیان،تپه سیلک و...)
 -اعلام‌پیروزی‌انقلاب

روز جمهوری اسلامی

برکناری
محمدرضا پهلوی
۲۲ بهمن ۱۳۵۷
۱۲ فروردین ۱۳۵۸
مساحت
 -  مساحت ۱٫۶۴۸٫۱۹۵کیلومتر مربع (۱۷ام)
 -  آب‌ها (٪) ۰٫۷
جمعیت
 -  سرشماری ۷۷،۱۸۹،۶۶۹ 
(۱۷ام)
 -  تراکم جمعیت ۴۷ تن بر کیلومتر مربع[۱]‎/km۲‏ (۱۶۲ام)
تولید ناخالص داخلی (تخمین ۲۰۱۳)  
 -  مجموع ۵۵۸٬۳۸۵ میلیارد دلار[۲] (۳۲ام)
 -  سرانه ۷٬۵۹۶ دلار[۳] (۱۰۲ام)
جینی (۲۰۰۸) ۳۸[۴](متوسط) 
شاخص توسعه انسانی (۲۰۱۳) ۰٫۷۴۲[۵] (بالا) (۷۳ام)
واحد پول ریال ایران (IRR)
منطقه زمانی یوتی‌سی ۳:۳۰+ (ساعت جهانی+۳:۳۰)
 -  تابستانی (DST) یوتی‌سی ۴:۳۰+ (ساعت جهانی)
نوع تقویم هجری خورشیدی
جهت رانندگی راست
دامنه اینترنتی ir.
پیش‌شماره تلفنی +۹۸
برق
 -  اختلاف پتانسیل ۲۴۰~۲۲۰ ولت
 -  بسامد ۵۰ هرتز

ایران (دربارهٔ این پرونده تلفظ ، به معنی: سرزمین آریاییان[۶]) با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران (دربارهٔ این پرونده آوا ) کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت (۱۸ام درجهان)[۷] و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۲ دارای جمعیتی حدود ۷۷،۱۸۹،۶۶۹ [۸] تن است.[۹] پایتخت، بزرگ‌ترین شهر و مرکز سیاسی و اداری ایران، تهران است.

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه‌است و همچنین از شمال به دریای خزر و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

انقلاب ۱۳۵۷ ایران حکومت مشروطه سلطنتی دودمان پهلوی را سرنگون کرده و جمهوری اسلامی را جایگزین کرد. این نظام حکومتی که در قانون اساسی مصوّب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) تشریح شده‌است. مقام رهبری در ایران بالاترین جایگاه رسمی است که از سال ۱۳۶۸ تاکنون در اختیار سیّد علی خامنه‌ای قرار دارد. اسلام دین رسمی، تشیّع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی این کشور است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت، پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.

ایران به واسطهٔ قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. و از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهّد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بین‌المللی دیگر است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی، گاز طبیعی و خودروسازی برای خود بدست آورده‌است.[۱۰]

 

 

واژه‌شناسی

نوشتار اصلی: نام‌های ایران

در طول تاریخ «ایران» یکی از رایج ترین نام‌های سرزمین وجغرافیای نامهای ایران بوده‌است. واژهٔ ایران (به پارسی باستان: «اَئیریَه‌نا»، به پارسی میانه: Eranshahr.svg، تلفظ با یای مجهول: ĒRĀNŠAHR)، و برگرفته از کلمه «آریانام خَشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» است که در گذر زمان به ایرانشهر و سپس در دورهٔ ساسانی به ایران تبدیل شده‌است.[۱۱][۱۲]

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکل‌های «اََئیریه»،[پ ۱] «آریه»،[پ ۲] و «اَریه»[پ ۳] به کار رفته‌است. همچنین در زبان سنسکریت «اریه»[پ ۴] به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه»[پ ۵] به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به زبان اوستایی «ائیرین»[پ ۶] و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی[پ ۷] است.[۱۳] ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.[۱۴]

«ایران» در واژه به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدّت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن ایران، اِران، یا ایرانشهر بود. ایران در عرصه جهانی تا سال ۱۹۳۵ رسماً «پرشیا» نامیده می‌شد.

وزارت امور خارجه دولت رضاشاه در روز ششم دی‌ماه ۱۳۱۳ بخشنامه‌ای برای همه کشورهای جهان فرستاد تا از روز اول فروردین ۱۳۱۴ (۲۱ مارس ۱۹۳۵ میلادی) نام «پارس» یا «پرشیا»، به صورت رسمی به «ایران» (نام بومی آن) تغییر یابد. قبل از این بخشنامه کشورهای غربی ایران را پرشیا، پرس می نامیدند.[۱۵]

این تصمیم مورد اعتراض گروهی از سیاستمداران و پژوهشگران قرار گرفت که معتقد بودند این کار موجب ایجاد شکاف بین پیشینه تاریخی کشور با ایران امروز می‌شود. در نهایت محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۵۹ اعلام کرد که هر دو نام قابل استفاده است.[۱۶]

تاریخ

 
نقشه کشور ایران و گستره حکومتی سلسله‌های مختلف از دودمان هخامنشیان تا حکومت جمهوری اسلامی. در این نقشه، سلسله‌هایی که بر غالب ایران مسلط بوده‌اند، متذکر شده‌اند و حکومت‌های ملوک طوایفی و محلی ذکر نشده‌اند. همچنین هنگامی که سرزمین کنونی ایران بخشی از یک امپراتوری خارجی بوده در این نقشه ثبت نشده‌است. به عنوان مثال وقتی ایران زیر حکومت سلوکیان، خلفای راشدین، امویان، عباسیان و مغول بوده است.

به دلیل غنی بودن تاریخ ایران، در این بخش فقط خلاصه‌ای از هر دوره قرار داده شده‌است. تاریخ ایران در این جا به چهار بخش اصلی تقسیم شده‌است. با توجه به اینکه هر چه به تاریخ امروز (معاصر) نزدیک می‌شویم، بر اهمیت تاریخ افزوده می‌شود. در اینجا تلاش شده‌است که بیشتر به تاریخ نزدیک پرداخته شود، یعنی طبق یک سیر صعودی، هر چه گفتگو به تاریخ امروز نزدیک تر می‌شود، بیشتر به آن مبحث پرداخته شود.

پیش از تاریخ

 
دیوارنگاری غار دوشه، خرم آباد لرستان، حدود هزاره هشتم پیش از میلاد
 
پرچم برنزی کشف شده در منطقه شهداد نزدیک کرمان، ایران، هزاره سوم پیش از میلاد

دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- دیرینه‌سنگی. ۲- میان‌سنگی. ۳- نوسنگی. دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام نوسنگی تقسیم می‌شود.[۱۷]

دیرینه‌سنگی

فرهنگ‌های مرتبط با دیرینه‌سنگی ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنگ تبر دستی مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل شماری ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. بنا به نظر کاشفین این مجموعه دست کم ۸۰۰ هزار سال پیشینه دارد. از فرهنگ گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند.[۱۷]

میان‌سنگی

از دوران میان‌سنگی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاه‌ها یافت شده‌است که بیشتر مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش آغاز شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آن‌ها در غار بیستون یافت شده‌است. مکان‌های مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، دو اشکفت در شمال کرمانشاه، غار قمری و در اطراف خرم‌آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است.[۱۷]

نوسنگی

دوران نوسنگی ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که برابر با کوچ انسان هوشمند به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرودشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.[۱۷]

پیش از مادها (به‌شکل تمدن)

به دلیل تعدد تمدن‌ها، در این بخش فقط به بررسی برخی از تمدن‌های مهم و قابل توجه پرداخته شده‌است.

تمدن جیرفت
نوشتار اصلی: تمدن جیرفت

تمدن جیرُفت یا شهرنشینی جیرُفت نام یافته‌های باستانشناسی تازه‌ای‌ست که در استان کرمان ایران در نزدیکی جیرفت و هلیل‌رود. این تمدن مربوط به ۷۰۰۰[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲][۲۳] سال پیش (پیش از تمدن بین النهرین) است. و به این روش به عنوان کهن‌ترین تمدن خاور شناخته می‌شود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنی داشته‌اند. در این محل چند لوح گلی یافت شده و به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده که هنوز رمز گشایی نشده ولی در کل روایت‌گر آنست که این مردم سازنده خط و زبان بوده‌اند نه سومریان. پیش از این پنداشته می‌شد نخستین مخترعین خط، در آغاز سومریان (۳۶۰۰ پ. م.) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند.[۲۴][۲۵][۲۶][۲۷][۲۸][۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]

تمدن شهر سوخته
نوشتار اصلی: شهر سوخته
 
نمایی از جنوب شهر سوخته

شهر سوخته نام بقایای شهری باستانی است که در فاصلهٔ شهرهای زابل و زاهدان در استان سیستان و بلوچستان کنونی واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد پایه‌گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد در آن سکونت داشته‌اند.
به باور برخی باستان‌شناسان این شهر را باید کهن‌ترین شهر جهان دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند.[۳۳]

تمدن ایلام
نوشتار اصلی: ایلام (تمدن)

ایلامی‌ها یا ایلامیان یکی از اقوام سرزمین کنونی ایران بودند که از ۳۲۰۰ تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات کنونی ایران فرمانروایی می‌کردند. تمدن ایلام یکی از کهن‌ترین و نخستین تمدن‌های جهان است. بر اساس بخش‌بندی جغرافیایی امروز، ایلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه و در دوران‌هایی تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.[۳۴]

فرضیه وجود یک زبان مشترک که زبان‌های دراویدی و ایلامی از آن منشعب شده‌اند، می‌تواند به معنای نیای مشترک ساکنان بومی ایران و هندوستان پیش از ورود آریائیان به این سرزمین باشد.[۳۵]

سایر تمدن‌ها:

پس از مادها (تا پیش از اسلام)

نوشتارهای اصلی: مادها، هخامنشیان، و سلوکیان

ماد نام قومی هندواروپایی مرتبط با پارسها بود که در سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته شد نشیمن گزدید.[۳۶] بر پایه برخی منابع مادها میان سده‌های ۹ تا ۷ پیش از میلاد حکومتی یکپارچه برای سرزمین‌های مادی تشکیل ندادند[۳۷] همچنین آن چه از متون آشوری - که اسنادی معاصر با دوران مادها هستند - برمی‌آید، آن است که مادها از سدهٔ نهم تا هفتم پ. م. نتوانسته بودند چنان پیش‌رفتی بیابند که سبب هم‌گرایی و یک پارچگی و سازمان‌یافتگی قبایل و طوایف پراکندهٔ ماد بر محور یک رهبر و فرمان‌روای برتر و یگانه - که بتوان وی را پادشاه کل سرزمین‌های مادنشین نامید؛ آن گونه که هردوت «دیوکس» را چنین می‌نماید - شده باشد.[۳۸]
پس از مادها، هخامنشیان بودند.

هخامنشیان
نوشتار اصلی: هخامنشیان
 
پهناوری پادشاهی هخامنشیان (۵۵۹–۳۳۰ پیش از میلاد)

هخامنشیان (۳۳۰-۵۵۰ پیش از میلاد) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس گشایش لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از رویدادهای مهم تاریخ گذشته‌است. اینان دولتی بنیان نهادند که جهان گذشته را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد. پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ (پیش از میلاد)) فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان در آمد. سلوکیان یا اسالکه نام دولتی بود که در میان سال‌های ۳۱۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند.

اشکانیان
نوشتار اصلی: اشکانیان

اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان امروزی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در خاور دریای مازندران در آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس گسترش یافت. در دوران اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان، رهائی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی رادر سر می‌پروراند و پاسداشت تمدن ایران از یورشهای ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، پاسداشت تمامیت ایران در برابر تجاوز خزنده روم به سوی خاور بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای تاریخ ایران داشت. جنگهای فرساینده با روم عامل عمده‌ای در ایجاد نا خرسندی‌هایی شد که میان طبقات جامعه حاصل می‌شد.[۳۹]

ساسانیان
نوشتار اصلی: ساسانیان
 
نقش رستم؛ والرین امپراتور روم زانو زده در برابر شاپور یکم ساسانی

ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را «اردشیر» (یا ارتخشتره؛ از «ارت»: مقدس، و «خشتره»: شهریار)[۴۰] بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای a y r a n sh t r y ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند.[۴۱] پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نام‌های «بغ داد» یا بخشوده خدا؛ و یا «باغِ داد» دوره ساسانی ریشه گرفته بوده)، در عراق امروزی بود.

نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی («دارای دارایان») را از نیاکان او دانسته‌اند.[۴۱] نخست کارنامه اردشیر بابکان[۴۲] به این نسبت گواهی داده و باز هم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان «دارا» که در پارس می‌زیست.[۴۳] اردشیر در دستگاه بابک که موبد ، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت،[۴۴] ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد.[۴۴] او به گواهی بسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و چیرگی بر سرزمینی که خود به آن «ایران» می‌گفت را آغاز کرد.[۴۵]

تاریخ ایران
تاریخ ایران
دوران باستان
نیا-ایلامی ۳۲۰۰–۲۷۰۰ پ.م.
ایلام ۲۷۰۰–۵۳۹ پ.م.
منائیان ۸۵۰–۶۱۶ پ.م.
 
شاهنشاهی
ماد ۶۷۸–۵۵۰ پ.م.
  (سکاها ۶۵۲–۶۲۵ پ.م.)
هخامنشیان ۵۵۰–۳۳۰ پ.م.
سلوکیان ۳۱۲–۶۳ پ.م.
اشکانیان ۲۴۷ پ.م.–۲۲۴ پس از میلاد
ساسانیان ۲۲۴–۶۵۱
 
سده‌های میانه
امویان ۶۶۱–۷۵۰
خلافت عباسیان ۷۵۰–۱۲۵۸
زیاریان
۹۲۸–۱۰۴۳
صفاریان
۸۶۷–۱۰۰۲
آل بویه
۹۳۴–۱۰۵۵
سامانیان
۸۷۵–۹۹۹
 
غزنویان ۹۶۳–۱۱۸۶
سلجوقیان ۱۰۳۷–۱۱۹۴
خوارزمشاهیان ۱۰۷۷–۱۲۳۱
ایلخانان ۱۲۵۶–۱۳۳۵
چوپانیان
۱۳۳۵–۱۳۵۷
مظفریان
۱۳۳۵–۱۳۹۳
جلایریان
۱۳۳۶–۱۴۳۲
سربداران
۱۳۳۷–۱۳۷۶
 
تیموریان ۱۳۷۰–۱۴۰۵
قراقویونلو
۱۴۰۶–۱۴۶۸
تیموریان
۱۴۰۵–۱۵۰۷
آق‌قویونلو
۱۴۶۸–۱۵۰۸
 
معاصر اولیه
صفویان ۱۵۰۱–۱۷۳۶
 
افشاریان ۱۷۳۶–۱۷۴۷
زندیان
۱۷۵۰–۱۷۹۴
افشاریان
۱۷۴۷–۱۷۹۶
 
 
قاجاریان ۱۷۹۶–۱۹۲۵
 
معاصر
دودمان پهلوی ۱۹۲۵–۱۹۷۹
دولت موقت ایران ۱۹۷۹–۱۹۸۰
جمهوری اسلامی ۱۹۸۰–امروز

پس از اسلام

در دوران حکومت اعراب

ایران در دوران خلیفه دوم، عمر بن خطاب، به تصرف اعراب مسلمان درآمد.

پس از خلافت عمر، عثمان و علی، امویان حکومت کرده و پس از چندی ضعیف شدند و حکومت به عباسیان که از نوادگان عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر، و از بنی هاشم بودند رسید. عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما پس از آن ابومسلم را کشتند. بعدها قیام‌هایی از جمله خیزش المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.[۴۶]

طاهریان
نوشتارهای اصلی: طاهریان و تاریخ نیشابور

طاهریان(۲۵۹ - ۲۰۵ه/۸۷۲-۸۲۰م) اولین حکومت مستقل ایران پس از حملهٔ اعراب بودند. در اوایل سده سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و بدلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی پس از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد. طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف در آوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند. در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در آذربایجان و طبرستان (مازندران) رخ داد باعث شد که آنها از توجه به شرق ایران باز دارد. به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند. آخرین امیر طاهری محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود. در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.[۴۷]

صفاریان
نوشتار اصلی: صفاریان

صَفّاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود. یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دورهٔ حکومتشان چندان نپایید.[۴۸]

سامانیان
نوشتار اصلی: سامانیان

سامانیان (۲۶۱ - ۳۹۵ ق / ۸۷۴ - ۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریباً بر تمامی سرزمین‌های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفایی زبان پارسی دری شدند.

خاندان سامانی از مردم بلخ بوده و آیین زردشتی داشتند، سامان خدا بنیان گذار اعلی خانواده از روشناسان محل و فرمانروای بلخ بود. اسد والی عربی خراسان در میانه سده هشتم با سامان دوست شد. سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت. پسران اسد اشخاص با کفایتی بودند و در سده نهم عهد مامون عباسی به حکمرانی محلی ماورالنهر و هرات برگزیده شدند. مانند: علی در سمرقند، احمد در فرغانه و الیاس در هرات. ابراهیم پسر الیاس بود که بعدها به سپهسالاری دولت طاهری افغانستان رسید. احمد حاکم فرغانه در ۸۷۴ فوت، و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید. اسمعیل برادر نصر حاکم بخارا شد و همین شخص است که بعدها دولت حسابی سامانی را در سال ۸۹۲ پس از مرگ نصر گرفت و درسمرقند پایه گذاشت.[۴۹]

زیاریان
نوشتار اصلی: زیاریان

اسکلیان یا (آل زیار) و بوییان یا (آل بویه) دو خانواده دیلمی از نواحی دیلمستان بودند که توانستند به حکومت ایران غربی برسند.

در غرب و مرکز ایران دو سلسله دیلمی به نام آل زیار (۳۲۰ ه. ق.) و آل بویه که هر دو از مناطق شمال برخاسته‌اند نواحی مرکزی و غربی ایران و پارس را از تصرف خلفا آزاد کردند. دیلمی نام قوم و گویشی در منطقه کوهستانی دیلمستان بود. دیلمیان سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آنها واگذاشتند و خود بعنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند. در واقع، پس از حکومت نیمه مستقل طاهریان و پس از صفاریان و در ایام امارت امری سامانی در ماوراءالنهر، خانواده‌های از مازندران و سپس گیلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی، یعنی از خراسان تا بغداد تسلط یابند. حکومت این خانواده‌ها به نام دیلمیان شهرت یافته‌است.[۵۰]

بوییان
نوشتار اصلی: بوییان

آل بویه یا بوییان یا بویگان، (۳۲۰-۴۴۷ ق / ۹۳۲-۱۰۵۵ م) از دودمان‌های دیلمیان و شیعهٔ ایران پس از اسلام است که در بخش مرکزی و غربی و جنوبی ایران و عراق فرمانروایی می‌کردند.

بوییان دارای تباری دیلمی بودند و به زبانی ایرانی صحبت می‌کردند.[۵۱] سرزمین بوییان دیلمستان بود. این واژه به همه مازندران و گیلان و سرزمین کوهستانی البرز در جنوب گیلان و مازندران گفته می‌شده‌است.[۵۲]

غزنویان
نوشتار اصلی: غزنویان
 
دو جام پیدا شده در نیشابور متعلق به دوران غزنویان که در موزه متروپولیتن نیویورک نگه داری می‌شود

دولت غزنوی یا غزنویان (۹۷۵-۱۱۸۷ م.) (۳۴۴ ه. ق. - ۵۸۳ ه. ق.) یک دولت ترک نژاد[۵۳]، نظامی و اسلامی بود. دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تایید خلافت عباسی بود. زبان رسمی این حکومت فارسی بود. شهرت این حکومت در جهان، بیشتر به خاطر فتوحاتی است که در هندوستان انجام داده‌است.

از آنجا که غزنویان نخستین پایه‌های شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیانگذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود. پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت می‌کردند. کم‌کم کار ایشان گرفت و به شهریاری هم رسیدند. نام‌آورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بودند. پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزه فرمانروای‌اش به بخش‌هایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. حکومت از نظر هنردوستی و توجه به شاعران پارسی سرا از اهمیت بالایی برخوردار است.

در اواخر حکومت سامانیان یکی از سپه سالاران ترک به نام الب‌تکین کوشید با همدستی عده‌ای دیگر، یکی از اعضای خاندان سامانی به نام را به حکومت برساند اما نتوانست و پسر عموی وی یعنی منصور بن نوح به جای وی بر تخت نشست. پس از این ماجرا البتکین راهی شهر غزنه در افغانستان شد و در آنجا حکومت را بر دست گرفت.[۵۴]

سلجوقیان
نوشتار اصلی: سلجوقیان
 
تندیس سر یک شاهزاده سلجوقی سده دوازده میلادی که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود

سَلجوقیان یا سَلاجقه، یا آل سلجوق، نام دودمانی است که در سده های پنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) بر بخش‌های بزرگی از آسیای غربی، شامل ایران کنونی، فرمانروایی داشتند.

سلجوقیان در اصل غزهای ترکمان بودند که در دوران سامانی در اطراف دریاچه خوارزم (آرالسیردریا و آمودریا می‌زیستند.

سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، پس از ریاست ، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که پس از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با (به قول مورخین) کفار صادر کرد.

میکاییل سه پسر داشت به نامهای طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر پس از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساس خطر کردند؛ بنابراین سلاجقه بار دگر از روی اجبار بار سفر بسته و به بغرا خان افراسیابی پناه بردند. این حاکم از سر احتیاط، طغرل پسر بزرگ را زندانی کرد. ولی طغرل به کمک برادر خود چغری از زندان رهایی پیدا کرد و با طایفه خود به اطراف بخارا کوچ کردند.

در سال ۴۱۶ هجری ترکان سلجوقی به ریاست اسرائیل بن سلجوق برادر میکاییل دست به شورش زدند. اما سلطان محمود او را گرفت و در هند زندانی کرد. از طرف دیگر گروهی از یارانش دست به شورش زدند.[۵۵]

خوارزمشاهیان
نوشتار اصلی: خوارزمشاهیان

نوشتکین نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سلجوقیان خریداری شد. این غلام رفته رفته در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد. نوشتکین صاحب ۹ پسر بود که بزرگ‌ترین آنها، قطب‌الدین محمد نام داشت. پس از نوشتکین، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «۴۹۱ ق / ۱۰۹۸ م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد. بدین ترتیب دولت جدیدی بنیانگذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب‌الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد. پسرش اتسز هم که پس از او در ۵۲۲ ق / ۱۱۲۸ م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیریهای متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند. چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «۵۵۱ ق / ۱۱۵۶ م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «۵۵۸ ق / ۱۱۶۳ م» و ماوراءالنهر «۵۵۳ ق / ۱۱۵۸ م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.[۵۶]

ایلخانیان

ایلخانان ایران نام سلسله‌ای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه‍. ق. معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت می‌کردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند. لشکریان چنگیزخان نخسنین بار در سال ۶۱۸ ه‍. ق. معادل ۱۲۲۱ میلادی به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان سال ۱۲۲۵ میلادی به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. سال ۱۲۵۱ م. منگو، خان بزرگ یا قاآن، بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و کوبلای خان (قوبیلای) به ترتیب به ایران و چین پیروزی‌های مغولان را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران سلسله ایلخانیان ایران و قوبیلای با فتح چین سلسله یوان چین را بنیاد گذاردند. ایلخانان یعنی خانان محلی می‌گویند و غرض از این عنوان آن بوده‌است که سمت اطاعت ایلخانان را نسبت به اسماعیلیان و انقراض خلافت عباسیان در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین بودایی داشتند اما به تدریج به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان خود را سلطان نامیده و نام‌های اسلامی برگزیدند.[۵۷]

در دوران ملوک‌الطوایفی

سربداران
نوشتار اصلی: سربداران

پس از یکصد و بیست سال استیلای قوم تاتار و مغول بر ایران و بسیاری از مناطق آسیا، قیامی مردمی در باشتین و سبزوار علیه ظلم و تعدی حاکمان مغول و عاملان آنان به وقوع پیوست. این نهضت که به قیام سربداران شهرت یافته‌است، از لحاظ وسعت، بزرگ‌ترین، از نظر تاریخی مهم ترین جنبش آزادی بخش خاورمیانه در سده هشتم هجری بود. تلاش پیگیر رهبران آزاده این قیام، منجر به تشکیل حکومت مستقل ملی و شیعه مذهب ایرانی در خراسان شد. مهم ترین ویژگی‌های این حکومت عبارت بود از: تنفر و انزجار از عنصر مغولی و تثبیت ایدئولوژی تشیع امامی. اولین رهبر آنها یک روحانی به نام بود پس از وی یکی از شاگردانش بنام شیخ حسن جوری رهبری سربداران برعهده داشت.[۵۸]

تیموریان
 
برگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان
نوشتار اصلی: تیموریان

تیموریان یا گورکانیان ایران (۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍. ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) دودمانی ترک تبار بودند. بنیان‌گذار این دودمان امیر تیمور گورکانی بود که در آسیای میانه می‌زیست و سمرقند پایتختش بود. تیمور کشوری گسترده و دولتی سترگ ایجاد کرد و سرزمین فرارود (ماوراءالنهر) را به اهمیتی رساند که تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود. او مرزهای خود را نخست در سرتاسر آسیای میانه و آنگاه سراسر خراسان و آنگاه به همهٔ بخش‌های ایران و عثمانی و بخش‌هایی از هندوستان گسترش داد. از آنجایی که فتوحات تیمور بیشتر جنبهٔ یورش و هجوم داشت تا تسخیر واقعی، اغلب این مناطق باز به زودی از تصرف تیموریان خارج شد. با این حال ماوراالنهر مدتی مرکز دولتی شد که بیشتر ایران و افغانستان را افزون‌بر ماوراءالنهر دربر می‌گرفت. هنگامی که کشورهای گسترده تیموری تجزیه شد، دورهٔ هرج و مرج پیش آمد. به محض اینکه تیمور مرد، ترکان عثمانی و آل جلایر و ترکمانان درصدد تصرف کشورهای ازدست‌رفتهٔ خود برآمدند. بااین همه، فرزندان تیمور موفق شدند که شمال ایران را کم و بیش به مدت یک سده برای خود نگاه دارند. هرچند آنان بیشتر با یکدیگر در کشمکش بودند. سرانجام شاهرخ موفق شد که مناقشات اقوام خود را تا حدی رفع و قدرت و اعتبار کشور را نگهداری کند. ولی پس از مرگ او تصرفاتش به قسمت‌های کوچک‌تر مجزا شد و به همین سبب صفویان و امرای شیبانی آنها را به متصرفات خود پیوست کردند. با این حال خاندان تیموری از میان نرفت و نوادگان تیمور پس از چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و امپراتوری بزرگ گورکانیان هند را بنیاد گذاردند که اروپائیان به اشتباه دوره گورکانیان تیموری را دوره مغولی هند می نامند.[۵۹]

مرعشیان
نوشتار اصلی: مرعشیان

پس از برافتادن مغول مرعشیان که در مازندران پیدا شده بودند (سادات عرب که به مرعشیان مازندران معروفند) در سال ۷۶۰ ه. ق میر قوم الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را در آمل تأسیس کرد. در سال ۷۸۲ ه. ق سید فخرالدین مرعشی فرزند میر قوام‌الدین با تصرف رستمدار قریهٔ واتاسان را در نزدیکی ناتل (پایتخت دشت رستمدار) بنا نهاد و مقر حکومت خود ساخت. اما به زودی امیر تیمور گورکانی (در ۷۸۶ ه. ق) به مازندران و رستمدار لشکر کشید و سادات مرعشی نیز از تیمور شکست خوردند.

امیر تیمور در لشکرکشی دوم خود به مازندران در سال ۷۹۴ه. ق به کلی سادات مرعشی را سرکوب کرد و بر رستمدار (نور) نیز تسلط یافت. مرعشیان به تبعید ماوراءالنهر که امیر تیمور در حقشان روا داشته بود رفتند.[۶۰]

کیائیان
نوشتار اصلی: کیائیان

کیاییان (آل کیا) دودمانی ایرانی در شمال ایران (گیلان و دیلمستان). از سده هشتم هجری به بعد تا سال ۱۰۰۰ ق. حکومت کردند.

پس از حمله امیر تیمور گورکانی به شمال ایران و فتح آن، حکومت دودمان‌های محلی ایرانی در شمال ایران کاملاً از بین رفت. در لشکرکشی تیموریان (در ۷۸۶ ق) به مازندران و رستمدار مرعشیان نیز از تیمور شکست خوردند. امیر تیمور در لشکرکشی دوم خود به رستمدار در سال ۷۹۴ق. به کلی بر رستمدار (نور) تسلط یافت.

پس از تیموریان، سید امیر کیای مَلاطی و نوادگان وی (از سادات کیایی) بر گیلان حکومت کردند و تا سال ۱۰۰۰ ق. خاندان کیاییان حکومت داشتند، مقر حکومت سلطان در لاهیجان بود.[۶۱]

هزاراسپیان
نوشتار اصلی: هزاراسپیان
 
گستره حکومت اتابکان لر

هزاراسپیان که به نام اتابکان لرستان نیز شناخته می‌شود[۶۲] نام سلسله‌ای از نژاد لر است که از (۵۵۰ تا ۸۲۷ هَ. ق.)، (۱۱۴۸ تا ۱۴۲۴) به نواحی لرستان کنونی و بخش‌هایی از استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری حکومت کرده‌اند. اتابکان به دو دسته اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک تقسیم می‌شود. پایتخت اتابکان لر بزرگ در شهر ایذه (ایدج) و پایتخت اتابکان لر کوچک در شهر خرم‌آباد بود.[۶۳]

قراقویونلوها
نوشتار اصلی: قراقویونلو

قراقویونلو واژه‌ای ترکی و به معنی صاحبان گوسفندهای سیاه‌است. این واژه بسته به لهجه محلی گوینده، قره قویونلو هم تلفظ و نوشته می‌شود.

نام قراقویونلوها اولین بار در تاریخ در دوره پیش از سلسله صفویه مطرح گردیده‌است. قراقویونلوها که ترکمن بودند ابتدا دست نشاندگان سلسله مغولی جلایری‌ها در تبریز و بغداد بودند. اما در سال ۱۳۷۵ (میلادی) قرا یوسف رهبر قراقویونلوها در پی شورشی علیه جلایری‌ها استقلال خود را از جلایری‌ها اعلام کرد و کنترل آذربایجان، موصل و بغداد را بدست گرفت. تیموریان در حوالی ۱۴۰۰ قرا یوسف را شکست داده و قرایوسف به مصر متواری شد. وی پس از مدتی و در ۱۴۰۶ با کمک حاکمان وقت مصر، مملوک‌ها، دوباره کنترل تبریز را بدست آورد. دولت شیعی قراقویونلو در بخش مهمی از سرزمین ایران شامل خوزستان، کرمان، فارس و هرات حضور داشت[۶۴] واپسین فرمانروای قره‌قویونلو جهانشاه قراقویونلو نام داشت که اوزون حسن از دودمان آق‌قویونلو او را شکست داد و وی را به همراه پسرش کشت.[۶۵]

آق‌قویونلوها
نوشتار اصلی: آق‌قویونلو

آق قویونلو سلسله‌ای از ترکمنهای سنی بود که بر قسمت‌های از قفقاز، شرق ترکیه و شمال ایران از ۱۳۷۸ تا ۱۵۰۸ میلادی فرمان می‌راند.

طبق اسناد بیزانسی آق قویونلوها حداقل از سال ۱۳۴۰ میلادی در آناتولی حضور داشتند و اکثر سلاطین آق قویونلو همچنین بانی آن قره عثمان با شاهزاده خانمهای بیزانس ازدواج می‌کردند.

اولین اراضی تحت حاکمیت آق قویونلوها ایالت دیار بکر در آناتولی بود که در سال ۱۴۰۲ میلادی از تیمور به قره عثمان واگذار گردید. مدت زیادی آق قویونلوها قادر به گسترش اراضی خود نبودند، چون رقیبانشان (قره قویونلوها) مانع قدرت‌گیری آنها می‌شدند ولی این وضع با پیروزی اوزون حسن بر در سال ۱۴۶۷ پایان یافت.[۶۶]

در دوران حکومت‌های ملی

صفویه
نوشتار اصلی: صفویان

صفوی، صفویه یا صفویان دودمانی ایرانی و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه راستین صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغانها شکست خورد.

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. به درستی پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدید آوردند.[۶۷]

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۶۸] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به شوند (دلیل) دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در باختر و با ازبکها در خاور کشور رخ داد که شوند (علت) این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.[۶۹][۷۰]

افشاریه
نوشتار اصلی: ایل افشار

افشارها طایفه‌ای از اوغوزها هستند که در ایران، ترکیه و افغانستان پراکنده‌اند.[۷۱]

اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای ترکمان[۷۲][۷۳][۷۴][۷۵][۷۶][۷۷] است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند. ایل افشار ترک زبانند[۷۸][۷۹]

نادرقلی افشار ملقب به نادر شاه رئیس ایل افشار بود که به پادشاهی ایران رسید و بنیانگذار دودمان افشاریه شد. او دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود.[۸۰] او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است. نادرقلی در حدود سال ۱۰۶۶ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود.. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.[۸۱]

زندیه
نوشتار اصلی: زندیان
 
کریم‌خان زند

زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی از طایفه زند یکی از طوایف لر است. کریم خان زند موسس این سلسله پادشاهی متولد شهرستان ملایر است و قبر مادر وی همچنان در روستای پری از توابع ملایر قابل مشاهده‌است.[۸۲] که میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از طایفه زند از سال ۱۱۶۳ هجری قمری در ایران به قدرت رسید او فردی مدبر و مهربان بود. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب (شاه) پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

کریمخان زند وکیل الرعایا (نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و به تبع آن عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیسها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ هجری قمری بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.[۸۳]

قاجاریه
نوشتار اصلی: قاجاریان
 
مرزهای ایران در اواخر دوره قاجار در نقشه ایران و توران در دوره قاجاریه

قاجار، قاجاریه یا قاجاریان دودمانی ترک نژاد بودند که از حدود سال ۱۱۷۰ تا ۱۳۰۴ بر ایران فرمان راندند. ایل قاجار یکی از طایفه‌های ترکمان بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند که شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان امروزی) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته‌است. بنیانگذار این سلسله آغامحمد خان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه است که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی، جای او را گرفت.[۸۴] قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌ها بودند که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به آسیای صغیر و سپس ایران آمدند. قبیله قاجار یکی از قبایل قزلباش بود که ارتش صفوی محسوب می‌شد.[۸۵]

ایشان تبار خود را به کسی به نام می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل[نیازمند منبع] دارد. قاجار از ریشه کلمه قاچار است که در ترکی به معنای فراری است. پس از حمله مغول به ایران و میان‌رودان، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام و آناتولی کوچیدند.

هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت، قبایل ترک بسیاری از جمله قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و قصد بازگرداندن آنها به آسیای میانه را داشت. ولی آنها را به خواهش خواجه علی سیاه‌پوش - صوفی خانقاه صفوی - آزاد شدند که این موضوع باعث شیعه شدن و ارادت آنان به خاندان صفوی شد. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند.[۸۶][۸۷]

پهلوی
نوشتار اصلی: سلسله پهلوی
 
محمد مصدق، چهره شناخته شده دوره پهلوی بود.
 
فهرست
 
0:00
توضیحات مصدق در مورد مردم سالاری و نقش ایرانیان در نهضت ملی شدن صنعت نفت

آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.


دودمان پهلوی (۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷) سلسله‌ای است که پس از انحلال سلسله قاجار، بر ایران حکومت کردند.

رضاخان میر پنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی به قدرت رسید. او وزیر جنگ و سید ضیا نخست‌وزیر شد. بعدها سردار سپه (رضا خان) به مقام ریاست الوزرایی احمد شاه قاجار رسید. چندین سال بعد رضا خان حکومت قاجار را منحل و حکومت پهلوی را ایجاد کرد. رضاشاه پهلوی، شاه ایران از (۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) و بنیانگذار سلسله پهلوی بود.از جمله فعالیتهای وی می توان از متحدالشکل کردن لباس مردان، مذهب‌زدایی، کشف حجاب اجباری، ایجاد ارتش یکپارچه، سرکوب عشایر و مخالفان خود، ساخت راه‌آهن، ایجاد دانشگاه، ایجاد بانک و بیمه نام برد.

محمدرضا شاه پهلوی از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شاه ایران بود. محمدرضاشاه با حمله متفقین به ایران و اشغال ایران توسط آن ها به قدرت رسید. وی در کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق، قدرت خود را تحکیم کرد و با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام ۲۵۰۰ ساله سلطنتی در ایران به حساب می‌آید.ملی شدن صنعت نفت مهم ترین رویداد دوران وی محسوب می شود.قانون ملی شدن صنعت نفت پس از کودتا علیه مصدق ملقا اعلام شد. انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، انقلابی بود که با شرکت اکثر مردم و احزاب اسلامی، ملی، کمونیستی، و روشنفکران ایران، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ را روز پیروزی این انقلاب می‌دانند. این انقلاب به رهبری خمینی به پیروزی رسید. سلطنت پهلوی با انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد.

 
جمهوری اسلامی
 
سیّد علی خامنه‌ای
 
استقبال از ورود سید روح‌الله خمینی به ایران

نظام جمهوری اسلامی ایران حکومت کنونی ایران است که پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، طی یک همه‌پرسی با رأی آری ۹۸٫۲٪ درصد از شرکت‎کنندگان تشکیل شد.[۸۸]

به دنبال سرنگونی نظام شاهنشاهی در ۲۲ بهمن در جریان انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ خورشیدی به رهبری روح‌الله خمینی حکومت جمهوری اسلامی در ایران شکل گرفت. این حکومت در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ مورد همه‌پرسی قرار گرفت که ۹۸٫۲ درصد شرکت‌کنندگان به آن رأی مثبت آری دادند. برابر قانون اساسی ایران، اصول نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه «جمهوریت و اسلامیت» بنا شده‌است.

ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در رأس هرم قدرت قرار دارد. پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه مجریه، قضائیه، مقننه‌است.در کنار این نهادها، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز حضور دارند.

جغرافیا

نوشتار اصلی: جغرافیای ایران

ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است.

از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) می‌باشد. از دید جغرافیایی، غربی‌ترین شهر ایران جالق؛ شمالی‌ترین شهر پارس آباد؛ و جنوبی‌ترین شهر چابهار است.[۸۹]

 
مقایسهٔ نسبی میزان خطر زمین‌لرزه در نقاط مختلف ایران؛ نقاط قرمزتر نقاطی هستند که شتاب حداکثر جنبش زمین در آن‌ها بیش‌تر است.
 
ایران در شب - برای مشاهده نام شهرها نقشه را در بالاترین تفکیک‌پذیری ببینید.
 

پراکندگی ناهمواری‌ها در ایران
 

نگارخانه جغرافیا و حیات وحش ایران

استان‌ها

نوشتار اصلی: استان‌های ایران


بر اساس قانون بخش‌بندی کشوری (مصوب ۱۲۸۶ شمسی) ایران به ۴ ایالت «آذربایجان»، «خراسان»، «فارس»، و «کرمان و بلوچستان» و ۱۰ ولایت (جدا از ایالات) تقسیم شد. این تقسیمات تا سال ۱۳۱۶ با دگرگونی‌های کوچکی به همین گونه ماند.

در سال ۱۳۱۶ خورشیدی با تصویب قانون جدید تقسیمات کشوری، ایران به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان تقسیم شد. به مرور زمان با ایجاد استان‌های جدید، تعداد استان‌های ایران افزایش یافت. برای مدت‌های مدیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران همچنان دارای ۲۴ استان بود. در سال ۱۳۷۲ استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی جدا شد. همچنین استان قم در سال ۱۳۷۴ از استان تهران جدا شد و قزوین در سال ۱۳۷۳ از استان زنجان جدا و به استان تهران پیوست و در سال ۱۳۷۶ به استان قزوین مبدل شد.[۹۰] پس از آن گلستان از مازندران جدا شدند و در سال ۱۳۸۳، استان خراسان به سه استان: خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شد و در ۱۳۸۹/۴/۲، استان تهران به دو استان تهران و البرز تقسیم شد.[۹۱] به این ترتیب اکنون ایران از ۳۱ استان تشکیل شده‌است.

در روز دوشنبه ۱۳۹۲/۹/۱۸ عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور دولت یازدهم جمهوری اسلامی ایران گفت: طرح منطقه ای کردن استان های کشور و تقسیمات جدید کشوری از سوی وزارت کشور در دست بررسی و مطالعه است. وی گفت: اجرای این طرح نیازمند اصلاح قانون است و مسیر طولانی خواهد داشت، اما وزارت کشور به شکل قراردادی برای هر چهار یا پنج استان کشور به صورت یک منطقه برنامه ریزی کرده است.[۹۲]

پایتخت کنونی ایران تهران می‌باشد که بر اساس طرح آمایش سرزمین که در سال ۱۳۸۸ توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد، پایتخت ایران باید تا سال ۱۴۰۴ هجری شمسی از تهران به مکانی دیگر انتقال یابد.[۹۳] نمایندگان در نشست علنی روز سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳ مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی طرح انتقال پایتخت با کلیات این طرح با ۱۱۰ رای موافق، ۶۷ رأی مخالف و ۱۰ رأی ممتنع از مجموع ۲۱۴ نماینده حاضر در صحن موافقت کردند.[۹۴]

واحد تقسیمات کشوری ایرانمسئولنهاد مربوطهمرکز
کشور وزیر کشور وزارت کشور پایتخت
استان استاندار استانداری مرکز استان
شهرستان فرماندار فرمانداری (ویژه) مرکز شهرستان
بخش بخشدار بخشداری مرکز بخش
دهستان دهدار دهداری مرکز دهستان
شهر شهردار شهرداری ندارد
روستا دهیار دهیاری ندارد

 

شهرها

آب و هوا

 
نقشه اقلیمی ایران

██ معتدل خزری بسیار مرطوب

██ معتدل خزری

██ مدیترانه‌ای با باران بهاره

██ مدیترانه‌ای

██ کوهستانی سرد

██ کوهستانی بسیار سرد

██ نیمه‌بیابانی سرد

██ نیمه‌بیابانی گرم

██ بیابانی خشک

██ بیابانی خشک گرم

██ خشک ساحلی گرم

██ خشک ساحلی

ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصربه‌فردترین کشورهاست. اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرم‌ترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتی گراد می‌رسد.

داغ‌ترین نقطهٔ زمین در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، در نقطه‌ای در کویر لوت ایران بوده‌است.[۹۵]

ایران از لحاظ بارندگی در سطح نیمه‌خشک و خشک است.

آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه‌است:

  1. سامانه که با ریزش به عرض‌های جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
  2. سامانه باران‌زای مدیترانه‌ای که از سمت غرب وارد ایران می‌شود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران می‌شود.
  3. سیستم جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران می‌شود.

میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز می‌رسد. در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنه‌های جنوبی البرز و شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) می‌باشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمی‌شود. ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی قرار بگیرد.[۹۶]

اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۵۰ درجه) را تجربه می‌کنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل می‌باشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستان‌های سرد و نواحی جنوبی تابستان‌هایی به شدت گرم و زمستان‌هایی معتدل دارند.

جامعه

نژاد

پزوهش‌های تازه ژنتیکی مازیار اشرفیان بناب نشان می‌دهند که عموم اقوام و گروه‌های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی فعلی ایران) ساکن هستند، علی‌رغم اینکه دارای تفاوتهای جزئی فرهنگی هستند و حتی گاه به زبانهای مختلف هم سخن می‌گویند، دارای ریشهٔ ژنتیکی مشترکی هستند و این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که در حدود ده تا یازده هزار سال پیش در قسمتهای جنوب غربی فلات ایران ساکن بوده بر می‌گردد.بر پایه این گزارش آریایی‌ها اقوامی مهاجر از سرزمین‌های دیگر که در حدود چهار هزار سال پیش به ایران مهاجرت کرده‌اند نبودند بلکه این اقوام ساکنین بومی ایران بوده و از ایران در حدود ده هزار سال پیش به اروپا مهاجرت کرده‌اند.[۹۷]

نژاد آریایی طی تاریخ با اقوام گوناگون عرب، ترک و مغول درآمیخته‌است[۹۸].

مردم

نوشتار اصلی: مردم ایران

پیشینهٔ تاریخی تمدن در ایران به تمدن‌هایی در عیلام، شهر سوخته، جیرفت و... می‌رسد، ولی شروع تاریخ سیاسی ایرانیان از آغاز حکومت پادشاهی ایران در زمان ماد است. شاهنشاهی ماد، نخسین شاهنشاهی ایران بوده‌است و لذا به عنوان شروع تاریخ شاهنشاهی ایران درنظر گرفته می‌شود.

ایران امروزه از اقوام زیادی از جمله: پارسی‌زبانان، آذری، کرد، لر،بلوچ، مازندرانی، گیلک، قشقایی، عرب، لک، تالشی، ترکمن، خلج، آشوری، کلدانی، مندایی(صائبی)، تات، گرجی، سیستانی، ارمنی، و یهودی تشکیل شده‌است.[۹۹]

ترکیب قومیتی ایران بر اساس داده‌های «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۶۱٪ پارس، ۱۶٪ آذری، ۱۰٪ کرد، ۶٪ لر، ۲٪ بلوچ، ۲٪ عرب، ۲٪ ترکمن و ۱٪ از دیگر اقوام است.[۱۰۰]

تخمین‌های کتابخانه کنگره به این ترتیب هستند: پارس (۶۵٪)، آذری (۱۶ ٪)، کرد (۷٪)، لر (۶٪)، عرب (۲٪)، بلوچ (۲٪)، ترکمن (۱٪)، گروه‌های ترک‌تبار قبیله‌ای همچون قشقایی (۱٪)، و گروه‌های غیرایرانی و غیرترک همچون ارمنی، آشوری، و گرجی (کمتر از ۱٪). طبق آنها پارسی به عنوان زبان مادری توسط حداقل ۶۵٪ جمعیت و به عنوان زبان دوم توسط بخش بزرگی از ۳۵٪ دیگر گویش می‌شود.[۱۰۱]

بنابر گزارش سال ۲۰۰۸ دفتر کنترل مواد و جرایم سازمان ملل متحد، نزدیک به سه درصد جمعیّت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران مواد مخدر مصرف می‌کنند که این بالاترین درصد مصرف موادّ مخدر در جهان است.[۱۰۲]

ایران ۳۲٬۲۰۰٬۰۰۰ کاربر در اینترنت دارد.[۱۰۳]

جمعیت

 
میزان تراکم جمعیت در استان‌های ایران.

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، جمعیت ایران را براساس برآوردهای مرکز آمار ایران، ۷۷٫۰۰۰٫۰۰۰ میلیون نفر اعلام کرد.[۱۰۴][۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷]
بر پایهٔ گزارشی از سوی مجمع جهانی اقتصاد ایران هجدهمین کشور پرجمعیت جهان شناخته شده‌است.[۱۰۸]

 
تغییرات جمعیت ایران بین سال‌های ۱۲۶۰ تا ۱۳۸۵ هجری شمسی

پیش بینی میشود با نرخ رشد کنونی ، جمعیت ایران تا سال ۲۰۵۰ به ۱۰۵ میلیون تن افزایش یابد.[۱۰۹]

شاخص‌های جمعیتی

شاخص‌هازیرمجموعه‌هامیزان(تعداد یا سن)درصدرتبه
در دنیا
ساختار سنی ۰ تا ۱۴ سال مرد: ۷٬۳۹۴٬۸۴۱ نفر
زن: ۷٬۰۲۲٬۰۷۶ نفر
۲۱٫۷ ٪  
۱۵ تا ۶۴ سال مرد: ۲۴٬۵۰۱٬۵۴۴ نفر
زن: ۲۳٬۹۱۴٬۱۷۲ نفر
۲۲٫۹ ٪  
۶۵ سال به بالا مرد: ۱٬۷۲۵٬۸۲۸ نفر
زن: ۱٬۸۷۰٬۸۲۳ نفر
۵٫۴ ٪  
رشد جمعیت     ۱٫۵ ٪  
تراکم جمعیت   ۴۵٫۳ نفر به ازای
هر کیلومتر مربع
   
سن میانه
(میانگین)
مرد ۲۶ سال    
زن ۲۶٫۵ سال    
کل ۲۶٫۳ سال    
نرخ باروری   ۱٫۷ زایمان برای هر زن   ۱۷۱
نرخ مرگ و میر   ۵٫۲ مرگ در هر
۱۰۰۰ نغر
  ۱۷۱
نرخ مهاجرت   ۲٫۶۲− در هر
۱۰۰۰ نفر
  ۱۴۱
نرخ بی‌کاری     ۱۴٫۶ ٪
(در بهار ۸۹)
 
جمعیت فعال
کشور
  ۲۴٫۲ میلیون نفر
(در بهار ۸۹)
   
جمعیت
شهر نشین
  ۵۳٫۶ میلیون نفر    
جمعیت
روستا نشین
  ۲۱٫۱ میلیون نفر    
نسبت جنسیتی در هنگام تولد ۱٫۰۵ 	frac{f}{m}    
زیر ۱۵ سال ۱٫۰۵ 	frac{f}{m}    
۱۵ تا ۶۴ سال ۱٫۰۲ 	frac{f}{m}    
بالای ۶۵ سال ۰٫۹۱ 	frac{f}{m}    
کل جمعیت ۱٫۰۲ 	frac{f}{m}    
مرگ و میر نوزادان ۳۵٫۷۸ مرگ در
هر ۱۰۰۰ تولد زنده
    ۷۱
امید به زندگی
در هنگام تولد
مردان ۶۹٫۶۵ سال    
زنان ۷۲٫۷۲ سال    
کل جمعیت ۷۱٫۱۴ سال   ۱۳۲
سهم باروری
در جهان
  ۱۷٫۱۷ تولد در
هر ۱۰۰۰ نفر
  ۱۲۰
ایدز و اچ‌آی‌وی درصد شیوع   ۰٫۲ ٪
(برآورد ۲۰۰۷)
۱۰۲
جمعیت مبتلا
به ایدز
۸۶۰۰۰ نفر
(برآورد ۲۰۰۷)
  ۴۹
مرگ بر اثر ایدز ۴۳۰۰ نفر
(برآورد ۲۰۰۷)
  ۴۷
  • باسوادی (افراد ۱۵ سال به بالا که توانایی خواندن و نوشتن دارند) (برآورد ۲۰۰۲):
رتبه در
جمعیت
نام استانمیزان جمعیتدرصد
باسوادی
رتبهٔ سواد
در کشور
۱ تهران ۱۳٬۲۸۱٬۸۵۸ ۸۳٫۷۳٪ ۱
۲ خراسان رضوی ۵٬۵۱۵٬۹۸۰ ۷۷٫۱۴٪ ۱۰
۳ اصفهان ۴٬۴۹۹٬۳۲۷ ۸۰٫۰۸٪ ۳
۴ فارس ۴٬۲۲۰٬۷۲۱ ۷۸٫۸۹٪ ۴
۵ خوزستان ۴٬۱۹۲٬۵۹۸ ۷۴٫۶۶٪ ۱۵
۶ آذربایجان شرقی ۳٬۵۲۷٬۲۶۷ ۷۳٫۹۸٪ ۱۷
۷ مازندران ۲٬۸۹۳٬۰۸۷ ۷۸٫۲۳٪ ۶
۸ آذربایجان غربی ۲٬۸۳۱٬۷۷۹ ۶۹٫۵۶٪ ۲۹
۹ کرمان ۲٬۵۸۴٬۸۳۴ ۷۳٫۵۲٪ ۲۱
۱۰ گیلان ۲٬۳۸۱٬۰۶۳ ۷۷٫۰۱٪ ۱۱
۱۱ سیستان و بلوچستان ۲٬۳۴۹٬۰۴۹ ۵۶٫۵۶٪ ۳۰
۱۲ کرمانشاه ۱٬۸۴۲٬۴۵۷ ۷۴٫۹۸٪ ۱۴
۱۳ لرستان ۱٬۶۸۹٬۶۵۰ ۷۳٫۴۸٪ ۲۲
۱۴ همدان ۱٬۶۷۴٬۵۹۵ ۷۵٫۴۷٪ ۱۳
۱۵ گلستان ۱٬۵۹۳٬۰۵۵ ۷۳٫۶۷٪ ۲۰
۱۶ کردستان ۱٬۴۱۶٬۳۳۴ ۶۹٫۸۸٪ ۲۸
۱۷ هرمزگان ۱٬۳۶۵٬۳۷۷ ۷۱٫۹۴٪ ۲۵
۱۸ مرکزی ۱٬۳۲۶٬۸۲۶ ۷۶٫۵۳٪ ۱۲
۱۹ اردبیل ۱٬۲۰۹٬۹۶۸ ۷۲٫۴۰٪ ۲۴
۲۰ قزوین ۱٬۱۲۷٬۷۳۴ ۷۷٫۶۷٪ ۷
۲۱ قم ۱٬۰۳۶٬۷۱۴ ۷۷٫۲۵٪ ۹
۲۲ یزد ۹۵۸٬۳۲۳ ۷۸٫۷۷٪ ۵
۲۳ زنجان ۹۴۲٬۸۱۸ ۷۳٫۸۲٪ ۱۹
۲۴ بوشهر ۸۶۶٬۴۹۰ ۷۷٫۳۴٪ ۸
۲۵ چهارمحال و بختیاری ۸۴۳٬۷۸۴ ۷۳٫۹۸٪ ۱۸
۲۶ خراسان شمالی ۷۹۱٬۹۳۰ ۷۰٫۶۴٪ ۲۷
۲۷ کهگیلویه و بویراحمد ۶۲۱٬۴۲۸ ۷۲٫۶۳٪ ۲۳
۲۸ خراسان جنوبی ۶۰۰٬۵۶۸ ۷۰٫۹۹٪ ۲۶
۲۹ سمنان ۵۷۰٬۸۳۵ ۸۰٫۳۴٪ ۲
۳۰ ایلام ۵۳۰٬۴۶۴ ۷۴٫۲۴٪ ۱۶
مجموعایران۶۹۲۸۶۹۱۳۷۶٫۴۶٪-
  • مردان: ۸۳٫۵٪
  • زنان: ۷۰٫۴٪

زبان

در ایران در مجموع حدود ۷۵ زبان و گویش رواج دارد[۱۱۰] و بزرگ‌ترین گروه‌های زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، لری، ترکمنی، گیلکی،تبری یا مازندرانی، خلجی، تالشی، عربی، بلوچی، لکی، دیلمی، تاتی، ارمنی، آشوری، مندایی، گرجی، عبری، کلدانی و... تشکیل می‌دهند.

تاکنون در هیچیک از سرشماری‌های ایران پرسش‌های مربوط به وابستگی‌های قومی و زبانی مطرح نشده‌است. البته این سؤال در پرسشنامه‌های سرشماری سال ۱۳۶۵ مطرح شده بود ولی به دلیل ملاحظات سیاسی از جمع‌آوری اطلاعات مربوط به آن خودداری شد. با این حال تحقیقات و برآوردهایی در مورد ترکیب قومی و زبانی کشور انجام شده‌است. یکی از این تحقیقات به نمونه‌گیری سازمان ثبت احوال کشور در مرداد ۱۳۷۰ باز می‌گردد که زبان مادری زنانی را که برای دریافت شناسنامه فرزندان خود به دفاتر ثبت احوال مراجعه کرده بودند، مورد پرسش قرار می‌داد. در این نظرسنجی از مجموع ۴۹٬۵۵۸ مادر، ۴۶٫۲٪ به پارسی، ۲۰٫۶٪ به آذری، ۱۰٪ به کردی، ۸٫۹٪ به لری، ۷٫۲٪ به عربی، ۲٫۷٪ به بلوچی، ۰٫۶٪ به ترکمنی، ۰٫۱٪ به ارمنی و ۰٫۲٪ به دیگر زبان‌ها تکلم می‌کردند. مشابه این نظرسنجی در سال ۱۳۷۳ هم انجام شد و به نتایج مشابهی رسید. در این نظرسنجی‌ها مشخص شد که سطح باروری و ویژگی‌های جمعیتی بر حسب جامعهٔ زبانی مادران بسیار متفاوت است و تعداد فرزندان زنده به دنیا آورده در گروه‌های مختلف زبانی بین ۲٫۹ تا ۵ قرار داشت اما مطالعه‌ای دیگر نشان داد که این اختلاف بیشتر از تفاوت‌های فرهنگی و اقتصادی این گروه‌ها ناشی می‌شود تا صرف تعلق قومی و زبانی آن‌ها.[۱۱۱]

ترکیب زبانی جمعیت ایران بر اساس «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۵۳٪ پارسی و گویش‌های پارسی، ۱۸٪ ترکی و دیگر گویش‌های ترکی، ۱۰٪ کردی، ۷٪ گیلکی و مازندرانی، ۶٪ لری، ۲٪ بلوچی، ۲٪ عربی و ۲٪ زبان‌های دیگر است.[۱۰۰]

زبان رسمی و اداری ایران پارسی است. پارسی یکی از زبان‌های شاخه هند و اروپایی است. براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران کتابهای درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان پارسی آزاد است.

دین

سهم نسبی اقلیت های مذهبی در جمعیت ایران (سهم در کل جمعیت ٪۰/۶۲)
کیش     درصد  
مسیحی
  
۲۵٫۲۲٪
کلیمی
  
۱٫۸۸٪
زرتشتی
  
۵٫۴۱٪
سایر
  
۱۰٫۵۲٪
اظهار نشده
  
۵۶٫۹۷٪

هم چنین آیین‌های دیگر در برخی دوره‌ها رواج یافته‌اند مانند دین مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام. در پانصد سال گذشته، پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بوده‌است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰از ۷۵٬۱۴۹٬۶۶۹ نفر سرشماری شده در خصوص نوع دین، ۹۹/۳۸ درصد (۷۴٬۶۸۲٬۹۳۸ نفر) مسلمان، ۰/۱۶ درصد (۱۱۷٬۷۰۴ نفر) مسیحی، ۰/۰۱ درصد (۸٬۷۵۶ نفر) کلیمی، ۰/۰۳ درصد (۲۵٬۲۷۱ نفر) زرتشتی، ۰/۰۷ درصد (۴۹٬۱۰۱ نفر) سایر ادیان و ۰/۳۵ درصد (۲۶۵٬۸۹۹ نفر) اظهار نشده ثبت شده است. [۱۱۲] برآوردهای خارجی انجام شده از جمعیت ایران، ٪۸۹ شیعه، ٪۹ سنی و ٪۲ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند که با آمارهای رسمی اندکی متفاوت است. [۱۰۰]

در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و سایر مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به آنها تصریح شده شامل مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی (چهار امامی) نیز قانونی و دارای احترام کامل می‌باشند. هم چنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شده‌اند و می‌توانند در حدود قانون بر اساس کیش خود عمل نمایند.

سیاست

جمهوری اسلامی ایران
Emblem of Iran.svg

سیاست و حکومت ایران


 

روابط خارجی

نوشتار اصلی: سیاست خارجی ایران

ایران یکی از ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل متحد است. همچنین در سازمان کشورهای صادر کنندهٔ نفت (اوپک)، سازمان کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، سازمان اکو نیز عضویّت دارد.

روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنش‌های فراوانی روبرو بوده‌است.

از جمله چالش‌های ایران پس از انقلاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

راه‌ها

 
پل ورسک از پل‌های مهم راه آهن سراسری ایران

راه آهن سراسری جنوب باختر ایران را به شمال خاور آن، شمال باختر را به شمال خاور، و شمال باختر را به جنوب میانی متصل می‌سازد. خط آهنی که جنوب باختر ایران را به شمال خاور آن متصل می‌کند، نخستین خط‌آهن ایران است که در زمان رضا شاه ساخته شده‌است که بندر امام خمینی (شاپور پیشین) را به بندر ترکمن متصل می‌کند. خط‌آهن دیگری از بندرعباس تا بافق و از آنجا به سرخس (به سوی ترکمنستان) و قطور (به سوی ترکیه) اتصال دارد. شمال خاور و شمال باختر ایران نیز با خط‌آهن به هم ارتباط دارند.

همچنین جاده‌های آسفالته و خاکی همه شهرهای ایران را به هم مربوط می‌سازد. راه‌های کشتیرانی در دریای خزر، دریای عمان و خلیج فارس برقرار است. راههای هوایی میان بیشتر کشورهای بزرگ جهان و شهرهای بزرگ ایران برقرار است.

سالانه ۸۰۰ هزار تصادف در ایران روی می‌دهد که از حیث آمار مرگبارترین حوادث جاده‌ای ایران رتبه اول را در جهان دارد.[۱۱۳]

اقتصاد

نوشتار اصلی: اقتصاد ایران

در ۳۰ سال گذشته جمعیت ۳۶ میلیونی ایران به ۷۷ میلیون تن افزایش پیدا کرده و نخستین موج این نسل نو به بزرگسالی رسیده‌است. بر اساس آمارهای رسمی نرخ بیکاری به ۲۲ درصد رسیده‌است اما برخی کارشناسان رقم آن را ۱۲٫۲ درصد برآورد می‌کنند. محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین می‌گوید: «حضور سالانه ۷۰۰ هزار نفر به بازارکار نشانگر فشار شدیدی است که اقتصاد ایران ناگزیر به تحمل آن است.»

در دوره (۱۳۸۳–۱۳۵۳)، نرخ تورم گاه ۷ درصد بوده و گاه به مرز ۵۰ درصد نزدیک شده‌است و نرخ بیکاری زمانی ۳ درصد و گاهی بیش از ۱۶ درصد بوده‌است. در حالی که در زمینه بدهی خارجی، این رقم برای مدت‌ها صفر بوده ولی گاه چنان افزایش یافته که دولت را با بحران بازپرداخت مواجه کرده‌است. خصوصی سازی، رهایی از اقتصاد متکی به نفت و همگام شدن با اقتصاد جهانی پیشنهادهایی است که از سوی تحلیلگران برای بهبود اوضاع اقتصادی ایران مطرح می‌شود.

وابستگی شدید به درآمدهای غیرقابل اعتماد نفتی، برنامه ریزی اقتصادی ایران را همواره شکننده کرده‌است. برنامه دولت این است که وابستگی به درآمدهای نفتی را که ۸۰ درصد درآمدهای ارزی ایران را تشکیل می‌دهد، کاهش دهد اما هر گونه تلاش برای خارج کردن درآمدهای نفتی به معنای آن است که درآمدهای مالیاتی چند برابر شود. در همین راستا دولت اقدام به اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نموده‌است.

صنعت ایران پس از سال‌ها همچنان زیر پوشش یک رشته قوانین حمایتی دولتی فعالیت می‌کند و اگر در برابر فشارهای رقابتی جهانی قرار گیرد ممکن است بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل شود و بیکاری افزایش یابد.

ایران در سالیان مختلف رشد اقتصادی مختلفی را تجربه کرده‌است. بر پایه‌گذارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۰۹ رشد اقتصادی ایران ۱٫۱ بوده که این رقم در سال ۲۰۱۰ به ۱٫۶ درصد رسیده‌است که پس از قرقیزستان کمترین نرخ رشد اقتصادی را در بین کشورهای منطقه داشته‌است. بر پایه پیش بینی صندوق بین‌المللی پول نرخ رشد ایران در سال ۲۰۱۱ به صفر درصد نزول می‌کند و در سال ۲۰۱۲ به ۳ درصد خواهد رسید.[۱۱۴]

بانک جهانی در سال ۲۰۱۰ اعلام نمود ایران ۱۰۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد. همچنین رئیس وقت بانک مرکزی ایران در سال ۱۳۸۹ اعلام کرد که ذخیره طلای ایران به صورت میانگین ۱۳۵۰ دلار است.[۱۱۵] همچنین اکونومیست اعلام کرد ذخایر ایران بجز طلا در سال ۲۰۰۹ میلادی ۸۱ میلیارد دلار بوده‌است و این رقم در سال ۲۰۱۰ کاهش شش میلیارد دلاری داشت.[۱۱۶]

کشاورزی

ایران در زمینه کشاورزی و باغداری، در خصوص برخی تولیدات دارای رتبه‌های بالایی است. بنا بر آمار سال ۲۰۰۷، این کشور در تولید خیار در جهان دارای مقام دوم،[۱۱۷] بادام مقام چهارم،[۱۱۸] سیب مقام پنجم[۱۱۹] گیلاس سوم،[۱۲۰] انجیر مقام سوم،[۱۲۱] پسته مقام اول،[۱۲۲] طالبی مقام چهارم،[۱۲۳] گردو مقام چهارم،[۱۲۴] زردآلو مقام دوم،[۱۲۵] خرما مقام دوم،[۱۲۶] نخود مقام چهارم،[۱۲۷] هندوانه مقام پنجم،[۱۲۸] می‌باشد.

صنایع

عمده‌ترین صنایع پیشرفته ایران عبارت‌اند از: صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، نساجی، شیمیایی، غذایی، خودروسازی، سدسازی، الکتریکی و الکترونیکی و....

سازه‌های مهم دستی و سنتی ایران عبارت‌اند از: فرش و قالی، گلیم بافی و زیلو، منبت‌کاری، خاتم‌کاری و سفال‌گری.

منابع و معادن

 
ایران ۱۱٪ ذخایر نفت جهان و ۱۸٪ ذخایر گاز جهان را در اختیار دارد. ایران دومین صادر کننده اپک و چهارمین تولید کننده نفت جهان است.

مهمترین صنایع و معادن ایران عبارتست از: نفت و گاز. ایران، سومین ذخایر نفتی جهان، یازده درصد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده درصد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد.[۱۲۹][۱۳۰] همچنین ایران دومین صادرکننده بزرگ سازمان اپک است که پتانسیل تبدیل شدن به یک ابرقدرت انرژی را دارد.[۱۳۱] مهم‌ترین منطقه‌های نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و اسلام آباد غرب(شاه آباد پیشین) است. همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد. نفت قم نیز در حال بهره‌برداری است. مهمترین میدان گازی ایران، میدان گازی پارس، شامل: میدان گازی پارس جنوبی در منطقه عسلویه و میدان گازی پارس شمالی در منطقه مندستان هر دو در استان بوشهر واقع است.

بیشترین معادن در حال بهره‌برداری در استان‌های خراسان وجود دارد. دیگر معادن مهم ایران عبارت‌اند از: معادن کانیهای فلزی: آهن، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، طلا، نقره و اورانیوم؛ معدنی شیمیایی: گوگرد، نمک؛ سنگهای تزئینی مانند فیروزه؛ شن و ماسه؛ و زغال سنگ.

گردشگری

 
نمایی از پاسارگاد
 
تفرجگاه بوان در نورآباد ممسنی در جنوب ایران و شمال غربی استان فارس

گردشگری در ایران به مجموعه امکانات گردشگری از جمله بناهای تاریخی، مکان‌های تفریحی، طبیعت، حمل و نقل، هتل‌داری و... گفته می‌شود. گردشگری ایران به عنوان یک صنعت از ظرفیت‌های بسیار بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است.
بر پایهٔ گزارش ، ایران رتبه دهم و رتبه پنجم را در جهان دارا است، ولی با این وجود به دلیل محدودیتهای اجتماعی و تفریحی تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبوده‌است.[۱۳۲]

هنر و فرهنگ

نوشتار اصلی: فرهنگ ایرانی


فرهنگ ایرانی ریشه در تاریخ دارد. برای شناخت فرهنگ ایران باید به کشورهای مستقلی که در پیرامون ایران هستند نیز نگریست. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، پاکستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و حتّی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه همگی کم یا زیاد گوشه‌ای از فرهنگ ایران را به ارث برده‌اند. حتی سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است.

در مجموع می‌توان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای ایران است را به اختصار چنین برشمرد:

  1. زبان پارسی که مهم‌ترین شاخص فرهنگ ایرانی است.
  2. اعیاد ملی از جمله نوروز
  3. شخصیتهای اسطوره‌ای از جمله رستم
  4. اساطیر تمثیلی همچون دیو و سیمرغ
  5. معماری ایرانی

 

موسیقی ایرانی

نوشتار اصلی: موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی به گونه‌های گوناگون بازشناخته می‌شود، موسیقی کلاسیک (یا موسیقی اصیل یا ردیف)، موسیقی محلی (نواحی)، موسیقی آیینی و مذهبی. به دلیل از بین رفتن بسیاری از قطعات و آثار تاریخی موسیقی دقیقاً روشن نیست اینگونه موسیقی در طول تاریخ چگونه اجرا می‌شده ولی در دوره معاصر، موسیقی ایرانی هم به صورت تکنوازی (عمدتاً مبتنی بر بداهه نوازی) و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبک‌نواز است، نواخته می‌شود. موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تک‌نوازی نواخته می‌شود، مونوفونیک است، هرچند در تک‌نوازی نیز آکوردها برای آرایه‌بندی به کار می‌روند و در برخی فرم‌ها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود. موسیقی که به گونه گروهی نواخته می‌شود، است و آهنگی که خواننده آماده می‌کند، نوازنده به آسانی آن را بازتاب می‌دهد و کم و بیش آن را دگرگون می‌سازد.

نگارگری ایرانی

نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده می‌شود شامل آثاری از دوره‌های مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی)، تاریخی (جامع التواریخ)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه می‌باشد. اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر آنها نهاد، در لرستان و با حدود هشت تا ده‌هزار سال قدمت به دست آمده، و در دوره تاریخی آنچه را که بتوان نقاشی نامید در دیوارنگاری‌های اشکانی و ساسانی می‌توان دید. با ورود اسلام به ایران، این کشور تا مدت‌ها به دست امویان و عباسیان اداره شد، و از آن پس، با روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان، و آل بویه استقلال از دست رفتهٔ ایرانیان تا حدودی به آنها بازگشت. از این پس، زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی به‌خصوص نگارگری ایرانی فراهم شد.

فرش بافی

نوشتار اصلی: فرش ایرانی

قدیمی‌ترین نمونهٔ فرش ایرانی که یافته شده فرشچه اي است با نقوش اصیل هخامنشی که در گور یخ‌زدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی در درهٔ پازیریک در ۸۰ کیلومتری مغولستان بیرونی پیدا شده و فرش پازیریک نامیده می‌شود. پژوهشگران این فرش را از دست‌بافت‌های پارت‌ها و یا مادها می‌دانند.

فرش ایرانی از دیرباز معروف و مورد استفاده بوده. گزنفون تاریخ‌نگار یونانی در کتاب سیرت کوروش می‌نویسد: «ایرانیان برای این‌که بسترشان نرم باشد

ادبیات پارسی

ادبیات پارسی به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان پارسی نوشته شده باشد. ادبیات پارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر پارسی و دو گونه اصلی در ادب پارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره ادبیات پارسی قرار گرفته‌اند.

آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته‌است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره‌های شناخته شده ادبیات معاصر پارسی در جهان می‌توان به صادق هدایت در داستان و احمد شاملو در شعر اشاره کرد.

معماری در ایران

نوشتار اصلی: معماری ایرانی
 
زیگورات چغازنبیل، از شاهکارهای معماری ایران پیش از اسلام

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از آن دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم پیش −از میلاد می‌رسد. از آن زمان تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، به‌ویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار است، ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

خوشنویسی ایرانی

نوشتار اصلی: خوشنویسی ایرانی

خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی است که در ایران و سرزمین‌های وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت. و نه تنها از مفاخر هنر ایرانی بلکه از مفاخر هنر اسلامی و حتا هنر جهان به شمار می‌رود.

درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد. در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص است.[۱]

سینما

نوشتار اصلی: سینمای ایران

نخستین دوربین فیلم‌برداری در زمان مظفرالدین‌شاه به ایران آمد. نخستین فیلم صدادار پارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد.

ورود نخستین دستگاه ۱۲۷۹ هجری خورشیدی توسط مظفرالدین‌شاه سر آغازی برای سینمای ایران به حساب می‌آید، هر چند ساخت اولین سالن سینمای عمومی تا سال ۱۲۹۱ اتفاق نیفتاد. تا سال ۱۳۰۸ هیچ فیلم ایرانی ساخته نشد و اندک سینماهای تاسیس شده به نمایش فیلم‌های غربی که در مواردی زیر نویس پارسی داشتند می پرداختند. نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال ۱۳۰۹ توسط با فیلمبرداری ساخته شد. فیلم سینمایی ایرانی جدایی نادر از سیمین در سال ۱۳۹۱ برنده جایزه اسکار شد.

ورزش

ورزش اوّل ایران کشتی آزاد است و فوتبال پرطرفدارترین ورزش است.

فوتبال

نوشتار اصلی: فوتبال در ایران

این ورزش پرطرفدار در جهان، پس از کشتی که در ایران از آن با عنوان‌های «ورزش ملی» و «ورزش اول ایران» نام برده می‌شود،[۱۳۳] ورزش دوم است. با این حال بسیاری از فوتبال به عنوان «ورزش اول» و «پرطرفدارترین ورزش ایران» نام می‌برند.[۱۳۴][۱۳۵] فوتبال در زندگی بسیاری از ایرانیان نفوذ کرده‌است. بیش از ۱۲ روزنامه مربوط به فوتبال، روزانه در ایران منتشر می‌شوند و دیدارهای لیگ‌های معتبر اروپایی نیز به صورت زنده از شبکه‌های تلویزیون به صورت رایگان پخش می‌شود.[۱۳۶] تیم ملی فوتبال بزرگسالان مرد ایران در ۴ دورهٔ جام‌جهانی در سال‌های ۱۹۷۸ آرژانتین، ۱۹۹۸ فرانسه، ۲۰۰۶ آلمان و ۲۰۱۴ برزیل شرکت کرده است.

کشتی

نوشتار اصلی: کشتی در ایران

کشتی در ایران یکی از پرطرفدارترین ورزشهاست و ریشه در تاریخ و سنت ایرانی دارد بطوریکه معمولاً به عنوان ورزش ملی ایران از آن یاد می‌شود. این ورزش از دوران باستان در ایران تمرین می‌شده و در میان سبک‌های گوناگون ملی و محلی کشتی پهلوانی فراگیرترین سبک آن بوده‌است. در میان سبک‌های بین‌المللی کشتی نیز کشتی آزاد محبوب‌ترین روش به شمار می‌رود.[۱۳۷] در سال ۱۳۱۸ اولین دوره مسابقات کشتی آزاد قهرمانی کشور در ورزشگاه امجدیه تهران بر‌گزار شد. نخستین باشگاه کشتی هم باشگاه سلیمان خان در سابق بود. اولین تیم کشتی خارجی که وارد ایران شد تیم ترکیه بود که در سال ۱۳۲۶ به ایران آمد.[۱۳۸]

نخستین حضور بین‌المللی کشتی ایران در المپیک ۱۹۴۸ لندن بود که در آنجا به مقام چهارم رسید. اولین حضور تیم ملی کشتی ایران در مسابقات قهرمانی کشتی جهان هم در سال ۱۹۵۱ در هلسینکی فنلاند اتفاق افتاد.[۱۳۹]

والیبال

نوشتار اصلی:

این ورزش یکی از ورزش های محبوب مردم ایران است. والیبال در ایران از سال ۲۰۱۰ با پیشرفت تیم ملی والیبال مردان ایران به عنوان «سومین ورزش پرطرفدار ایران» در سال ۲۰۱۴ تبدیل شد. تیم ملی والیبال مردان ایران تا به حال در ۵ دوره قهرمانی جهان در سال های ۱۹۷۰ بلغارستان، ۱۹۹۸ ژاپن، ۲۰۰۶ ژاپن، ۲۰۱۰ ایتالیا و ۲۰۱۴ لهستان شرکت کرده است و در ۲۰۱۴ لهستان به مقام ۶ام دست یافت. همچنین تیم ملی والیبال مردان ایران در لیگ جهانی ۲۰۱۴ به مقام ۴ام رسید. [۱۴۰]

چوگان

 
یک دختر ایرانی در حال بازی چوگان

بازی چوگان از کهن‌ترین ورزش‌های ایران باستان است. آنچنان که در ادبیات کهن این کشور هم ورود بسیار داشته‌است:

ز چوگان او گوی شد ناپدید

تو گفتی سپهرش همی برکشید. (فردوسی شاعر ایرانی سده چهارم)

چوگان ورزشی تیمی‌است که بازیکنان آن سوار بر اسب، توپ یا گوی را توسط چوب چوگان به طرف دروازه تیم مقابل هدایت می‌کنند، اگر بازی چوگان در فضای باز انجام شود، هر تیم متشکل از چهار نفر است و در صورتی که در سالن سرپوشیده مخصوص چوگان باشد، هر تیم تنها سه بازیکن دارد. بازی در مقاطع زمانی هفت دقیقه‌ای که اصطلاحاً «چوکه» نامیده می‌شوند، انجام می‌گیرد. مدت زمان استاندارد بازی شش چوکه‌است، اما بسته به قوانین مسابقات در برخی از بازی‌ها چهار یا هشت چوکه هم مشاهده می‌شود. در چوگان داخل سالن، چوکه‌ها معمولاً شش دقیقه‌ای هستند[۱۴۱]

ورزش زورخانه‌ای

 
تصویری از یک زورخانه
نوشتار اصلی: ورزش زورخانه‌ای


ورزش زورخانه‌ای که بهورزش باستانی نیز معروف است، نام مجموعه حرکات ورزشی با اسباب و بی اسباب و آداب و رسوم مربوط به آن‌هاست که در محدوده تاریخی و فرهنگی ایران از گذشته‌های دور رواج داشته‌است.

ورزش‌های زورخانه‌ای نام دیگر آئین پهلوانی و از و بنام ایرانیان است. جایی که در آن به ورزش باستانی می‌پردازند زورخانه نام دارد.[۱۴۲]

المپیک

از نخستین حضور رسمی ایران در المپیک در بازی‌های ۱۹۴۸ لندن تا ۲۰۱۲ لندن، ورزشکاران ایرانی موفق شدند تا در مجموع ۶۰ مدال برای کشورشان تصاحب کنند. ۱۵ مدال طلا، ۲۰ مدال نقره و ۲۵ مدال برنز حاصل تلاش ۳۹ ورزشکار ایرانی در ۱۵دوره از بازی‌های تابستانی المپیک است.

اولین ایرانی که در مسابقات المپیک مدال گرفت جعفر سلماسی بود که در المپیک ۱۹۴۸ در وزنه برداری برنز گرفت. امامعلی حبیبی اولین طلایی ایران در تاریخ بازی‌های المپیک بود.[۱۴۳]

پس از پیروزی انقلاب ۵۷ در ایران، دولتمردان انقلابی بازی‌های ۱۹۸۰ مسکو و ۱۹۸۴ لس‌آنجلس را تحریم کردند و در عمل یک نسل از ورزشکاران ایرانی از رقابت در این بازی‌ها محروم شدند.[۱۴۴]

بهترین مقام ایران در المپیک رتبهٔ چهاردهم در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن است.

تیم المپیک ایران در المپیک ۲۰۱۲ لندن بهترین نتیجه خود را با ۴ مدال طلا، ۵ مدال نقره و ۳ مدال برنز حاصل کرد.


:: بازدید از این مطلب : 291
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران