منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 343
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 36

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 9
:: بازدید ماه : 62
:: بازدید سال : 270
:: بازدید کلی : 270
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

آن چند قسم است :


اول :

شیخ طبرسى (رحمة اللّه علیه ) در مکارم الاخلاق از عبدالرحمن بن سیابه روایت کرده است ، که در سالى رفتم به مکه معظه و با خود متاعى برده بودم و آن متاع در آن سال کساد بود و کسى به هم نرسید که بخرد، بعضى از اصحاب ما گفتند: که متاع را به مصر بفرست و به کوفه برمگردان ، و بعضى گفتند: که به یمن بفرست ، پس رفتم به خدمت حضرت امام موسى کاظم (علیه السلام ) بعد از آن که از منى به مکه مراجعت کرده بودیم و احوال خود را عرض کردم و پرسیدم که شما چه مى فرمائید؟
حضرت فرمود که قرعه بزن میان مصر و یمن و تفویض کن امر خود را به خدا و اسم هر شهر که بیرون آید متاع خود را به آنجا بفرست ، گفتم فداى تو شوم چگونه قرعه بزنم ؟
فرمود: که در یک رقعه بنویس بسم اللّه الرحمن الرحیم اللّهمّ انت [انّه لااله خ ل ] اللّه لا اله الاّ انت عالم الغیب و الشّهادة انت العالم و انا المتعلّم ، فانظرلى فى اىّ الامرین خیر لى حتى اتوکّل علیک فیه و اعمل [فاعمل خ ل ] به پس بنویس مصر انشا اللّه .
پس در رقعه دیگر همان دعا را بنویس ، پس بنویس یمن انشا اللّه ، پس در رقعه سوم باز همان دعا را بنویس ، و بعد از آن بنویس یحبس المتاع و لایبعث الى بلد منهما یعنى : حبس کنم متاع را و به هیچ یک از آن دو شهر نفرستم ، پس رقعه ها را جمع کن و به یکى از برادران مؤ من خود بده که در جائى پنهان کند از تو، پس دست خود را در آنجا داخل کن و هر یک از آن رقعه ها که به دستت مى آید بیرون بیاور و بر خدا توکل کن ، و به آنچه در آن رقعه هست ، عمل کن که انشا اللّه خیر تو در آن است .


:: بازدید از این مطلب : 183
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

 

شیخ شهید(ره ) در ذِکْرى فرموده و از جمله استخاره ها استخاره به عدد است و این مشهور نبوده در عصرهاى گذشته پیش از زمان سیّد کبیر عابد رضىّالدّین محمّد بن محمّد الاوِّىِ الحسینى مجاور مشهد غروىّ رضى اللَّه عَنْهُ وما روایت مى کنیم این استخاره را با جمیع مرویّات او را از جماعتى از مشایخ خودمان از شیخ کبیر فاضل جمال الدّین بن المطهّر از والدش رضى اللَّه عَنْهُما از سیّد رضى الدین مذکور از حضرت صاحب الامر عَلَیْهِ الصَّلوة وَالسَّلامُ مى خوانى فاتحه را ده مرتبه و اقلّش سه مرتبه و کمتر از آن یک مرتبه پس مى خوانى سوره قدر را ده مرتبه پس مى خوانى این دعا را سه مرتبه :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَخیرُکَ لِعِلْمِکَ بِعاقِبَةِ الاُْمُورِ وَ اَسْتَشیرُکَ

خدایا من خیرجویى کنم از تو به خاطر دانشت به سرانجام کارها و با تو مشورت کنم

لِحُسْنِ ظَنّى بِکَ فِى الْمَاْمُولِ وَالْمَحْذُورِ اَللّهُمَّ اِنْ کانَ الاَْمْرُ الْفُلانى مِمّا

به خاطر خوش گمانیم به تو در آنچه مورد آرزو و بیم است خدایا اگر فلان کار از آنهایى است که

قَدْنیطَتْ بِالْبَرَکَةِ اَعْجازُهُ وَ بَوادیهِ وَ حُفَّتْ بِالْکَرامَةِ اَیّامُهُ وَ لَیالیهِ فَخِرْلى

انجام و آغازش به برکت بسته شده و روز و شبش سرتاسر کرامت است پس بَرگزین برایم

اَللّهُمَّ فیهِ خِیَرَةً تَرُدُّ شُمُوسَهُ ذَلُولاً وَ تَقْعَضُ اَیّامَهُ سُرُوراً اَللّهُمَّ اِمّا اَمْرٌ

خدایا آن خیرى را که چموشش رام و روزگارش شادمان گردد خدایا اگر دستور است

فَاَئْتَمِرُ وَ اِمّا نَهْىٌ فَاَنْتَهى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَخیرُکَ بِرَحْمَتِکَ خِیَرَةً فى عافِیَةٍ

انجام دهم و اگر قدغن است خوددارى کنم خدایا خیرجویى کنم به رحمت تو خیرى را در تندرستى

پس مى گیرى یک قبضه از تسبیح را و نیّت مى گیرى حاجت را اگر عدد آن قبضه جفت است پس آن اِفْعَلْ است یعنى بجا آور و اگر طاق است لاتَفْعَلْ است یعنى مکن آن کار را یا بعکس یعنى طاق خوب است و جفت بد و این بسته است به قصد استخاره کننده فقیر گوید: تَقْعَضُ بِضاد معجمه است به معنى تَرُدُّ وَ تَعْطُفُ و ما در باب نمازها استخاره ذات الرّقاع و بعضى از اقسام استخاره و ساعات آن را ذکر کردیم بدانجا رجوع شود


:: بازدید از این مطلب : 197
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

استخاره را عموما به چند طریق انجام می دهند که هرکدام پشتوانه روایی معتبری دارند و در سنت مورد  استفاده قرار می گرفتند که هم می توانند برای خود و هم برای دیگری مورد استفاده قرار بگیرند.
 


:: بازدید از این مطلب : 190
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

استخاره برای ازدواج

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

 

یکی از مواردی که شاید بیشترین اشتراک را بین مردم برای استخاره کردن دارد ازدواج است که حداقل یکی از طرفین را درگیر خود می کند. استخاره برای ازدواج و حدود و شرایط آن نیز بالتبع جزو سوالات رایج از دفاتر مراجع تقلید است که سوال ذیل یکی از همین سوالات است و پاسخ پنج تن از مراجع در این زمینه ارائه می شود:
 

سوال: آیا برای ازدواج می توان استخاره نمود؟ شرایط آن چیست؟ عمل به استخاره در این نوع موارد واجب است؟

 


 حضرت آیت الله العظمی خامنه ای:

سعى کنید براى انجام کارهاى خود ابتدا تأمّل و دقّت کند و با فکر کردن راه حل مناسب را پیدا کنید و چنانچه از این طریق به نتیجه نرسیدید، با انجام مشورت خود را از تحیّر خارج کنید و اگر از طریق مشاوره با اهل فنّ و خبره در آن مورد نیز به نتیجه نرسیدید و همچنان بر تحیّر باقى ماندید، نوبت به استخاره مى‌رسد؛ در هر صورت الزام شرعى در عمل به استخاره وجود ندارد ولى بهتر است بر خلاف آن عمل نشود. 

آیت الله سیستانی:

اشکال ندارد و واجب نیست . عمل به آن نیز واجب نیست.

آیت الله مکارم شیرازی:

استخاره نوعی مشورت با خداوند است، بدین معنی که اگر انسان در انجام یا ترک کاری مردّد شود ابتدا در اطراف آن فکر و اندیشه می کند اگر به نتیجه ای رسید طبق آن عمل می کند و گرنه با افراد کاردان و با تجربه و آگاه در مورد آن مشورت می کند اگر به نتیجه رسید طبق آن عمل می کند در غیر این صورت از طریق استخاره با خداوند مشورت نموده و مطابق آن عمل می نماید. عمل به استخاره واجب نیست، ولی حتّی الامکان مخالفت نشود. مگر این که مدّت قابل ملاحظه ای تأخیر بیندازد و بعد اقدام کند.

آیت الله علوی گرگانی:

برای ازدواج و امثال آن در صورتی میتوان استخاره کرد که مشورت و تحقیق انجام گیرد و همچنان دچار تردید باشید و در این صورت استخاره مانعی ندارد و عمل به استخاره وجوب اخلاقی دارد یعنی اگر عمل نکند و ضرر کند خود او مقصر است البته اگر قصد اهانت و بی توجهی به استخاره را داشته باشد گناه کرده است. 

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی:

برای ازدواج می توان استخاره نمود و تفصیل آن در کتب مختصه ذکر شده است و مخالفت با استخاره ممکن است موجب پشیمانی شود.


:: بازدید از این مطلب : 155
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

استخاره برای ازدواج

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۵۸ ب.ظ

 

یکی از مواردی که شاید بیشترین اشتراک را بین مردم برای استخاره کردن دارد ازدواج است که حداقل یکی از طرفین را درگیر خود می کند. استخاره برای ازدواج و حدود و شرایط آن نیز بالتبع جزو سوالات رایج از دفاتر مراجع تقلید است که سوال ذیل یکی از همین سوالات است و پاسخ پنج تن از مراجع در این زمینه ارائه می شود:
 

سوال: آیا برای ازدواج می توان استخاره نمود؟ شرایط آن چیست؟ عمل به استخاره در این نوع موارد واجب است؟

 


 حضرت آیت الله العظمی خامنه ای:

سعى کنید براى انجام کارهاى خود ابتدا تأمّل و دقّت کند و با فکر کردن راه حل مناسب را پیدا کنید و چنانچه از این طریق به نتیجه نرسیدید، با انجام مشورت خود را از تحیّر خارج کنید و اگر از طریق مشاوره با اهل فنّ و خبره در آن مورد نیز به نتیجه نرسیدید و همچنان بر تحیّر باقى ماندید، نوبت به استخاره مى‌رسد؛ در هر صورت الزام شرعى در عمل به استخاره وجود ندارد ولى بهتر است بر خلاف آن عمل نشود. 

آیت الله سیستانی:

اشکال ندارد و واجب نیست . عمل به آن نیز واجب نیست.

آیت الله مکارم شیرازی:

استخاره نوعی مشورت با خداوند است، بدین معنی که اگر انسان در انجام یا ترک کاری مردّد شود ابتدا در اطراف آن فکر و اندیشه می کند اگر به نتیجه ای رسید طبق آن عمل می کند و گرنه با افراد کاردان و با تجربه و آگاه در مورد آن مشورت می کند اگر به نتیجه رسید طبق آن عمل می کند در غیر این صورت از طریق استخاره با خداوند مشورت نموده و مطابق آن عمل می نماید. عمل به استخاره واجب نیست، ولی حتّی الامکان مخالفت نشود. مگر این که مدّت قابل ملاحظه ای تأخیر بیندازد و بعد اقدام کند.

آیت الله علوی گرگانی:

برای ازدواج و امثال آن در صورتی میتوان استخاره کرد که مشورت و تحقیق انجام گیرد و همچنان دچار تردید باشید و در این صورت استخاره مانعی ندارد و عمل به استخاره وجوب اخلاقی دارد یعنی اگر عمل نکند و ضرر کند خود او مقصر است البته اگر قصد اهانت و بی توجهی به استخاره را داشته باشد گناه کرده است. 

آیت الله سید محمد حسینی شاهرودی:

برای ازدواج می توان استخاره نمود و تفصیل آن در کتب مختصه ذکر شده است و مخالفت با استخاره ممکن است موجب پشیمانی شود.


:: بازدید از این مطلب : 195
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

استخاره به قرآن

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۱، ۰۵:۳۱ ب.ظ

 

 

 

 

 

 

 

کیفیت استخاره به قرآن در ساعاتى از ایّام هفته

بدانکه ما در باب ششم بعضى از استخارات را ذکر خواهیم کرد و بدان نیز که مرحوم محدّث کاشانى در تقویم المحسنین براى استخاره به قرآن مجید در ایّام هفته ساعاتى نقل کرده و گفته اختیار این مطلب بنابر مشهور است و اگر چه یافت نشده بر آن حدیثى از اهل بیت علیهم السلام پس گفته روز یکشنبه نیک است تا ظهر پس از عصر تا مغرب روز دوشنبه نیکست تا طلوع شمس پس از ناهار تا ظهر و از عصر تا عشاء آخر روز سه شنبه نیکست از اوّل وقت ناهار تا ظهر پس از عصر تا عشاء آخر روز چهارشنبه نیکست تا ظهر پس از عصر تا عشاء آخر روز پنجشنبه نیکست تا طلوع آفتاب پس از ظهر تا عشاء آخر روز جمعه نیکست تا طلوع آفتاب پس از زوال تا عصر روز شنبه نیکست تا وقت ناهار پس از زوال تا عصر و این جدول ماءخوذ است از مدخل منظوم محقّق طوسى طاب ثراه .

تفاءل به قرآن

سید بن طاوس ازدعوات خطیب مستغفرى نقل کرده که او از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل کرده که فرمود هرگاه خواستى تفاءّل بزنى به کتاب اللَّه عزّوجلّ پس بخوان سوره اخلاص سه مرتبه پس صلوات بفرست بر پیغمبر و آل آن حضرت سه مرتبه پس بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى تَفَاءَّلْتُ بِکِتابِکَ وَ

خدایا من تفاءل زدم به کتاب تو و

تَوَکَّلْتُ عَلَیْکَ فَاَرِنى مِنْ کِتابِکَ ما هُوَ مَکْتُومٌ مِنْ سِرِّکَ الْمَکْنُونِ فى غَیْبِکَ

بر تو توکل کردم به من بنما از کتاب خود آنچه را پنهان است از راز نهان در غیب تو

پس باز کن جامع را یعنى قرآنى که جامع تمام سُورَ آیات باشد و بگیر فال را از خطّ اوّل از جانب اوّل بدون آنکه بشمرى اوراق و سطور

 

استخاره به قرآن

بدانکه علاّمه مجلسى از بعض مؤ لّفات اصحاب از خطّ شیخ یوسف قطیفى نقل کرده و او از خطّ آیة اللَّه علامه که روایت شده از حضرت صادق علیه السلام که فرمود هرگاه اراده کردى که استخاره کنى از کتاب عزیز بگو بعد از بسمله :

اِنْ کانَ فى قَضائِکَ وَقَدَرِکَ اَنْتَمُنَّ عَلى شیعَةِ آلِمُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ بِفَرَجِ

اگر در قضا و قدر تو است که منّت نهى بر شیعیان آل محمّد علیهم السلام به ظهور

وَلِیِّکَ وَ حُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ فَاَخْرِجْ اِلَیْنا آیَةً مِنْ کِتابِکَ نَسْتَدِّلُ بِها عَلى ذلِکَ

ولىّ و حجّتت بر خلق خود پس برون آر براى ما آیه اى از کتاب خود که بدان راه یابیم بر این کار

 

پس مى گشائى مصحف شریف را و مى شمرى شش ورق و از ورق هفتم مى شمرى شش سطر و نظر مى کنى در آن و مطلب را از آن بیرون مى آورى

  • ش

:: بازدید از این مطلب : 155
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
سه‌شنبه 22 مهر 1393

شرایط استخاره

سه شنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۱، ۰۳:۱۱ ب.ظ

 

اگرچه استخاره کردن شرط خاصی خاصی ندارد و در بیشتر اموری که مترتب می شود استخاره کردن جایز است و مختص شرایط خاصی نیست اما محدودیت هایی در موراردی که می توان برای آنها استخاره نمود وجود دارد که بشرح ذیل ارائه می شود. البته این محدودیت ها محدود شرعی نیستند اما برای حفظ کارکرد مناسب استخاره دانستن آنها لازم است. 

 

1. استخاره در مورد مسائلی که شرع مقدّس در خصوص انجام و یا عدم انجام آنها امر و نهی دارد، هیچ وجهی ندارد.

به عنوان مثال، شخص نمی‌تواند در مورد احکام عملی خود، استخاره کند، مثلاً استخاره کند که وضو را چگونه بگیرد؟ و یا غیبت کسی را بکند یا نه؟ و یا حتّی در مورد انجام دادن مکروهات نیز استخاره کردن معنا ندارد. مثلاً استخاره کند که به هنگام ورود به مسجد، اوّل پای چپ خود را بگذارد یا پای راست را؟


2. استخاره کردن در خصوص مسایل بی‌اهمیّت و پیش‌ پا افتاده که ارزش استخاره را ندارد، صحیح نیست. برخی از افراد برای هر کاری استخاره می‌کنند؛ در حالی که استخاره در مورد کارهای مهمّی است که واقعاً تصمیم گرفتن در باره آنها دشوار شده است     .


3. انسان در کارهایی که می‌تواند از طریق شرع،‌ عقل، تجربه، مشورت و یا استفاده از علوم پذیرفته شده بشری تشخیص دهد که آن کار خیر است یا شرّ، نیاز به استخاره ندارد، و در غیر آن در خصوص هر کار مهمّی می‌تواند استخاره کند.


4. استخاره جهت پذیرفتن یافته‌های قطعی علوم طبیعی و تجربی بشر که مورد پذیرش تمام عقلا و اهل فنّ واقع شده، جایی ندارد. مثلاً استخاره کسی که مریض شده و تمام پزشکان می‌گویند باید برای درمان آن فلان کار را بکند، و یا نسخه‌ای خاص را به او تجویز می‌کنند، صحیح نیست.

 

5.  تردید در استخاره و تکرار آن برای رسیدن به نتیجه ای که خودش می خواهد، موجب بی‌اعتبار شدن استخاره می‌شود و تکرار استخاره تنها در حالتی مجاز است که مدت قابل توجهی از استخاره اول گذشته باشد و یا شرایط موثر بر نیت استخاره کننده تغییر کند. مثلا در موردی که شخصی بین انجام دادن یا ترک یک فعلی متحیر است اما یکی از این دو را بر دیگری ترجیح بدهد اگر استخاره کند و جواب استخاره اش با ترجیح او یکی نشود نباید  استخارهخود را تکرار کند. البته می تواند به استخاره عمل نکند  و عمل نکردن به استخاره  منع شرعی ندارد . لیکن  این کار صحیح نیست و اخلاقا مذموم است که کسی با خدا مشورت نماید و خلاف آن را انجام بدهد.

 

6.  استخاره‌کننده باید بداند که استخاره فقط مختصّ مقام تردید و حیرت است، آن هم تردیدی که مکلّف، با تکیه بر مشورت و تجربه و استفاده از آموزه‌های شرعی و عقلانی یا تجربی نمی‌تواند تردید خود را رفع نماید و به نتیجه‌ای قطعی برسد. بنابراین، استخاره‌کننده نمی‌تواند در خصوص هر تصمیمی که می‌خواهد بگیرد، بلافاصله و بدون تعقّل و تفکر دست به استخاره زده و از وظیفه خود در خصوص قوّه تعقّل و تفکّر و مشورت با دیگران و موعظه‌پذیری هیچ بهره‌ای نبرد و در واقع بخواهد تمام امور خود را با استخاره پیش ببرد.

 

7. استخاره هر کس، تنها در مورد آن بخش از کار که مربوط به خود او می‌شود، ارزش و اعتبار دارد و کسی حق ندارد حاصل استخاره خود را بر دیگران تحمیل کند  و یا برای کس دیگری بدون اینکه خودش بخواهد استخاره نماید و نیت استخاره باید توسط کسی انجام شود که قرار است فاعل یک فعلی باشد


:: بازدید از این مطلب : 162
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
شنبه 19 مهر 1393
 
روابط  نامشروع دختر و پسر و عواقب آن از ديدگاه پیامبر: هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود.

 

 

عاقبت روابط نامشروع در کلام رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم

 

 

 

 

در هر خیابان و پارکی نگاه کنی یک دختر و پسر دست همدیگر را گرفته و در حال عبور و مرور هستند هر چقدر هم خوشبین باشیم باز یک جای سؤال باقی میماند که : اینها که سنشان به ازدواج نمی خورد و به طور معمول خواهران و برادران هم چنین صمیمانه تمام مدت دست در دست هم نیستند تمام طول مسیر ، پس این ها چه نسبیتی با هم دارند؟یا زیبنده یک جامعه مسلمان است که این چنین راحت حکمی صریح از دین نادیده گرفته شود ؟

با هیچ زبانی نمیشود به جوانان عزیز گفت که کارشان درست نیست چون توجیهات زیادی برای این رابطه تراشیده شده و کلا به گونه ای آن را پذیرفته و منطقی میدانند و نبودش را غیر ممکن میدانند خوب در این مقاله چند سخن گهربار از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می آوریم باشد که از پیامبر حرف شنوی داشته باشیم و کمی در کار خود تأمل کنیم . بدون پیش داوری  این ها نه حرف ستاد امر به معروف است و نه اداره منکرات حرف کسی است که خداوند به جان شریفش سوگند میخورد و او راستگو ترین راستگویان است .

باید این نکته را افزود که این دوستی های نامشروع سبب حرص و ولع و از بین رفتن حجب و حیاء در بقیه جوانان می گردد. وقتی جوانی دید جوانان دیگر به راحتی با دختر یا دخترانی دوست می شوند، و یا دختری دید دختران مثل او، با پسران ارتباط برقرار می کنند، پیش خود فکر می کند، گویا برای این کارها مانعی پیش پای او نیست. لذا اگر چه دختر و پسری باشند که چندان تمایل به ارتباط نامشروع ندارند، اما به خاطر عدم نبودن تقوای بالا و نداشتن  شناخت درستی از دین و برخوردار نبودن از معارف بلند دینی و از طرفی وسوسه شیطان، همه اینها دست به دست هم می دهند، زمینه را برای ورود اکثر جوانان به این باتلاق متعفن فراهم می سازند.

وقتی در بین اکثر جوانان جامعه روابط نامشروع رواج یافت، زندگی برای افراد سالم و متدین و کسانی که پایبند به دین و مذهبی هستند، مشکل خواهد بود. در حقیقت چنین جامعه ای به مرضی مبتلا شده که درمان آن بسیار سخت و یا غیر قابل علاج می گردد. همان گونه که اکثر جوامع غربی و برخی کشورهای اسلامی از این روابط نامشروع به ستوه آمدند و دائم در صدد درمان آن می باشند، که متاسفانه به خاطر دوری از دین و معنویت موفق نشده اند. و تنها راه درمان، بازگشت به دین و هویت و اصالت فرهنگی می باشد. اکنون به روایاتی در این مورد توجه فرمایید:

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:

«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا کانت المعاینة واللقاء کان الدّاء الّذی لا دواء له».

بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت. 1

همچنین آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: « ایاک و الخلوة بالنساء و الذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهما و لان بزحم رجل خنزبراً منلطخاً بطین و حماة خبر له من ان یزحم منکئه امراة لا نجلّ له ».

از خلوت کردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی کند. مگر اینکه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوکی آلوده به کثافت و لجن باشد و به انسان برخورد کند بهتر است از آنکه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد کند. 2

و نیز آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: « لان یطعن فی راس احدکم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له ». اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یکی از شما فرود آید، بهتر از آن است که زنی را که نامحرم است لمس کند. 3

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم  درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاکه امراة لا یملک ها حبس به کل کلمة کلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاکهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها کان علی الرّجل وزره ووزرها».

هر کس با زنی نامحرم شوخی کند برای هر کلمه که با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می کنند. و آن زن اگر با رضایت، خود را در اختیار مرد قرار دهد و مرد او را در آغوش گیرد یا ببوسد یا تماسی برقرار سازد یا با وی بخندد و منجر به عمل خلاف شود، این زن هم مثل مرد گناهکار است و عذابش مثل اوست. ولی اگر زن راضی نبوده و مرد به زور مرتکب این عمل زشت شد، گناه هر دو بر گردن مرد خواهد بود. 4

حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم فرمود: از خلوت کردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی که جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی کند. مگر اینکه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوکی آلوده به کثافت و لجن باشد و به انسان برخورد کن بهتر است از آنکه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد کند

حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم در مورد دست دادن با زن نامحرم فرمود:

«من صافح امراة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یومر به الی النّار».

هر کس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود، سپس امر می شود تا او را به آتش ببرند. 5

حضرت علی علیه السلام در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

« عباد الله! اعلموا... محادثة النّساء تدعوا الی البلاء و بزبغ القلوب. و الرّمق لهنّ یخطف نور ابصار القلوب و لمح العبون مصائد الشّیطان ».

ای بندگان خدا! بدانید که... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه کردن از حیله و دام های شیطان است. 6

(منظور از با گوشه چشم آن است که شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می کند و می گوید: یک لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! که همین کار باعث نگاه های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:

« ایاک و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها ».

از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینکه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می کند. 7

خوب اکنون کدامیک از شما دوست دارد به خاطر شوخی و لذتی زودگذر آخرت خود را نابود کند جوانانی که این قبیل روابط را داشته اند و بعدا صدمه هایی از همان محبوب و معشوق خود می بینند صدها بار در دل آرزو می کنند که  ای کاش هرگز وارد این روابط نمی شدند که از یک طرف ترک آن حتی بعد از ازدواج برایش سخت باشد و هم اینکه لذت پاک بودن را مثل کسانی که وارد این گود نشده اند از دست داده اند هر چند توبه کنند توبه اگر واقعی باشد مجازات اخروی آن را از بین می برد اما اثر وضعی آن گناه خو د را نشان خواهد داد مثل یک اثر سوختگی روی پوست که با درمان سوزش آن از بین میرود و حس نمیشود اما ردش بر روی پوست باقی میماند بالاخره باید فرقی بین آن هایی که  گناه می کنند و آن هایی که خویشتن داری میکنند باشد یا نه ؟ پاک ماندن هنر است و والا گناه کردن که کاری ندارد


:: بازدید از این مطلب : 159
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
شنبه 19 مهر 1393

گناه دوستی دختر و پسر در روایات

 


 

در اطرافم می بینم که دختران و پسرانی هستند که با هم دوستند آیا کار این ها گناه نیست؟ آیا در روایات اشاره ای به این قبیل دوستی ها و عاقبت آن شده است ؟

 


 

دوستی خیابانی-دختر و پسر

 

پاسخ :‌

اولاًاسلام دوستى با نامحرم را منع كرده و فرموده است: با زنان یا دختران دوست نشوید. دوم اینكه، این دوستى، مى‏تواند تبدیل به دامى براى خود شما گردد و ما حق نداریم خودمان را با دست خودمان، به هلاكت اندازیم: «لا تُلْقُوا بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»(بقره (2)، آیه 195. )

 ارتباط زن و مرد نامحرم بسیار حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است. روزى از عالم بزرگ مقدس اردبیلى پرسیدند: آقا اگر شما با یك زن نامحرم در یك اتاق قرار بگیرید، چه مى‏كنید؟ او فرمود: به خدا پناه مى‏برم!! على‏رغم اینكه او یكى از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود، قرار گرفتن در چنین شرایطى را براى خود خطرناك دید. علت اینكه اسلام حتى قرار گرفتن زیر یك سقف و در یك جاى تنها با زن نامحرم را - اگر احتمال گناه داده شود - حرام مى‏داند و اگر احتمال گناه نباشد، مكروه مى‏شمارد؛ نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، و راهى خطرناك است.

قرآن كریم در دو جا، یكی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید: با دخترانی كه روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نكنید.

«...فانكحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان...؛آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید (به شرط آنكه) پاكدامن باشند و زناكار و دوست گیران پنهانی نباشند.» در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می كند و می فرماید: «شما با زنان پاكدامن مسلمان ازدواج كنید و خود نیز پاكدامن باشید نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید.»

آیات مذكور در حقیقت تأكید دارد كه خداوند مى خواهد با رعایت مقررات و قوانین از طرف انسان ها ، جهت مثبتى به هدایت انسان ها بدهد و آن ها را آگاه كند كه به غرائز و خواسته هاى خود به صورت مشروع و قانونى پاسخ دهند، زیرا بى بند و بارى و در قید و بند مقررات نبودن باعث هرج و مرج، فساد، گناه و نابودى مى شود. خداوند متعال بهتر از هر كسى به مصلحت و منفعت انسان ها آگاه است، و سنت ها و قوانینى كه قرار داده باعث نجات و سعادت بشر است.

در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« ایاك و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها؛ از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینكه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می كند

 

خداوند متعال تأكید مى كند كه خداوند به وسیله سنن و وضع احكام مى خواهد ، نعمت ها و بركاتى كه بر اثر آلودگى به شهوات از انسان ها قطع شده ، به آن ها برگرداند; ولى شهوت پرستانى كه در امواج گناهان غرق هستند ، مى خواهند انسان ها را از راه سعادت منحرف سازند و همانند خود آلوده و فاسد كنند .

آزادى هاى بى قید و بند و توأم با آلودگى ، نكبت ، انحطاط و . . . سرابى بیش نیست ، و نتیجه آن انحراف بزرگ از مسیر خوشبختى و تكامل انسانى و گرفتار شدن در بیراهه ها و پرتگاه ها و تنزل به مقام حیوانیت است و بنیان خانواده ها را تحریف و سرچشمه جنایات ، ناهنجارى ها ، انواع بیمارى هاى جنسى و آمیزشى و ناراحتى هاى روانى و . . . مى باشد .

داشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس‏هاى تلفنى و مخفیانه و... عواقب روانى و اجتماعى بسیار خطرناكى در پى دارد كه متأسفانه بیشترین آسیب، نصیب دختران مى‏شود.

روابط نامشروع دختر و پسر و عواقب آن از دیدگاه پیامبر: هر كس با زنی نامحرم شوخی كند برای هر كلمه كه با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می كنند.

با هیچ زبانی نمی شود به برخی گفت كه كارشان درست نیست چون توجیهات زیادی برای این رابطه تراشیده شده و كلا به گونه ای آن را پذیرفته و منطقی میدانند و نبودش را غیر ممكن میدانند خوب در این مقاله چند سخن گهربار از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله می آوریم باشد كه از پیامبر حرف شنوی داشته باشیم و كمی در كار خود تأمل كنیم .

باید این نكته را افزود كه این دوستی های نامشروع سبب حرص و ولع و از بین رفتن حجب و حیاء در بقیه جوانان می گردد. وقتی جوانی دید جوانان دیگر به راحتی با دختر یا دخترانی دوست می شوند، و یا دختری دید دختران مثل او، با پسران ارتباط برقرار می كنند، پیش خود فكر می كند، گویا برای این كارها مانعی پیش پای او نیست.

اكنون به روایاتی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) در این مورد توجه فرمایید:

- درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا كانت المعاینة واللقاء كان الدّاء الّذی لا دواء له؛بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد كنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی كه آنان رو در روی یكدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد كه درمان نخواهد داشت. »1

ناراحت گناه دریا

 

- حضرت (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: « ایاك و الخلوة بالنساء و الذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهما و لان بزحم رجل خنزبراً منلطخاً بطین و حماة خبر له من ان یزحم منكئه امراة لا نجلّ له؛از خلوت كردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی كه جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی كند. مگر اینكه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوكی آلوده به كثافت و لجن باشد و به انسان برخورد كند بهتر است از آنكه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد كند. 2

_ حضرت (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: « لان یطعن فی راس احدكم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له ؛اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یكی از شما فرود آید، بهتر از آن است كه زنی را كه نامحرم است لمس كند.» 3

- درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاكه امراة لا یملك ها حبس به كل كلمة كلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاكهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها كان علی الرّجل وزره ووزرها؛هر كس با زنی نامحرم شوخی كند برای هر كلمه كه با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می كنند.» 4

- در مورد دست دادن با زن نامحرم فرمودند: «من صافح امراة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یومر به الی النّار؛‌هر كس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود، سپس امر می شود تا او را به آتش ببرند. 5

- در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« ایاك و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها؛از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینكه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می كند.» 6

ارتباط زن و مرد نامحرم بسیار حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است. روزى از عالم بزرگ مقدس اردبیلى پرسیدند: آقا اگر شما با یك زن نامحرم در یك اتاق قرار بگیرید، چه مى‏كنید؟ او فرمود: به خدا پناه مى‏برم!! على‏رغم اینكه او یكى از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود، قرار گرفتن در چنین شرایطى را براى خود خطرناك دید. علت اینكه اسلام حتى قرار گرفتن زیر یك سقف و در یك جاى تنها با زن نامحرم را - اگر احتمال گناه داده شود - حرام مى‏داند و اگر احتمال گناه نباشد، مكروه مى‏شمارد؛ نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، و راهى خطرناك است

 

حضرت علی (علیه السلام) در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« عباد الله! اعلموا... محادثة النّساء تدعوا الی البلاء و بزبغ القلوب. و الرّمق لهنّ یخطف نور ابصار القلوب و لمح العبون مصائد الشّیطان؛ ای بندگان خدا! بدانید كه... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه كردن از حیله و دام های شیطان است.» 7

(منظور از با گوشه چشم آن است كه شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می كند و می گوید: یك لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! كه همین كار باعث نگاه های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

دوست عزیز؛‌ با توجه به احادیث كاملا روشن است كه مكالمه چه تلفنی و چه حضوری در صورتی كه از روی ضرورت نباشد و رابطه دوستی و آمیخته با شهوت باشد، قطعا حرام بوده و گناه است.

خوب اكنون چه كسی دوست دارد به خاطر شوخی و لذتی زودگذر آخرت خود را نابود كند جوانانی كه این قبیل روابط را داشته اند و بعدا صدمه هایی از همان محبوب و معشوق خود می بینند صدها بار در دل آرزو می كنند كه ای كاش هرگز وارد این روابط نمی شدند .

بنابراین لذت آنها زودگذر و باعث پشیمانی است اما لذت كسی كه خود را پاك نگاه می دارد و احساس می كند خدای متعال از او راضی است پایدار است و هرگز باعث پشیمانی نخواهد بود.

 


:: بازدید از این مطلب : 174
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : avpl
شنبه 19 مهر 1393

روابط دختر و پسر در روایات)

آيا حديثي مبني بر حرام بودن روابط دختر و پسر هست؟

روايات متعددي در زمينه حرمت نظر به زنان وهمچنين پيرامون خلوت کردن با آنان وارد شده است ورابطه داشتن بادختر خالي از اين دوموضوع نيست .

وسایل الشیعه ج14ص133و138
در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است
 1- ديدگاه افراطي ( رویکرد لیبرالیستی) : در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است  به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است. فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد. راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم.»

 (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68)
2- ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد. اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است. برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند. در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.»

(کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)
 3- ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است. ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.
بنابراين، توصيه اكيد ما اين است كه:
اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏كند حتّى الامكان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متكبّرانه داشته باشند نه رفتارى صميمانه. اينكه در احكام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مكروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريك كند و يك اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلاً صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتى براى او دارد.
ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهى منجر نشود، اشكالى ندارد. بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشكالى ندارد. امّا با اين حال، حتى‏الامكان لازم است در كلاس‏ها به گونه‏اى باشند كه كمترين اختلاط پديد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است

. «بل الانسان على نفسه بصيره؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست»،; (قيامت ، آيه 14).
روابط بين زن و مرد چند صورت دارد:

 1- رابطه زن و شوهري، 2- رابطه علمي، 3- رابطه حرفه اي و شغلي،

-4
رابطه دوستانه.
الف - رابطه زن و شوهري:
اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازين شرعي و عقد رسمي تحقق پيدا مي کند مورد تأکيد قرار داده و ده ها آيه و صدها روايت از معصوم در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويي شاهد بر مدعاست و مهمترين کانون و نهاد اجتماعي خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل مي گيرد بنابراين از نظر اسلام اين نوع رابطه اجتماعي مشروع و مورد تأکيد است و زن و مرد هر دو در شکل گيري آن سهيم اند.
ب - رابطه علمي بين زن و مرد:
اين نوع رابطه با حفظ موازين شرعي و رعايت حدود الهي از ناحيه زن و مرد مجاز است و بهترين مصداق بارز آن رابطه بين استاد و شاگرد است اعم از اين که استاد زن باشد و شاگرد مرد، يا شاگرد زن باشد و استاد مرد. آنچه مهم است رعايت موازين شرعي است، اگر احکام الهي مراعات شود اين نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأکيد اسلام است و اگر حدود الهي مراعات نشود و حريم هاي بين محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از اين رابطه ناخشنود است و آن را نهي مي کند زيرا به ضرر زن و مردم و جامعه است.
ج - رابطه شغلي و حرفه اي:
فعاليت هاي شغلي موجود در جامعه به سه دسته تقسيم مي شود:

 1- شغل هايي که الزاما به عهده زنان است و با وجود زنان مردان جايز نيست آن شغل هايي را انتخاب کنند مثل شغل مامايي و کارهايي که جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد اسلام تأکيد دارد که شغل هاي حساس و مهمي که مربوط به بانوان مي شود خودشان به عهده گيرند. طبعا نوع رابطه شغلي در اينجا بين زنان است و مردان حق ورود به اين مشاغل را ندارند مگر در شرايط ضروري.

 2- شغل هايي که به مردان اختصاص دارد مثل کارهاي شاق و سختي که با فيزيک بدن زن و روحيات او سازگار نيست طبعا پذيرفتن کارهاي شاق و طاقت فرسا که براي زن يا جنين او در شکم ضرر داشته باشد جايز نيست.

 3- شغل هايي که مشترک بين زنان و مردان است که اکثر موارد و بيشتر کارها تقريبا بين زن و مرد مشترک است. در اينگونه کارها اگر زن و مرد ضوابط شرعي را رعايت کنند و مرتکب عمل حرامي نشوند مي توانند هم زنان و هم مردان مشارکت فعال داشته باشند مانند بسياري از کارها از جمله نمايندگي مجلس، معلمي و صدها کار ديگر
د - رابطه دوستي بين دختر و پسر
اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستي بين دختر و پسر و اينگونه روابط نهي کرده است زيرا عفت عمومي جامعه با اينگونه روابط آسيب جدي مي بيند پايه هاي ازدواج و خانواده سست مي شود و صدها مفسده اخلاقي براي دختر و پسر و جامعه دارد. بدون ترديد اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهي کرده اند اينطور نيست که اين نهي کلي و مطلق باشد بلکه سيره عملي آنها به اين امر مطلق تخصيص مي زند و نشان مي دهد که منظور ائمه اين نيست که زنان مطلقا نبايد در امور اجتماعي مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها اين است که زنان اولا، بدون دليل موجه نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند. ثانيا، در صورت لزوم بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نيست چه اين که مفسده هاي زيادي مي تواند داشته باشد
نکته ديگري که بايد به آن توجه نمود اين است که اجتماعي بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعي مستلزم حضور بي رويه و بدون دليل در ميان مردان نيست بلکه خود زنان مي توانند تشکل هاي اجتماعي - فرهنگي داشته باشند و در اين تشکل ها حضور فعال در زمينه هاي گوناگون داشته باشند. بنابراين اسلام از حضور و مشارکت زنان در مسائل اجتماعي نهي نمي کند و صرفا ضوابط و قوانين و حدود اين حضور را مشخص مي نمايد و اين به خاطر مصونيت زنان از آسيب هاي اجتماعي است و از سوي ديگر به خاطر مصون ماندن جامعه از آسيب هايي است که از ناحيه زنان و مردان فرصت طلب به وجود مي آيد بنابراين هيچ تناقضي بين آموزه هاي ديني وجود ندارد بلکه همه آنها هماهنگ با يکديگر و متناسب با نياز جامعه انساني است.
در ادامه گفتني است: نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا كرد. آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. «دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند. شما خوب مى‏دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مى‏باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسه‏هاى شيطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسيارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است.بل الانسان على نفسه بصيره ؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست ،

(قيامت ، آيه 14).
قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد

... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان» يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند. در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد

«... ولا متخذي اخدان ...»
رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد كه از ديدن و صحبت كردن يكديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يكي از محرمات است اما اگر به صورت يك ارتباط عادي باشد, مانند اينكه در يك موضوع علمي يا شغلي با يكديگر گفتگو كنند, در صورتي كه خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه, كه در نوع اول توضيح داديم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اينكه مقدمه معصيت مي شود, اشكال دارد. در روايات آمده است, با نامحرم بيش از پنج كلمه ضروري صحبت نكن و نيز هرگز با او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين كار شايد اشكال نداشته باشد, ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد, بايد از آن پرهيز كنيد. البته ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي :
اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشكل است و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از اين است در هر حال ما سعي مي كنيم بدبين نباشيم شما هم سعي كنيد سر خود را كلاه نگذاريد.
چند توصيه
با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه : اولا, اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بكاود و باطنش را عميقا مطالعه كند كه مثلا صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا: در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در كلاسها به گونه اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود


1-از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.

 2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.

3- حجاب شرعي رعايت شود

- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد4

5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند.

 بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه
 در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و

قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.

در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد. البته از نظر شرعي و اخلاقي تا هنگامي كه به اين صورت تنها حرف هاي معمولي مي زنيد، نمي توانيم بگوييم كه اين رابطه حرام است و يا گناه دارد، يعني مشكل شرعي ندارد، ولي مي تواند آسيب هاي تربيتي و رواني مهمي در پي داشته باشد. وقتي دو نفر مدت زيادي با هم صحبت مي كنند و رابطه دارند، كم كم به هم علاقه مند مي شوند و اين علاقه به صورت دلبستگي و وابستگي در مي آيد، بعد از اينكه اين حالت به وجود آمد، ديگر قضاوت هايي كه در مورد هم دارند تحت تاثير علاقه قرار مي گيرد و نمي توانند كاملا آزاد و فارق در مورد هم فكر كنند و يكديگر را به صورت عقلاني و منطقي مورد ارزيابي قرار دهند و چه بسا عيب هاي هم را نمي بيننند و وارد راهي مي شوند كه به احتمال قوي پايان خوبي ندارد

.
پيامدهاي روابط افراطي دختر و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت. به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود


 فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند. در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.
 ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد. اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت. پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟ دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد. بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]
افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است. دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
 عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.
اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است. وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد. بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.
 محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود

به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
 آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
 آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند؟


:: بازدید از این مطلب : 156
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران